تبليغاتX
تبرغنک
در گستره سیاست و فرهنگ
کابینه وانتظارات مردم

 

درمیان اعضای کابینه پیشنهادی رئیس جمهور اگرچند که چهره های جدید محدود است ولی با آن هم ظاهرا با استقبال مجامع جهانی روبروشده است. کابینه پیشنهادی علیرغم انتظار وتصور مردم چندان تفاوتی با کابینه قبلی ندارد چرا که اکثریت اعضای آن را اشخاصی تشکیل میدهد که درگذشته یا دروزارت خانه ها ویا درمناصب بالای دولتی دیگر بوده اند. با این وجود سخنگوی جدید حامد کرزی می گوید مهم تغییر اشخاص نیست بلکه مهم تغییر درسیستم است.

    حرف این است که تغییر سیستم به دست کی خواهد بود؟ اگر تنها مفادات نوشته شده روی کاغذ ها ملاک باشد درآن صورت باید گفت که قانون اساسی افغانستان هم مدرن تر ازقوانین برخی کشورهای همسایه است ولی چه می شود کرد که کسی چندان به آن عمل نمی کند. به نظر می رسد درشرایطی که این کشورقراردارد تغییرچهره ها هم مهم باشد. تجربه چندساله حکومتداری افغانستان نشان داده است که موارد تطبیق واجرای قانون اکثرا به چهره هایی تعلق داشته است که آنان صلاحیت وتعهد خودرا نسبت به مردم افغانستان دردیگر ابعاد زندگی ورفتارهای اجتماعی خود نشان داده است. عناصری که نتوانسته باشد درظرف سال های گذشته برای کشور وحفظ منافع مردم مفید واقع گردد چگونه خواهد توانست دور بعدی را برمبنای قانون وقناعت ملت افغانستان پیش ببرد. مثال مردم افغانستان همانند کسی است که مار گزیدگی را تجربه کرده باشد اینگونه اشخاص واضحا از ریسمان ابلق می ترسد. این روزها گفتگوی عامیانه مردمان کوی وبازار برمحورکابینه می چرخد واعلام اسامی آنان برخی را به حیرت انداخته که با وجود قول های مکرر رئیس جمهور وعزم جدی وی درساخت اداره ای که بهتراز گذشته عمل کند، چطور رئیس جمهور کشور موفق نشده است چهره های جدید وبیشتری را پیدا نموده وبه کابینه معرفی کند؟

    موضوع دیگری که به حیث نقص کابینه جدید مطرح است و ظاهرا واکنش های جدی را هم درپی آورده، حضور اندک زنان می باشد. با وجودیکه رئیس جمهور قبلا قول داده بود که دراداره بعدی زنان بیشتری را شامل می کند. این مساله باعث شده است که بحث های داغی میان زنان دربگیرد وبرخی هم ابرازنظرهای نومیدانه ای دررابطه کرده اند. آگاهان امور می گویند که حضورزنان درساختاراداری وسیاسی دیگرازمرحله نمایش های سمبلیک گذشته است وزنان فرهیخته کشورثابت کرده اند که توانایی انجام امورمهم کشوری ودولتی را دارا هستند وبرای رعایت جندرهم که شده اقتضا می کرد کابینه جدید اشخاصی را ازاین قشرهمرای خود میداشت.

      با تمام این حرف وحدیث ها کابینه جدید معرفی شده وهمانگونه که سخنگوی رئیس جمهورگفته است امید می رود آنان رای اعتماد مجلس نمایندگان را کسب نمایند. اما مردم افغانستان بازهم مثل گذشته تنها کاری را که می توانند این است که فقط آرزو کنند کابینه بعدی کابینه مسول، متعهد وصالح از کاربرآید. مردم فقیرکشور می گویند فرصت های افغانستان روز به روز محدود ترمی شود کاش میشد دور بعدی حکومت دور طلایی کار، زندگی وصلح باشد. این آرزو درمخیله فرد فرد این جامعه جان گرفته است وخداکند که اعضای کابینه جدید وشخص رئیس جمهور به قول ها ووعده های قشنگی که میدهد جامه عمل بپوشاند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

تاخیر یا تعویق درمعرفی کابینه؟

 

تاخیر بیش ازحد درمعرفی کابینه جدید حامدکرزی، زمزمه های سیاسی فراوانی را ببارآورده وعلت اصلی آن بدرستی روشن نیست که آیا فشارهای خارجی عامل این کار می باشد ویا دقت بسیار رئیس جمهور درترکیب اعضای کابینه ؟ ازآنجایی که اخیرا لحن حامد کرزی نسبت به خارجی ها تغییرکرده و حاکی از گیله مندی وشکایت شده است، برخی این گمانه را زیاد مطرح می نمایند که یکی ازدلایل تاخیردرمعرفی کابینه کشورهای خارجیی هستند که هرکدام می خواهند مهره های قابل اعتماد خودرا درکابینه جدید داشته باشند. ازسوی دیگر شخص رئیس جمهورنیز که تجربه چندین ساله ریاست دولت را داشته و باریکی های حکومت داری را درکشور چند قومی افغانستان می شناسد احتمال دارد وی اعضای کابینه خودرا شناسایی وبا اطمینان خاطر بیشتر به ولسی جرگه معرفی کند گرچند که این کار مستلزم تاخیرغیرمعمولی درمعرفی کابینه باشد.

     موضوع مبارزه با فساد اد اری درکشور از موضوعات جدی است که هم کشورهای دوست وهم مردم افغانستان روی آن حساسیت داشته وانتظار دارند دولت دوم درابعاد مختلف کاری خود باید با دولت اول حامد کرزی تفاوت داشته باشد. فساد اداری کلاف پیچیده وسردرگمی است که تا کنون هیچ نهادی نتوانسته است سرنخ آن را پیدا کرده وبه ملت افغانستان نشان بدهد. اگر دادستانی کل شخصی را محکوم به حبس می نماید بلافاصله اورا پاک ومبرا از هرنوع گناه میداند. این برخورد های ضد ونقیض تا حدودی برباورهای مردم تاثیرات منفی گذاشته و این امید را که دولت بعدی، دولت کارآمد ومتفاوت از دولت قبلی باشد درذهن وضمیر شهروندان افغانی نابود می سازد؛ مردم عقیده دارند که پاکی وناپاکی اداری هر فردی را فقط  ارگان های ذیربط می تواند مشخص نماید. اگر چنانچه این روند ادامه داشته وهرمتهمی پیش ازاینکه دریک دادگاه با صلاحیت تبرئه شود، با مداخله اشخاص وافراد از پنجه قانون بگریزد ممکن است آسیب های جدی به نهاد های مرجع وارد گردیده و اصل قانونمندی را درکشور زیرسوال ببرد.

     یکی از کارهای مهمی که پیش روی دولت دوم قرارد ارد نهادینه ساختن قانون وپیروی از آن است که حکومت باید درتمام مراحل اجرایی آن پیش قدم بوده ونگذارد که دخالت سلایق و اعتبارات فردی، زمینه های حاکمیت قانون را درجامعه با چالش مواجه سازد. حال اگر نیت رئیس جمهوراین است که اعضای کابینه اش همان صفت های نظیر پاکی و پاکیزگی را که خود به کارمی برد داشته باشد باید گفت که تاخیر درمعرفی کابینه قابل توجیه و پذیرفتنی است چون به هرحال طبق ضرب المثل معروف راه مکه از دویدن تمام نمی شود. افغانستان ودرراس آن شخص رئیس جمهور درمرحله ای قراردارد که بایستی بیش ازهر وقت دیگر محتا ط و تکیه به عصا حرکت کند. تا نشود خدای نخواسته دربحبوحه بسیار نازک وشکننده ای که کشورقراردارد تجربیات تلخ گذشته یکبار دیگر تکرارگردد.  ازعناصر مهم وسازنده دیگری که می تواند کابینه وحکومت بعدی را آراسته وپیراسته سازد عملی کردن شعارهایی  می باشد که رئیس جمهور دردوران کمپاین وهم اکنون آنرا سرمیدهد؛ این شعارها شامل ترقی افغانستان، مبارزه با فساد وحکومتی برمبنای مشارکت ملی است.

    

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/25ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

رئیس جمهور درست می گوید

 

حامد کرزی رئیس جمهورکشور درکنفرانس ملی مبارزه با فساد گفته است که جامعه جهانی درکنار دولت افغانستان  دولت دیگر ساخته است. وی با این استدلال که کشورهای کمک دهنده مستقیما وبدون درجریان قراردادن دولت افغانستان بودجه های کمکی اش را به مصرف می رساند، علاوه کرد وقتی مامور اجرایی موتر ضدگلوله ومعاش اش را مستقیما ازخارجی ها دریافت می نماید طبیعی است که از دولت حساب نمی برد. لحن تند حامد کرزی حاکی از واقعیتی است که متاسفانه وجود دارد وهمین مساله سبب گردیده روند بازسازی افغانستان درمقایسه با بودجه های کمکی ازسوی جامعه جهانی معادل صفرباشد.

    این اظهارات درکنفرانسی تحت عنوان کنفرانس ملی مبارزه با فساد درکابل زمانی انجام شده است که برخی کشورهای کمک  دهنده قبلا از موجودیت فساد اداری درکشور شاکی بوده وتهدید کرده بودند که درصورت عدم برخورد جدی دولت با فساد کمک های شان را قطع خواهند کرد. این تهدیدات که دولت افغانستان را هم تاحدی تکان داده است باعث گردیده زمزمه های جدی درباره مبارزه بافساد شنیده شود. دادستانی کل کشور قبلا اعلام کرده بود که کار روی دوصد دوسیه مرتبط با فساد واختلاس جریان دارد ودرپیوند با همین موضوع عبدالاحد صاحبی شاروال کابل به چهارسال حبس محکوم شده بود که بعدا به دلایل نامعلوم وی به جای زندان به دفتر کارش برگشت. متعاقب این رویداد حکم بازداشت معاون شهرداری صادرگردید که تا هنوز معلوم نیست این حکم به چه سرانجامی رسیده است.

    موجودیت فساد اداری را درنهاد های دولتی اگرچند که شخص رئیس جمهورهم اذعان می نماید ولی علت یابی وجود فساد تاکنون کمتراز سوی دولت ونهادهای مدنی مطرح شده است. تنها بنیاد کاریتاس درایتالیا اخیرا پرده از واقعیت های تلخی برداشته که موید سخنان اخیر حامد کرزی مبنی برآلوده بودن جامعه جهانی به فساد اداریا افغانستان است. بنیاد ایتالیایی کاریتاس واضحا اعلام داشته که تاکنون این کشور سه میلیارد دالر به حساب افغانستان خرچ سربازان محدود خود درافغانستان کرده است. رئیس این بنیاد گفته است با این مبلغ می شد دوصد شفاخانه برای افغان ها ساخت  که هم موجب دسترسی مردم به صحت می گردید وهم باعث دلگرمی مردم افغانستان نسبت به خارجی ها می شد. او می گوید ما هیچ کاری برای مردم افغانستان انجام نداده ایم فقط پول های خودرا به حساب آنان برای خود به مصرف رسانده ایم. این تنها نمونه ای از روند کمک های جامعه جهانی است که بنیاد با انصاف ایتالیایی آن را افشا می کند.

     سال ها است که میلیارد ها دالر تحت عنوان کمک به افغانستان توسط خود خارجی ها حیف ومیل می شود ولی کمترکسی پرده از روی واقعیت ها برمیدارد. اکثر کارشناسان اقتصادی این باور را دارند که با مجموع پول های که به حساب افغانستان واریز وبه مصرف رسیده است می شد سه بار این کشوررا از نو بازسازی کرد.

 درچنین وضعی رئیس جمهور ناگزیر به اظهار حقیقتی شده است که متاسفانه وجود د ارد وگفته های او از هرلحاظی درست است. جامعه جهانی اگر چنانچه با نیت کمک وهمکاری با مردم افغانستان دراینجا سرباز فرستاده وپول خرچ می کند باید این واقعیت را هم درنظر بگیرد که اداره مشروع ومنتخب افغانستان پیش از هرکسی صلاحیت دارد که چگونه با مسایل اقتصادی وسیاسی کشورش برخورد نماید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/24ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

درنگی برتلفات پلیس

 

نیروی پلیس درمقایسه با سربازان اردوی ملی و نیروهای نظامی خارجی ازتجهیزات کمتری برخورداربوده ودرنتیجه آسیب پذیرتراند. این مطلب را مقامات داخلی وخارجی بارها اذعان داشته اند وقرارگزارشی تنها ظرف سال جاری تلفات پلیس ملی ازمرزیک هزار گذشته است.

   پلیس افغانستان که از نظر تدارکات، آموزش و ظرفیت با پلیس کشورهای منطقه قابل مقایسه نیست، علاوه برتامین امنیت عامه درنبرد های رویاروی با طالبان نیزشرکت می کند. اگرچند برمبنای قانون، جنگیدن وحضور درمیدان های رزمی کارپلیس نمی باشد اما حالات اضطراری کشور این نیرو را ناچار به تحمل تلفات کرده است. قوای پلیس که عمدتا تحت آموزش افسران و کارشناسان آلمانی قراردارد، ظرف سال های گذشته نتوانسته است به ظرفیتی برسد که جوابگوی نابسامانی های امنیتی درکشورباشد. چالش های فراروی پلیس علاوه از اخلالگری های سیستماتیک باندهای مافیایی که بطورلجام گسیخته دست به ترور، توطئه و اختطاف میزنند، مواد مخدر و حملات گروه های مسلح مخالف نیزهست. پلیس علیرغم کمبوداتی که درطی سال های گذشته داشته است اما به نحو شجاعانه ای به وظایف ملی خود عمل کرده ودراین راه طبعا با تلفات وخسارات جانی مواجه بوده است.

    آخرین گزارش رسیده حکایت ازتلفات سنگین این نیرو درولایت هلمند وبغلان دارد. مثل اینکه نیروهای دشمن دربرخی نقاط از ضعف نیروی پلیس استفاده کرده و با شناخت ازکمبودات وعدم تجهیز این نیرو، به آنان شبیخون می زنند. تلفات پلیس همانگونه که برای دولت افغانستان شکننده می نماید، برای مردم نیز تاثر انگیزوناراحت کننده است. برخی تحلیلگران عقیده دارند که پلیس ملی همانطوریکه از معاش کافی برخوردارنبوده و خوانواده های شان درمضیقه اقتصادی قراردارند، از آموزش مسلکی لازم نیز تا حدی بی بهره هستند. همین امر موجب می شود که گاهگاهی انگشت های انتقاد به سمت این نیرو بالا برود. سال گذشته حرف هایی درمورد همدستی برخی از افراد پلیس با مجرمان دررسانه ها سرایت کرده بود که بعضا حدس وگمان هایی را سبب می گردید. همچنانکه ویدیوی چند ثانیه ای که نشان میداد افراد پلیس درکمال راحتی وآرامش سلاح های شان را به گروپی از طالبان تسلیم می کردند.

    دراین اواخر شایعه دیگری نیزبرسرزبان ها افتاد مبنی براینکه افراد معتاد به صفوف پلیس راه یافته اند. اگر این شایعه حقیقت داشته باشد واضحا به معنی استیصال این نیرو است؛ چه اینکه معتادین هرگز نمی توانند کاری را ازپیش ببرند مخصوصا که وظیفه مهم پلیس به آنان سپرده شود. آنان هم چنانکه ازنظر جسمی ناتوان ومریض هستند ازنظر فکری وروانی نیز به هیچ وجه قابل اعتماد نمی باشند. با این وصف اگر پلیس کشور نتواند به ظرفیت لازم خود ازنظر تجهیزات و آموزش مسلکی برسد، باید اوضاع ناگوارتری را برای آنان پیش بینی کرد. اما توجه به وضعیت پلیس به نظر می رسد در صدربرنامه های دولت باید باشد. چرا که پلیس یک کشوربه مثابه اعصاب یک کشوراست ومعلومداراعصاب ناسالم نمی تواند باعث رفتار سالم درجامعه وفرد تلقی گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/23ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

داستان دادستانی

 

وقتی دادستانی کل کشور عبدالاحد صاحبی را به چهار سال زندان محکوم کرد، مسافرین داخل شهری یک عراده مینی بوس امیدوارانه باهمدیگر گفتگو می کردند؛ پیرمردی که ادعا داشت ریش اش را درآسیاب سپید نکرده است خطاب به همراه جوان اش نجوا کرد نگفتم که بالاخره درست می شود؟ او ادامه داد که روزگاری درکابل یک نانوا به علت گرانفروشی و کم کردن وزن نان، زنده درتنور انداخته شده بود وبعد پیروزمندانه علاوه می کرد که همان زمان وقتی ما سوار موترملی بس می شدیم کلان سالان می گفتند مگر مکتب نداری که ایلا ایلا می گردی؟

     آیا حکم بازداشت شهردارکابل براستی بارقه امید به اصلاح را در مغز جامعه د وانیده بود؟ حداقل برای نصف روز آری. چه اینکه درهمین مدت کوتاه بسیاری ازشهروندان دردل شان قند آب کردند که آخرالامر شمشیر قانون ازنیام محافظه کاری ومصلحت جویی های درست ونادرست حکومت بیرون آمد و قرار آوازه ای دیگری که گفته می شد وزرای اهل معامله واختلاس نیز چند روزی را آب خنک خواهند خورد، امید به آینده بهتر وعاری از فساد دردل اکثر مردم جوانه زد. اما مثل اینکه داستان دادستانی درکشور شبیه افسانه پشت کوه قاف است چرا که این افسانه همانگونه که خود واقعیت ندارد حتا برای ذهن وضمیر انسان امروزی قصه سرگرم کننده ای هم به حساب نمی آید.

    درنیمه دوم همان روز خبر وارونه شد و گفتند که شاروال به دفترکارش رفته است. حرف ازاختلاس درساختن کابل سرینا و یک مارکیت تجارتی، مردم شهررا دلخوش نکرده بود. بلکه انتظار این بود که دوسیه های دیگری از روک های بایگانی دادستانی بیرون کشیده می شود وخلق خدا هم فرصتی می یابند تا ضمیمه آن اوراق بهادار قطور عرایض شان را مبنی برخرابی سرک ها وساخت وسازهای بی جواز به پیشگاه دادستان کل می برند. اما هیچکدام این کارها به انجام نرسید وداستان مردم این شهر مانند داستان سررفتن شیر ازدیک چودنی بود که با یک پوف جانانه اهل خبره ازجوش نشست واینک آنانیکه بعداز ظهر ها درسینه آفتاب به تماشای تشله بازی کودکان می نشینند می گویند برادر دوغ سرد را هم باید پوف کرده نوشید و حرف وحدیث از اصلاح وترمیم  حداقل برای این نسل قدغن است.

    اکنون درحالیکه شاروال دردفتر کارش نشسته و مردم درتعجب از ادامه درامه می باشد، اینبار حکم بازداشت معاون شهرداری صادرشده است. می گویند او هم شریک جرم است. سوالی که مردم می پرسند این است که مجرم اصلی اگر آزاد باشد شریک  جرم چگونه دربند خواهد شد؟ نکند ماده ای از قانون اساسی به این مساله روشنی انداخته باشد که ما بی خبراز آن مانده ایم. درهرحال هردو کار دادستانی قابل قدراست هم درمورد شاروال وهم درمورد معاون شاروال. مگر یک خواهش کوچک مسافران مینی بوس دارند وآن اینکه دادستانی کل کشور همت کند شرکای جرم را درنهادهای دیگر نیز بپالد وحکم به توقیف اش دهد تا پروسه جهاد اعلام شده از سوی لوی سارنوال سابق حداقل به همین نقطه برسد که برای نصف روز اهالی این ده بزرگ به مسرت کاذب دست یابند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/22ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

بن لادن، آتش زیر خاکستر

 

آتش های پنهان زمانی شعله می کشند که اندک نسیمی برلایه خاکستری شان بوزد. ولی آتشی که بن لادن روشن کرده است مدام می سوزاند وبنیاد زندگی آدم هارا درسراسر جهان به خاکسترمبدل می کند. براستی این آدم کیست که تمام دنیا بسیج گردیده ولی نمی تواند اورا پیدا نماید؟ داستان های مربوط به دوران جهاد واینکه چگونه وی به افغانستان آمده است برای مردم تکراری شده و اکنون چهره بن لادن به بازشناسی مجددی نیاز دارد.

   زمانیکه برج های دوگانه منهتن فروریختند، اهمیت ترسناک این مرد برای دولت ها وملت های دنیا روشن گردید. افغان ها اما تا آنزمان شناخت کمتری ازوی داشتند؛ مردی که داماد افغانستان شده بود وبا پوشش افغانی منویات قرون وسطایی خود را یکی پشت دیگری به منصه ظهور می رساند. طالبان دراین میانه به گمان اغلب صرف سربازان وی بودند. سربازانی که فقط یاد گرفته بودند کشور خودرا خراب وهموطنان شان را گردن بزنند. وقتی دنیا متوجه شد بن لادن یک فرد عادی نیست، قضیه بوی و رنگ جهانی گرفت وازآن پس نه طیاره های بدون سرنشین ونه اکیپ های اطلاعاتی که صدام حسین را اززیر زمین بیرون کشید نتوانستند بن لادن را از مخفیگاه اش بیرون بیاورد. درمورد پنهانگاه بن لادن نیز هنوز که هنوز است داستان وافسانه گفته می شود ولی گمانه بیشتر این است که او درسرحدات افغانستان وپاکستان باشد.

    گاهی مردمان عادی وغیرسیاسی افغانستان در باره اینکه او چگونه تاکنون مصون ازگزند ب 52 مانده است حرف هایی برزبان می رانند. واقعیت چیست؟ مردم می گوید اگرصدام پیدا ومحاکمه می شود چرا بن لادن هنوز زنده است. نکند شخصیت او برای دوام نمایش و آنچه دردرام خونین افغانستان ومنطقه پیش بینی شده است هنوز هم ضرورت است و او باید آخرین نقش های اش را هم بازی کند. مساله بن لادن هم اکنون به مثابه خواب پریشانی برای همه دولتمردان دنیا است. مخصوصا آنانیکه داعیه دموکراسی وامنیت جهانی را درسردارند. ولی برای افغانستان تنها یک کابوس نه که یک واقعیت تلخ وخطرناکی است که نام وتصویر وی هرروز برای این ملت مصیبت می آفریند. هفت سال ازفروپاشی نظام طالبانی گذشته است اما افغان ها هم چنان درخاک وخون غوطه می خورند. مک کریستال این واقعیت را برای بار نخست افشا می کند که او (بن لادن) به یک نماد تبدیل شده است.

     این حدس درست خواهد بود که سی هزارنیروی اعزامی امریکا به افغانستان می آید تا تکلیف بن لادن را یکسره کند؟ پاسخی برای این گونه گمان ها نیست ولی آنچه را می شود تردید نکرد این است که قوای یک لک نفری امریکا درافغانستان ماموریت های جدید و دشوارتری را پیش رو خواهد داشت. اگر اسامه بن لادن به نمادی برای جنگجویان افراطی تبدیل شده باشد، کار جبهه ضدتروریزم تنها محدود به افغانستان هم نخواهد بود چرا که اینک هزاران مرکزتبلیغ افراطیت درمنطقه وجود دارد و ایجاب می کند برای تغییر ویا حذف نماد ها کارهای بیشتری صورت گیرد. اظهارات اخیر جنرال مک کریستال اهمیت این موضوع را به روشنی برملا کرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/18ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

رابطه دوامدارامریکا وافغانستان

 

درحالیکه هنوز کابینه جدید حکومت معرفی وبه کارخود شروع نکرده است، رفت وآمد مقامات عالی رتبه امریکایی به کابل حکایت از تعمیق روابط بین دوکشورمی کند. درهمین حال قراراست هزاران سرباز تازه نفس ایالات متحده غرض سرکوب شورشگری ها درمناطق عمدتا جنوب کشور مستقر گردد.

   رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا از دوام رابطه با افغانستان حرف زده وطی یک کنفرانس مشترک مطبوعاتی با حامد کرزی اظهارداشته است که نیروهای امریکا تا زمانی که اردوی ملی افغانستان توانایی مقابله با دشمنان اش را پیدا نکند درکنار آن باقی خواهد ماند. آقای گیتس گفته است که عمده ترین هدف آنان سپردن کار و مسولیت بیشتر بدوش خود افغان ها است. وی ازاین نگرانی نیز یاد کرده است که ممکن با افزایش عساکر خارجی میزان تلفات ملکی هم بالا برود اما وی بلافاصله اذعان میدارد که دشمنان صلح افغانستان به شکل بی رحمانه ای به کشتار مردم می پردازد وباید جلو آن گرفته شود. وی خواست جامعه جهانی و ایالات متحده را از افغانستان مبنی برمبارزه جدی با فساد یکبار دیگر تکرار کرد.

   حامد کرزی رئیس جمهورکشور نیز درحالیکه از صحبت ها با رابرت گیتس اظهار خرسندی می نماید گفته است که نیروهای داخلی تا ظرف پانزده الی بیست سال قادر به تمویل ازمنابع داخلی نخواهد بود  ولی حضور وزیردفاع امریکا را درکابل برای ادامه مبارزه با تروریزم موثر تلقی می کند. به نظر می رسد هم امریکا وهم افغانستان درحال حاضر روی مناسبات دوامدار نظامی وسیاسی خود اهمیت داده و کوشش می نمایند وضع را به گونه ای رقم بزنند که برای هردو کشور سود به بار بیاورد. منافع هردو کشور درگرو شکست تروریزم است و این موضوع با عث می شود دلخوری هایی هم که گاهگاهی میان مقامات بروزمی نماید به زودی جای خود را به تعارفات رسمی سیاسی ودوستانه بدهد. چندی پیش سطح مناسبات حامد کرزی با مقامات ایالات متحده تا حدی دستخوش ناملایماتی گردیده بود که بعداز انتخاب مجدد وی، امریکا نیزچاره را دردوام رابطه وهمکاری با رئیس جمهورحامدکرزی می بیند چه اینکه بارماموریت دشوار مبارزه باتروریزم بین المللی  روی شانه های هردو کشور سنگینی می کند و کوچکترین ناهماهنگی بین آنان ممکن است به سود تروریزم بیانجامد.

   رابرت گیتس زمانی ازسپردن مسولیت های بیشتر به دوش نیروهای افغانی می گوید که مایک مولن جنرال دیگر امریکایی دریک قشله عسکری درامریکا گفته است که سال پیش رو از پرچالش ترین روزهای عمر نظامی وی می باشد. او خطاب به سربازان از جنگ خونین وپرتلفاتی درافغانستان یاد کرده است واضافه می کند که شورشیان دروضع بهتری قرارگرفته اند و باید قضیه برعکس گردد. حال آیا با ازدیاد سربازان بیشتر امریکایی ، مسولیت عملیات های جنگی به اردوی ملی افغانستان سپرده خواهد شد؟ واینکه حامد کرزی تا سقف بیست سال آینده از توانایی تمویل نیروهای داخلی اظهارعجز می کند می توان به تفوق برشورشیان امیدواربود؟ مساله عمده این است که اداره جدید بتواند اعتماد مردم افغانستان را درساحات مختلف زندگی جلب و ازحضور سربازان خارجی برای تامین امنیت کشوراستفاده درست نماید. تشکیل اداره سالم وعاری ازفساد به نیروهای داخلی این مورال را خواهد داد که با جرئت وشهامت ازحریم صلح وامنیت مردم دفاع کرده ونوع رابطه کشور را با دنیا به شکل آبرومندانه ای رقم بزند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/17ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

احتیاط درمعرفی کابینه جدید

 

تاخیر درمعرفی کابینه جدید حامد کرزی، اندکی شباهت به تاخیر دراعلام نتایج انتخابات می رساند. آن زمان بحث هایی درمورد تقلب و تخطی های انتخاباتی مطرح بود که بالاخره کمسیون مستقل انتخابات برنده نهایی را اعلام کرد و به ماهها انتظار مردم افغانستان پایان داد.

   چندی پیش وقتی رئیس جمهورسوگند وفاداری به افغانستان یاد کرد با توجه به فرصت هایی که گذشته بود انتظار می رفت کابینه جدید هرچه زود ترمعرفی وبه کارخود آغاز نماید. اما این اتفاق تاهنوز نیفتاده است و گفته می شود یکی ازعلت های اصلی تاخیر درمعرفی کابینه جدید احتیاط هایی است که ازسوی رئیس جمهور به کار گرفته می شود؛ با وجودیکه نمی توان فشار کشورهای دخیل درقضیه افغانستان را درترتیب وچینش چهره های جدید به منظور اداره عاری ازفساد نمی توان فراموش کرد، این مهم نیز پیش روی حامد کرزی قرار دارد که بنا به گفته خودش ، لوث فساد اداری افغانستان را بدنام کرده واین بار باید به گونه ای عمل شود که هم رضایت مردم افغانستان گرفته شود وهم رضایت جامعه جهانی.

    با اینکه هنور به صورت رسمی سوانح اعضای کابینه جدید به مطبوعات داده نشده است اما این گمانه که چهره های جدید از تهعد وتخصص کافی برخوردارباشند زیاد است. دراینکه چه کسانی درکابینه جدید وبا چه پیشینه و تجربه ای عضویت خواهند داشت، نگرانی هایی هم وجود دارد که بعد از معرفی و احیانا کسب رای اعتماد معلوم خواهد شد. مهم ترین مقوله ای که درترکیب کابینه جدید مطرح است بحث مشارکت ملی است چیزی که حامد کرزی آن را درشعارهای انتخاباتی خود وبعدازآن مدام برزبان آورده است. مشارکت ملی مساله پیچیده ای است که هنوزهم برخی از عناصرسیاسی نمی توانند آنرا بنا برجزم گرایی های خاص خودشان تحمل نمایند. گروه های مسلح مخالف نیز گاهگاهی این مقوله را دربیانات شان زیر سوال می برند و آنان مدعی تملک همه جانبه کشوری هستند که درآن اقوام مختلف زندگی می نمایند وخرده فرهنگ ها وزبان های خاص خودشان را دارند.

    حال آیا حامد کرزی توانسته است جوانب ظریف مشارکت ملی را درساخت کابینه جدید مراعات کند؟ قراراست روز سه شنبه این کابیه غرض اخذ رای اعتماد به ولسی جرگه معرفی شود. مجلس نمایندگان نیز که تعطیلات زمستانی خودرا به همین منظور به تعویق انداخته است این بار دربرابر یک آزمون بزرگ دیگر قرار می گیرد که آیا خواهد توانست موجبات قناعت مردم رافراهم کند یاخیر. به نظر می رسد محافل داخلی وخارجی منتظر معرفی واعلام کابینه جدید رئیس جمهور حامد کرزی است ودراین میان مردم افغانستان بیش ازهرکس دیگر دراضطراب ودلهره به سر می برد که سرنوشت پنج سال آینده کشور به دست چه کسانی خواهد افتاد. اگرچه رئیس ولسی جرگه کشورگفته است که دردورقبلی نمایندگان ازتجربه کافی درسپردن رای اعتماد به وزراء برخوردارنبوده ولی این بار دقت کافی به خرچ خواهد داد با آن هم مصرف مبالغ کلان کمک های جهانی بی هیچ بازدهی ملموس که درگذشته اتفاق افتاده است ازدلشورگی مردم وملت نمی کاهد.

     اگرکابینه جدید با کابینه قبلی ازنظرگاه های مختلفی درراستای تعهد وصداقت به کشور تفاوت نداشته باشد، باید منتظر بحران های جدیدی درکشورباشیم که امیداست اینگونه نبوده وفرصت پیش رو برای بازسازی افغانستان ونهادینه شدن قانون درکشور موثر واقع شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/16ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

دومین سوگند یک رئیس جمهور

 

امروز درسراسر کشور ودر شهر کابل بیرق های رنگین افغانستان به اهتزاز درآمده وملتی که ا ز دهها گردونه صعب العبور جنگ وبحران های ممتد سرافراز بیرون آمده است، شاهد مراسم بزرگ ادای سوگند ازسوی رئیس جمهوری است که برای دومین بار به حیث زعیم این کشور انتخاب شده است. شور وشعف مردم افغانستان از آنجا ناشی می شود که دراین فصل جدید حامد کرزی با اراده ونیت جدید وبرمبنای مشارکت ملی یکبار دیگر زمام امور را بدست گرفته وکشتی طوفانزده کشور را سکان داری خواهد کرد.

    علاوه برمهمانان داخلی دهها تن از  مقامات بلند پایه کشورهای غربی وهمسایه دراین مراسم بزرگ وبه یاد ماندنی شرکت دارند. حامد کرزی رئیس جمهورمنتخب افغانستان مراسم تحلیف وادای سوگند وفاداری را به افغانستان را درحالی به جا می آورد که با کمال تاسف دربخش های وسیع کشور ناامنی وجود دارد و طی سال های گذشته بحران فساد اداری نیز دامنگیر افغانستان بوده است. رئیس جمهور منتخب با و جود آگاهی از فراز وفرودهای که درعرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی وامنیتی کشور موجود است، به قرآن عظیم الشان و درپیشگاه ملت افغانستان سوگند یاد می کند که به کشور وفاداری کرده و قانون اساسی افغانستان را احترام و به منصه اجرا بگذارد.

      رئیس جمهور حامد کرزی درشرایطی  مراسم تحلیف برای یک دوره کاری جدید را به جا می آورد که براساس یک تحقیق ازسوی موسسه اکسفام، افغانستان به حیث دومین کشورازنظر فساد اداری شناخته شده است. این، علاوه بر بحران های کلانی نظیر جنگ و مواد مخدراست که هم اکنون دامنگیر افغانستان می باشد. سال های آینده برای حامد کرزی سال های دشواری است که عزم، اراده وجدیت وی را برای ساختن افغانستان نوین و عاری از فساد به محک می گذارد. آیا رئیس جمهور می تواند براین همه چالش  فایق آید؟ به نظر می رسد که حامد کرزی با کسب مشروعیت ازسوی مردم ،همگامی رهبران کاریزماتیک اقوام کشور ونیز حمایت جامعه جهانی ازاداره جدید او، این توانایی را خواهد داشت که چهره افغانستان را به وجه بهتری عوض کرده و شالوده های مشارکت ملی را با سعه صدر و تجربیاتی که ازگذشته کسب کرده است پی ریزی نماید. یقینا ساختن افغانستان جدید صلابت اراده زعیمی را می طلبد که به دور ازگرایش های مرسوم دراین سرزمین، زمینه های شکل گیری تاریخ جدید و پرافتخاری را به وجود بیاورد؛ حامد کرزی طی دوره کاری قبلی خود نیز راهی را رفته است که هم اینک منجر به انتخاب دوباره او گردیده است.

     مردم افغانستان این روز پرشکوه واین مراسم به یادماندنی را به دیده قدر می نگرد و برای سعادت، رفاه و امنیت کشور حامد کرزی را همراهی خواهد کرد. نیروهای سیاسی وملی  برای ورود به فصل جدید تاریخ و اعمار کشور زعامت ملی را بدرقه خواهد کرد و امید می رود با شروع  کار اداره جدید  روزنه های سبزو روشنی  به روی ملت افغانستان گشوده شود.

    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

طرح تازه بریتانیا قبل از تحلیف حامدکرزی

 

دوروز مانده به مراسم تحلیف حامد کرزی رئیس جمهورمنتخب افغانستان، گوردون براون نخست وزیر بریتانیا گفته ا ست که کنفرانسی درمورد افغانستان درلندن برگزار وروی جدول زمانی خروج نیروهای آن کشور بحث خواهد شد. اظهارات آقای براون اگرچند واکنش مقامات دولت افغانستان را برانگیخته است اما سخنگوی رئیس جمهور می گوید ازجزئیات آن اطلاع ندارد. اظهارات سیامک هروی درباره طرح تازه بریتانیا محتاطانه بوده و موقف صریح دولت را ذکرنکرده است. وی می گوید که افغانستان خواهان کنفرانس همه جانبه درارتباط با مسایل کلی کشوراست درحالیکه کنفرانس بریتانیا صرف به امور نظامی می پردازد.

   نوع واکنش دولت افغانستان میرساند که طرح تازه گوردون براون درشرایطی که مراسم تحلیف ریاست جمهوری انجام نشده وکابینه جدید هنوزمعرفی نشده است برای افغانستان تا حدی ابهام آمیز بوده وخوشایند نیست. اگرچه درگذشته وزارت دفاع کشور از طرح افغانیزه شدن جنگ حمایت کرده و گفته بود که باید نیروهای ملی از آموزش وتجهیزات کافی برخوردارشود. بحث خروج نیروهای خارجی از ولایات وولسوالی های ناامن پیش ازاین هم مطرح بوده اما آنچه را که براون به تازگی برزبان آورده است برای دولت افغانستان رازآلود به نظرمی رسد. برخی براین عقیده هستند که بریتانیا با طرح چنین موضوعاتی می خواهد برحامد کرزی فشار وارد کند که خواست های آن کشوررا درترکیب کابینه جدید خود مراعات کند. این گمانه بیشتراز آنجا نشات  می گیرد که قبلا حدس هایی درباره  این موضوع وجود داشته است که گویی کشوربریتانیا با وزارت مبارزه با مواد مخدراافغانستان علایق ویژه ای داشته و اکنون نیز می خواهد روابط  تنگاتنگی با برخی از نهادهای اداری افغانستان داشته باشد.

     اعمال فشار ازسوی بریتانیا برحامد کرزی درشرایطی گمان برده می شود که این کشور قبلا دربرخورد با مافیای مواد مخدر درولایت هلمند سهل انگاری هایی را مرتکب شده است. درسال های گذشته ولسوالی موسی قلعه بارها بین طالبان ونیروهای ضدتروریزم دست بدست شده است درحالیکه بیشترین نیروهای بریتانیایی درولایت هلمند مستقرهست وامنیت این ولایت به دوش این نیروها می باشد. در پیوند با این مساله، باید گفت که مبارزه با تروریزم ماموریتی است که به عهده مجموع کشورهای عضو جبهه ضد تروریزم به شمول افغانستان می باشد. اما نحوه اداره و ساختار نهاد های ملکی و اجرایی کاری است که تنها مربوط به دولت افغانستان می شود. اما درمورد افغانیزه شدن جنگ همانگونه که بارها یاد آوری شده است این کار ممکن است فوایدی را دربرداشته باشد چنانچه اگر قومانده وعملیات های جنگی توسط اردوی ملی وپلیس کشور اجرا شود دروقدم نخست از تلفات افراد ملکی می کاهد واین مساله ای است که هم به نفع مردم افغانستان وهم به نفع نیروهای خارجی است. درگذشته بارها حوادثی اتفاق افتاده که منجر به تلفات ملکی گردیده وبا عث رنجش مردم افغانستان از قوت های ناتو شده است. پیشبرد ماموریت ضدتروریزم  درگرو حوصله مندی وهماهنگی تمام نیروهای دخیل درجنگ است ودراین میان احترام به عقاید وجان مردم دراولویت قراردارد.

     با این همه هرگونه اظهارنظرهایی که امکان تضعیف روحیه مردم ومهم نشان دادن گروه های مسلح مخالف درآن باشد به نفع کسی نخواهد بود وافغانستان حق  دارد این فرصت را داشته باشد که به دور ازهیاهو ونوسان درموضع گیری های کشورهای دوست، اداره جدید خودرا بسازد وبه تقویه نیروهای دفاعی خود بپردازد. سلامت مبارزه با تروریزم درسایه توافق وهمدلی طرف های درگیردرجنگ ممکن است و پیروزی یا شکست دربرابر تروریزم  مربوط به همه کشورهایی است که هم اکنون درافغانستان حضوردارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/26ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

روزگار سیاه کودکان

 

دراکثرکشورهای جهان وقتی کودکی به دنیا می آید، سرنوشت او ازهمان لحظات اول زندگی به گونه ای مثبت و خوشایندی رقم می خورد. این کودکان خوش شانس از آوان تولد صاحب حساب بانکی، بیمه صحت ودیگر امتیازات زندگی می شوند؛ برای آنها فکر وبرنامه دقیق تعلیمی وسپورتی وجود دارد و نحوه تغذیه شان نیز مکفی است به گونه ای که هرکودک با گرفتن شیر ودیگرخوراکی های مجاز، کالری تغذیه شان کامل ودرنتیجه به صورت انسان های صحتمند وبشاش وارد جامعه می گردند.

   دنیای کودک افغانی اما بسیارمتفاوت از اکثریت کودکان جهان است. با تولد یک کودک درخوانواده های اکثرا فقیر افغانستان گویی یک گرفتاری ومصیبت جدید متولد می شود؛ چه اینکه دروهله نخست این والدین هستند که  بادیدن چهره نوزاد شان به هزارغم وغصه فرو می روند. والدین افغانی نه تنها هیچ چیزی را برای کودک خود پیش بینی وفراهم نمی تواند بلکه دراندوه نفقه آن افتاده ودهها مورد پریشانی را تجربه می کند. این کودکان تا زمانیکه بزرگ نشده اند به مثابه موجودات اضافی وصرف نانخور به حساب آمده وازآنجاییکه والدین شان نمی توانند حتا غذای کافی برای شان تهیه نمایند، پرواضح است که آنان درکنار اینکه ازصحت وتندرستی لازم برخوردار نمی باشند ازنظر روانی نیز به شکل انسان های بیمار وعقده ای کلان شده و شامل اجتماع می گردند. عواقب زندگی این دسته ازانسان ها که درکودکی ازتغذیه کافی محروم بوده واز تعلیم وآموزش نیز بازمانده اند معلوم است. متاسفانه بررسی وضع زندگی این نوع کودکان به نمونه گیری های محدود نمی گنجد چرا که محیط  این دایره آن قدر وسیع است که اگر مبالغه نشود 90 فیصد جامعه افغانی را احتوا می کند.

    کودکی که تغذیه کافی نشده و دوران طفولیت اش را بدون تربیت لازم سپری کرده باشد به سن نوجوانی که می رسد به انواع بزهکاری ها دست خواهد زد. این دسته ازاطفال نوجوانی های شان را درسرک ها وپس کوچه های شهر می گذراند ودراین مدت یاد می گیرد که چگونه اعمال خلاف را انجام دهد. چه بسا که بسیاری ازآنان ازسوی والدین خود تشویق به سرقت و تکدی گری می شوند. واقعیت های زندگی درجامعه افغانی روزگار سیاهی را برای کودکان اش رقم میزند که با کمال تاسف تاهنوز راهی برای زدودن تاریکی های زندگی شان  جستجو نشده است. اگرواقعیت غیرازاین باشد پس باید پرسید که این همه اطفال که درخیابان ها گدایی وموترشویی می کنند کی ها هستند. ونیزاطفالی که مجبور به کاردرمزرعه کوکنار می شوند ویا اطفالی که ازآنان به حیث سربازان جنگی استفاده می شود؟

    اما این ها که گفته شد تنها بلایای زندگی کودک افغانی نیست. کودکان افغانستان درمعرض اختطاف و فروش نیز قراردارند اخیرا گزارش شده است که تعدادی ازاین کودکان که ربود ه شده بودند ازمحل اختفای شان فرار کرده وبه منازل خود برگشته اند. باند های قاچاق کودکان، نخستین هدف شان کودک افغانی است. اعضای این باند ها میدانند که به راحتی می توانند درافغانستان به اهداف خود دست یابند. ازینرو آمار کودک ربایی درکشور بیش ازحدی است که بتوان آنرا با کشورهای همسایه مقایسه کرد. کودک ربایی جرم نابخشودنی است اما دولت افغانستان با کودک ربایان چه برخوردی خواهد کرد. توقع جامعه این است که با آدم ربایان برخورد قاطع وجدی صورت بگیرد. سزای آنانیکه با کودکان معصوم تجارت می کنند درقانون پیش بینی شده است کاش می شد قانون را حداقل درمورد کودکان تطبیق ومراعات کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/25ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

پایتخت فرهنگی جهان اسلام، ناامن است

 

قراراست شهرغزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام نامگذاری شود. البته این عنوان برای شهری  که روزگاری پایتخت اقتدار وحکمروایی سلاطینی چون محمود غزنوی بوده وصد ها شاعر واندیشمند درآن می زیسته اند، چندان بی تناسب نیست. درروزگاران قدیم شهر غزنی حیثیت چهارراه تلاقی فرهنگ ها وتمدن بشری بوده و این شهرازخود نام وخاطره بزرگی دردل تاریخ جاداده است.

   اینک اما درچنین شرایطی که قراراست نمایندگان فرهنگی کشورهای اسلامی درسال 2013به غزنی بیایند  واز پایتخت فرهنگی جهان اسلام دیدارنمایند، این شهربی رونق ترازآن دیده می شود که نام پایتخت بتوان برآن نهاد. غزنی هم اکنون شباهت تمام به خط اول جنگ دارد چه اینکه ازمجموع ولسوالی های این ولایت تنها سه الی چهار ولسوالی آن درامنیت نسبی به سر می برد. شاهراه کابل- قندهار که ازجوارشهرغزنی گذشته است مدام مورد حملات گروه های مسلح مخالف قرارمی گیرد وبسیاری از این حملات علیه کاروان های تدارکاتی و کاروان های نظامی خارجی وداخلی درحومه های همین شهر صورت می گیرد. این روزها سفربه غزنی و یا عبوراز متعلقات این ولایت به سمت وصوب دیگر خالی ازخطر برای مسافرین نیست.

    ولایت غزنی دارای آبدات وابنیه تاریخی  بسیاری  است که هرکدام می تواند درجلب توریستان و سیاحان داخلی وخارجی موثرباشد؛ علاوه برقبر سلطان محمود ومنار معروف این شهر، بالاحصار غزنی و دره نی قلعه که محل زیست وپرورش مسعود سعد سلمان بزرگترین شاعر دوره محمود می باشد نیز ازمحلات تاریخی ودیدنی غزنی به حساب می آید. لکن این شهر با تمامی استعدادهای که درخود نهفته دارد متاسفانه یکی از ولایات ناآرام کشوربوده و اطراف شهر تقریبا درمحاصره مخالفین قرار دارد. اما مهم ترازهمه اینکه ولایت غزنی درهشت سال گذشته کمتر شاهد بازسازی واعمار مجدد بوده است. سرک ها وکوچه های داخل شهر هنوزهم خاکی وگل آلود است و چهره این شهر شباهت خیلی کم به یک شهر امروزی ومدرن میرساند. شاید یکی ازدلایل کندی دربازسازی این شهرهم ناامنی های مزمن دراین ولایت باشد. لکن به هیچ  وجه تمام دلیل نیست. شهریان غزنی تا اندازه ای از حکومت ودولت گلایه دارند که چرا نسبت به این شهر توجه شایسته صورت نگرفته است.

      بنا به گفته وزیرشهرسازی دولت جمهوری اسلامی افغانستان مبلغ دوصد میلیون دالر امریکایی برای بازسازی وتعویض چهره شهر درنظرگرفته شده تا اینکه غزنی  مناسب با نامگذاری خود گردد. اما هنوز ازاین کمک ها خبری نیست. و به ظن اکثر مردم این ولایت درقدم اول بایستی امنیت این شهر تامین وتضمین گردد. مردم می گویند غزنی که درصدوچندکیلومتری کابل قرارد ارد وحیثیت دروازه پایتخت را ایفا می کند باید از امنیت کامل برخوردارباشد. د رقدم دوم اگرقراراست این شهر پایتخت فرهنگی جهان اسلام باشد، ضروری می نماید که چهره شهر بطور شایسته ای عوض گردیده و امکانات رهایشی برای مهمانان چندین سال بعد آماده شود. آیا این آرزوها روزی به تحقق خواهد پیوست؟ به هرحال آنچه درحال حاضر دیده می شود این است که پایتخت فرهنگی جهان اسلام ناامن است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/24ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

واگذاری امنیت به نیروهای داخلی

 

درحالیکه هشت سال ازماموریت دشوار نیروهای بین المللی درافغانستان می گذرد وهزاران سرباز اردوی ملی وپلیس نیز دراین مدت آموزش دیده وتجهیزشده اند، هنوزهم تامین امنیت کشور با چالش های عمده ای روبرو است. بحث تامین امنیت افغانستان همانطوریکه مقامات داخلی را به خود مشغول داشته، کشورهای دوست افغانستان را نیز با مشکلات عدیده ای روبرو کرده که آنان تاکنون نه توانسته اند ازعهده ماموریت شان برآیند و نه می توانند به سادگی ازکشوربیرون شوند. هردوحالت برای نیروهای خارجی جنبه حیثیتی دارد و همانگونه که معلوم است آنان نمی خواهند تن به ملامتی گریز ازجبهه ضد تروریزم بدهند.

    واگذاری تامین امنیت به نیروهای داخلی درکشوری نظیر افغانستان ممکن است نواقص ومشکلاتی را به همراه داشته باشد برعکس عراق که درآنجا به عهده گرفتن امنیت ازسوی نیروهای عراقی نتیجه مطلوبی داشت. شاید تمرکز القاعده ونیروهای سرسخت مخالف دولت افغانستان  وجه بارز تفاوت میان این کشور وعراق باشد. اما روی هم رفته هر کشور ومنطقه ای ایجابات خاص امنیتی ونظامی خودرا د ارد که به نظر می رسد افغانستان ویژگی های خاص خودرا داشته باشد. مگر آنچه واضح است اینکه نیروهای افغانی نظیر اردو و پلیس، زمان کافی را پشت سرگذاشته اند و ظاهرا هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که این نیروها از به عهده گیری کامل امنیت کشور شانه  خالی کند. سخنگویان وزارت دفاع و نیروهای آیساف اخیرا به همین موضوع روشنی انداخته  وگفته اند که کم کم وظیفه تامین امنیت به نیروهای داخلی سپرده می شود.

     مسولیت تامین امنیت توسط نیروهای داخلی، به احتمال زیاد خصوصیت های مثبتی را با خود خواهد د اشت؛ نخست اینکه شناخت اردو و پلیس از نیروهای  دشمن، سبب جلو گیری از کشته شدن افراد ملکی خواهد شد که قبلا بیشترینه توسط قوای هوایی ائتلاف انجام می گرفت. دو  دیگر اینکه نیروهای داخلی به  کسب ظرفیت های لازم مقابله با مخالفین و هم چنان کسب مورال نظامی میرسند که دردرازمدت از آنان قوای مطمئن برای دفاع از کشورخواهد ساخت. طی دو سال اخیر مخصوصا اردوی ملی کشور درانجام ماموریت های محاربوی نشان داده است  که به خوبی می تواند ازعهده وظایف محوله شان براید. عملیات های جنگی که تا حال ازسوی اردو انجام شده است عمدتا با موفقیت همراه بوده و شاهکارآنان درسال گذشته در سرکوب مخالفین مسلح درولایت هلمند ونیز نقاط دیگر کشور، توان واراده سربازان اردو را به نمایش گذاشته است.

      اما موضوع واگذاری تامین امنیت به نیروهای ملی زمانی به نشر رسیده است که حرف ازاعزام هزاران سرباز تازه نفس امریکایی وجود دارد وجنرال استانلی مک کرستال درراپور خود به کاخ سفید قبلا از اهمیت اعزام سربازان اضافی یادآور شده بود. ظاهرا تا حال هم بحث های جدی درمورد اعزام عساکر اضافی درکاخ سفید جریان دارد و تحلیلگران عقیده دارند هنوز زود است که تجربه عراق درمورد به عهده گیری امنیت درافغانستان تکرارشود. پرسشی  که قابل طرح می نماید این است که اگر تامین امنیت به تمام معنا به نیروهای داخلی سپرده می شود موضوع اعزام هزاران سرباز اضافی خارجی  چه توجیهی خواهد داشت.

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

ادامه کمک ها به افغانستان

 

قراراست  ظرف پنج سال آینده  کشورجاپان  مبلغ پنج میلیارد دالرامریکایی  به افغانستان کمک کند.  درگزارش ها آمده است  جزئیات این کمک  قراراست حین سفر رئیس جمهوراوباما  به جاپان مورد بحث وبررسی قرار گیرد. این کمک ها به ادامه تعهدات جاپان درمبارزه باتروریزم بین المللی است.  قبلا کشورجاپان  ماموریت تامین سوخت وتدارکات نیروهای ناتو را دراقیانوس هند به عهده داشت  که ظاهرا حکومت جدید این کشور  براساس قانون اساسی جاپان  از به کارگیری اردو درماموریت های بیرون مرزی امتناع می ورزد.

     جاپان  طی هشت سال گذشته  ازکشورهای کمک کننده  به افغانستان بوده ودرتعهدات بین المللی اش  درقبال  افغانستان پایبند مانده است.  ازمجموع کمک هایی  که این کشور به افغانستان نموده  است  درعرصه صحت، بازسازی و ترانسپورت کارگرفته شده  ومردم باوردارند  نحوه کمک های جاپان وهند به یاد ماندنی ومفید می باشد. جاپانی ها با عرضه تعدادی ملی بس وحتا نصب علایم ترافیکی درجاده های کابل درسال های پیش  نام وخاطره شان را درذهن مردم افغانستان حک کرده اند.

   اینبار اما گفته می شود  کمک پنج میلیارد دالری جاپان  بیشترینه درعرصه آموزش وپرورش و کمک به  آن  عده طالبانی صورت می گیرد  که خواهان  بازگشت به زندگی صلح آمیزهستند.  ازآنجاییکه کشورجاپان دررده های اول فهرست کشورهای پیشرفته جهان قراردارد  وخود دارای تجارب وسیع درزمینه های تعلیمی وبازسازی می باشد، مردم عقیده دارند  که کمک های آنان درصورتیکه تحت نظر متخصصین خودشان وبا درنظرداشت نیازمندی افغانستان صورت گیرد  کارا وموثر واقع خواهد شد . اما چیزیکه تاحدودی مورد تردید می نماید  این است  که ایده کمک به طالبان برای بازگشت به زندگی صلح آمیز آیا باعث پیوستن بیشترمردم  به صفوف طالبان نمی شود؟  هشت سال گذشته نشان داده است  که این گروه به هیچ چیزی قناعت نمی کنند  و تنها چیزی که آنان را مجاب می سازد تخریب و به کارگیری شیوه های منفور آدم کشی است.  درولایات جنوبی وشرقی کشور آنان تا چند بارهم یک مکتب را آتش زده اند.  گروه های مخالف مسلح به کاروان های اکمالاتی حمله می کنند   وبرمسافرین عادی هم رحم نکرده اند.  اگرارائه این نوع کمک ها و تحت عنوان تشویق برای برگشت  به زندگی عادی باشد ازکجا معلوم  که طالبان  آنرا نوعی با ج دهی جامعه جهانی به خودشان تلقی نکنند.  اگر تلقی طالبان این چنین باشد، یقینا  این کمک ها درجهت مخالف خواسته های جاپان  که یک کشورصلح دوست می باشد  خواهد بود.

     افغانستان  درحالیکه ازاین کمک ها استقبال می نماید، این مفهوم را نیزدرک می نماید  که اعلام کمک پنج میلیارد دالری جاپان  درواقع  به رسمیت شناسی حکومت جدید درکشور بوده و این اطمینان را به دست میاورد که جامعه جهانی مانند سال های گذشته درکنار دولت ومردم افغانستان خواهد ماند.  اکنون اما موضوعاتی چون مبارزه بامواد مخدر، تامین امنیت و مبارزه با فساد اداری  که هم مردم افغانستان وهم رهبران جامعه جهانی ازحامد کرزی می طلبد،  روبروی دولت جدید ایستاده است.  آینده های نه چندان دورنشان خواهد داد  که  دولت جدید  درقبال خواست های مردم کشور و جامعه جهانی چه خواهدکرد.

   

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

سرنوشت شوراهای ولایتی

 

درهاله های تیره انتخابات ریاست جمهوری که روند رای گیری، شمارش آراء و رسیدگی به شکایات انتخاباتی ماه ها طول انجامید، سرنوشت شوراهای ولایتی هنوزهم  سردرگم است.  آنانیکه دررقابت های انتخاباتی شوراهای ولایتی شرکت کرده بودند به بیش ازسه هزارنفر می رسید. این تعداد افراد که صدها زن نیزدرمیان آنآن بود پروسه ای را پیش بردند که انتظار می رفت دربرآیند خود نتایج بهتری برای شهرها وولایات کشورداشته باشد. استقبال مردم از انتخابات شوراهای ولایتی تنها به تعداد افراد شرکت کننده دررقابت های انتخاباتی محدود نمی شد بلکه میزان آرای ریخته شده به صندوق های شورای ولایتی نیز کم نظیربود.

    یکی ازدلایل علاقه مندی مردم به انتخاب شدن وانتخاب کردن این بود که باورعمومی نسبت به انتخابات مثبت وامیدواری ها براین بود که تشکیلات های شورای ولایتی درسطح کشور می تواند در روند بازسازی و نظارت بر بودجه ولایات موثرواقع شود. علاوه براین مفکوره جمعی مردم در نظام دموکراسی این است که هرفرد واجد شرایط رای دهی به نحوی شریک سرنوشت خود وسهیم دراداره کشورمی گردد. اصولا انتخابات ها هم به همین منظوراست ودر تمامی کشورهای جهان قدرت واداره دولت ازطریق انتخابات به مردم یک کشورتوزیع می گردد. انتخابات شوراهای ولایتی اما  درافغانستان همزمان با انتخابات ریاست جمهوری تدویرشد ودرست همان حدس ها وحدیث هایی را درباره اهمیت خود برانگیخت. عده ای معتقد بودند که انتخابات شوراهای ولایتی تحت تاثیر انتخابات ریاست جمهوری رفته واهمیت لازم خودرا ازدست د اده است. برخی هم اعتقاد داشتند این شوراها نمی توانند درشرایط فعلی کشور کارایی داشته و نمایندگان آن برای موکلین خود دستاوردهای لازم را داشته باشند.

    با این همه انتخابات شوراهای ولایتی زیرسایه انتخابات ریاست جمهوری برگزارگردید و به مثابه محکی درراستای نهادینه شدن دموکراسی تجربه ای خوبی برای مردمی خلق کرد که یک دوره آن گرچند با کم کاری وناکارآمدی سپری شده بود. دراین دوره تحلیل ها حاکی ازین بود که شوراهای ولایتی ظرفیت ممکن را برای ارائه کار واقناع رای دهندگان خود خواهد داشت. طرفداران این نظریه استدلال شان این بود که با مقرری مشاورین خارجی  که درامورملکی کارخواهند کرد ونیز برنامه های حکومت جدید به احتمال قوی متفاوت ازگذشته خواهد بود، نمایندگان شوراهای ولایتی هم چنانکه درامر شفاف سازی عواید و بودجه مصرفی ولایات خود بی تاثیرنیستند ممکن است در امرتوزیع عادلانه ثروت ملی درسطح ولایت نیز کارآ ومفید واقع گردند. مهم ترازهمه این است که مردم فکرمی کنند نمایندگانی دارند که درصورت نیاز می توانند به آنان مراجعه و مشکلات خویش را درزمینه های حقوقی واداری رفع نمایند.

    با تمام آنچه گفته آمد اما تاکنون سرنوشت شوراهای ولایتی نا معلوم است. شاید یکی ازدلایل تاخیردرشروع کاراین شورا مدت باقیمانده ازعمر مشرانوجرگه باشد که یک سوم اعضای خودرا ازمیان نمایندگان شوراهای ولایتی می گیرد. علت دومی هم به احتمال زیاد جنجال هایی باشد که کمسیون انتخابات را درگیر کار سرنوشت ریاست جمهوری کرده بود. مگرعلیرغم همه مشکلات موجود، ضرور این است که برای جلوگیری ازدلسردی مردم ونیز اهمیت دادن به کار شورای ولایتی، سرنوشت آن معلوم و زمینه های کاری آن مهیا گردد چه اینکه  به قول معروف خرابی یک پرزه ممکن است باعث خرابی تمام بدنه ماشین شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/18ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

صحت مردم باید جدی گرفته شود

 

طی هشت سال از عمر نظام فرایند بن، افغانستان شاهد رویدادهای عجیبی است که درگذشته مردم کشورحتا نامی ازآن نشنیده بودند. هشت سال گذشته درکنار مزایا یی که برای افغانستان آورده است، مصایبی نیز به همراه داشته که حیطه های سیاسی، اقتصاد، امنیت وصحت مردم را متضرر می سازد. تاریخ پراز جنگ وبحران این کشور هرگزبه خاطر نمی آورد که گروه های سیاسی ویا اقتدارطلب ازشیوه های خود کشی ودیگر کشی استفاده کرده باشد. درسال های اخیر عملیات های انتحاری بطوری زند گی مردم را زیرگرفته ومردم را مستاصل کرده است که نظیرآن هیچگاهی درگذشته ها دیده نشده است. بکارگیری این شیوه برای رسیدن به مقاصد سیاسی صرف دوسه سالی می شود که افغان ها آنرا می بینند ومی شنوند.

    درساحه صحت نیزیکی از امراضی که درکشور تا این اواخر ریشه کن نشده پولیه یا فلج اطفال و هم چنان بیماری سل بود که دولت افغانستان و وزارت صحت کشور تا حد امکان به مقابله آن برخواسته ونتایجی نسبتا ملموسی را به همراه داشت. ازآنجایی که مردم افغانستان بیشترینه وابسته به مواد طبیعی خوراکی خود ازطریق کشت وزراعت هستند، میزان امراض ناشناخته وصعب العلاج تا حدودی کمترگزارش میشد. اینک اما امراضی درکشور سرایت کرده ومردم را متضرر می سازد که عمدتا به امراض خارجی شهرت یافته است؛ امراض خارجی ازایدز شروع تا انواع انفلوانزای مرغی وخوکی تا اعتیاد به مواد مخدرگسترش پیدا کرده است. تا چند سال پیش بیماری به نام ایدز دراین کشورناشناخته و عجیب بود واکثرا باوراین موضوع که ایدز درافغانستان هم شیوع خواهد کرد مسخره وغیرقابل باور به نظر می رسید. مگر با شروع آمد وشد خارجی ها این بیماری مهلک هم درافغانستان آمد واکنون دامنه امراض خارجی به انواع انفلونزا کشیده شده و ملتی را درهراس انداخته است که  تاکنون دربسیاری از جهات زندگی خود عقب مانده وفاقد امکانات لازم مقابله با آن است. برای این روشن شدن این موضوع کافی است فقط تعداد شفاخانه های مربوط یک ولایت را مثال داد ونیز ساحاتی را که چندروز را ه پیاده تا مراکزدرمانی دارد.

    آیا انفلونزای خوکی مانند عملیات های انتحاری خواهد بود؟ ازیک دیدگاه آری چرا که هردوی این خطر بیشترینه جان مردمی را می گیرد که درطبقه کم درآمد وفقیرجامعه قراردارند. عملیات انتحاری هم درسرک ها وجوارساختمان های دولتی جان مردمی را می گیرد که برای پیداکردن لقمه نانی دستفروشی یا کارگری می کنند. انفلونزای خوکی هم زیادتر قربانیان خودرا ازمیان همین قشرخواهد گرفت. چه اینکه خوانواده های پرجمعیت و فقیر وقتی مصاب به این بیماری می شوند وتوان درمان آن نیز برای شان میسر نباشد واضحا معلوم است که همه بلایا متوجه آنان خواهد بود. دولت افغانستان برای مقابله با خطر انفلونزای خوکی مدت سه هفته را تعطیل اعلام کرده و ظاهرا درب های تمام مکاتب وموسسات بسته است. اما آیا با این شیوه می شود جلو شیوع بیماری را گرفت؟ به احتمال زیاد نه چرا که تا چه وقتی امکان تعطیل کار وزندگی را می توان درکشور پیش بینی کرد. از همینرواست که برخی این گزینه عملی شده را سیاسی می خوانند ولی وزارت صحت آن را به شدت رد می نماید. موضوع هرچه بوده باشد واقعیت این است که اینک بیش ازهفتصد نفردرکشور مبتلا به انفلونزا گردیده وایجاب می نماید که راه و تدبیر بهتری اندیشیده شود تا درپرتو آن هم ازجان وصحت مردم محافظت شود وهم کارواداره درکشورتعطیل نماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/18ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

افغانستان وحق حاکمیت ملی

 

افغانستان به مثابه کشور آسیب دیده ازبحران های ممتد داخلی وخطرآفرینی های تروریزم بین المللی، مدام به این اندیشیده است که چگونه می تواند راهی را پی گیرد که سبب سعادت وآرامش مردم اش باشد. احتیاط های همیشه دولت افغانستان دربرخورد با دوستان بین المللی وجوانب درگیربا مسایل کشورباعث شده است که گاهی برخی از حلقات خارجی وداخلی فراترازحیطه مسولیت های خود گام گذاشته وحرف وحدیث هایی برزبان آورند که اسباب رنجش مردم افغانستان شود.

    همه میدانند که فشارهای وارده برنهادهای ملی افغانستان و جنجال هایی که درپروسه انتخابات خلق شد سبب اصلی تاخیردراعلام نتایج انتخابات وبالاخره کشیده شدن آن به دوردوم گردید. اما مردم ودولت افغانستان با حوصله مندی و درک حالت های ظریف  وشکننده درکشور، تمام مراحل را تحمل و درجهت عبور سرفرازانه کشوراز پستی بلندی های سیاسی وامنیتی به تصامیمی که ازسوی کمسیون مستقل انتخابات افغانستان به حیث یک نهاد مسول وملی گرفته می شد تن داده وراه را برای گذر به سمت فرداها ی مطلوب تری بازکرد. دراین میان کشورهای دوست که اینک هرکدام درافغانستان حضورنظامی وسیاسی دارند، موضعگیری های مخصوص به خود را داشته ونصیحت هایی را به جوانب سیاسی درکشور ارائه می کردند. نهادهای ملی ورسانه های کشورنیز به منظور ترمیم نابسامانی های موجود و فراهم  آوری زمینه های خوبترکارواداره کوشش می نمودند به نحوی همسویی با اندرزهای فرامرزی نشان بدهند.

    آنچه ملت افغانستان را مجبور به تحمل برخی ازادا اطوارهای سیاسی می نماید وضعیتی است که این کشوررا به خط اول مبارزه باتروریزم تبدیل کرده واز طرفی فقط هشت سال است که قانون آهسته آهسته جای انارشیزم مزمنی را می گیرد که درحدود سی سال پنجه برگلوی مردم این آب وخاک انداخته بود. دراین هشت سال بطور ناخواسته همگی یاد گرفته بودند که بین بد وبدتر، جانبی را بگیرند که حداقل تفاوت هایی با عناصرماقبل تاریخی نظیرگروه های مسلح وافراطیون مذهبی داشته باشد که تحت نام دین تیشه برریشه دیانت ووحدت ملی این مردم می زند. این، ناگزیری واضح مردمی است که بعد ازسال ها فرزندان خودرا به مکتب می فرستد. والبته که مدام چوب یک ربع قرن عقب ماندگی های فرهنگی خودرا نیز می خورد. اینک اما مثل اینکه اندرزها کم کم لحن وبوی مداخله گرفته است که وزارت خارجه افغانستان اعلامیه ای را صادر وازحق حاکمیت ملی افغانستان حرف زده است. به نظر می رسد این اقدام وزارت خارجه به موقع و برای حفظ اتوریته ملی افغانستان است. با فرض اینکه کشوردرگرفتاری های کلان امنیتی واقتصادی به سرمی برد اما هرگزبه این معنا نیست که ازبیرون برای این کشور خط ونشان کشیده شود. افغان ها درطول تاریخ ثابت کرده اند هم چنانکه به اصول وقواعد بین المللی وحق احترام به همسایه ها و کشورهای متحابه پایبند است اما هرگزنمی تواند قیمومیت بیگانه ای را بپذیرد. بلکه این ملت به عنوان صاحبان این سرزمین خود صلاح وفلاح کشورشان را خوب تر ودقیق ترشناسایی کرده و برای چگونگی اداره شان تصمیم می گیرند.

     دوستان بین المللی باید درک نمایند که هرگونه تصمیم گیری برای حکومت آینده متعلق به مردمی است که با میلیون ها رای خود زعامت این کشوررا انتخاب کرده اند. ونیزباید همه جوانب داخلی وخارجی به این حقیقت تن دردهند که شعارهای میان خالی ودور ازواقعیت های این سرزمین نمی تواند راه مارا به سمت فرداهای بهتربگشاید. مبارزه با فساد درصدراجندای کاری حکومت آینده است ولی این شعار ونظایرآن که درگذشته نیز نتیجه نداده است نباید سبب ایجاد فاصله ها بین مردمی باشد که سیاستمداران آن وبالاخره رای خود آنان زمینه های درخشان مشارکت ملی را به وجود آورده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

دوروز تاخیردرواکنش عبدالله

 

بعدازاینکه حامدکرزی ازسوی کمسیون انتخابات به حیث رئیس جمهور منتخب اعلام واکثر رهبران جهان پیروزی وی را گفتند، انتظارمی رفت درهمان ساعات اولیه داکترعبدالله عبدالله رقیب اصلی حامد کرزی درانتخابات سال 13888 ازخود واکنش نشان دهد. اما او دوروزبعد نظرات خودرا طی یک کنفرانس مطبوعاتی ابراز داشته وگفته است که حکومت آقای کرزی مبنای قانونی ندارد. وی اظهارداشته است که حامد کرزی ازسوی کمسیونی برنده اعلام گردیده که این کمسیون خود آبروی خودرا خدشه دارکرده است. داکترعبدالله که قبل ازتدویر د وردوم انتخابات که قراربود درشانزدهم عقرب سال روان برگزارشود از رقابت منصرف شد وپس ازآن بود که کمسیون انتخابات مبنای پیروزی حامد کرزی را آرای گرفته شده دردوراول قرارداده واورا به حیث برنده اعلام داشت.

      واکنش عبدالله با تاخیردوروزه به حدس وگمان هایی پایان داد که احتمال میداد او دردوربعدی با حامد کرزی همکاری خواهد کرد. اغلب این گمانه برسرزبان ها افتیده بود که گویی مذاکراتی درپشت پرده جریان دارد وممکن است داکترعبدالله دریکی ازپست های کلیدی حکومت دردوربعدی درکنار حامد کرزی باشد. اما این ها فقط حدس هایی بود که افکارعامه وبرخی ازمحافل سیاسی میزدند. اینک روشن شده است که داکترعبدالله همانگونه  که خودش می گوید درصف اپوزسیون خواهد ماند. سخنان تند وی درمورد کمسیون انتخابات و نحوه تشکیل حکومت بعدی میرساند که دیگرهیچگونه احتمالی ازهمکاری و پیوستن به تیم منتخب جدید درکارنیست واو به احتمال قوی ریاست اپوزسیون را به عهده خواهد گرفت. مساله این است که هرحکومتی بدون یک گروپ قانونی اپوزسیون به نظام پادشاهی می ماند که فقط یک فرد زمام اموررا دردست دارد واراده اوست که برهمه چیزتفوق می یابد. ازینرو باید قبول کرد وتاکید نمود که برای جلوگیری از فروغلطیدن نظام درمنجلاب های تفکرات قدیمی، لازم است بازو به بازوی دولت اپوزسیونی وجود داشته باشد که هم موارد اصلاحی را به دولت گوشزد نماید وهم خود دارای طرح وپلان منظم کاری برای کشورباشد. ازین جهت طبیعی ترین حالت این است که درراس اپوزسیون کسانی قراربگیرند که خود آرای مردم را به همراه داشته ومهم تراز همه تجارب کارو فعالیت سیاسی داشته باشد.

    چیزی که فهم آن برای همه ضروری است اینکه اگر انتخاب حامد کرزی برای دوربعدی حکومت مبنای قانونی نمیداشت به جز داکترعبدالله، رقبای دیگری نیزدرانتخابات بودند که اصولا رای ونظرآنان نیزقابل ملاحظه است. ولی مهم ترازهمه مردم افغانستان نیز دربرابرآن بی تفاوت نمی ماندند. اکنون اما وضع به گونه ای است که بعداز اعلام پیروزی حامد کرزی درسراسر کشور یا جشن های شادی گرفته شده ویا درنقاطی دیگر مردم با سکوت شان دربرابر این موضوع علامت رضایت داده اند. ونیز موضع گیری مقامات جامعه جهانی را هم نباید ازیاد برد چرا که واکنش های منفی یا مثبت آنان درمورد قضایای افغانستان فوق العاده تاثیرگذار خواهد بود. چرا که آنان هم اینک شریک ماموریتی هستند که هزاران عسکر ومیلیون ها پول خودرا دراین سرزمین سرازیرکرده اند. درصورتی که آنان ازحکومت بعدی افغانستان حمایت نکنند واضحا معامله ای به سود تروریزم خواهد بود چیزیکه مورد نفرت تمام مردم دنیا است وعزم جهان براین است که قومانده خط اول مبارزه باتروریزم به دست کسی  باید  سپرده شود که مشروعیت حضورخودرا توسط آرای مردم افغانستان کسب کرده باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

مشارکت ملی، راه درست افغانستان

 

بدنبال اعلام پیروزی حامدکرزی به حیث رئیس جمهورمنتخب آینده ازسوی کمیسون انتخابات، اکثررهبران کشورهای جهان پیروزی وی را تبریک گفته و ایالات متحده امریکا بردوام کمک هایش به افغانستان تاکید کرده است. انتخاب مجدد حامد کرزی که ازسوی کمسیون انتخابات اعلام شده است، با واکنش مثبت جامعه جهانی ومردم افغانستان مواجه شده است. این رویداد به باور اکثرکارشناسان وتحلیلگران سیاسی، نقطه پایان به بحران سیاسی گذاشته است که جنجال های انتخاباتی و درخواست های داکترعبدالله عبدالله مبنی بربرکناری برخی مقامات دولتی وکمسیون انتخابات به وجود آورده بود.

     اما رئیس جمهورکرزی درکنارمعاونین اش باردیگر انتخابات  وپیروزی خودش را پیروزی مردم افغانستان خواند واعلام کرد که حکومت آینده او برمبنای مشارکت ملی خواهدبود. وی با تاکید براینکه لکه های بدنامی فساد اداری ازدامن افغانستان باید پاک شود اظهارداشت که حکومت آینده برای تمام افغان ها خواهدبود ونباید کسی خودرا ازنظام وحکومت دورببیند. وی گفت هرافغانستانی که توان وآرزوی کاررا داشته باشد حکومت زمینه آن را مساعد خواهد ساخت. وعده های جدید رئیس جمهورکرزی درحالی بیان می شود که او چهارسال آینده را فرصت دارد زمینه های جدید ی برای پیشرفت کشورفراهم و ازبدنامی های به گفته خودش که درگذشته اداره افغانستان داشته است کشوررا دورنماید.

   باراک اوباما رئیس جمهورامریکا نیز گفته است که دورجدید ازروابط آن کشوربا اداره جدید افغانستان شروع می شود. بان کی مون سرمنشی سازمان ملل متحد و بسیاری ازرهبران جهان اکنون حامد کرزی را به حیث رئیس جمهورمنتخب افغانستان به رسمیت شناخته و محافل داخلی نظیرمشرانوجرگه نیزاز تصمیم کمسیون انتخابات حمایت کرده اند. گفته می شود تصمیم کمسیون انتخابات مبنی بر اعلام برنده شدن حامد کرزی هم چنانکه به بحران سیاسی کشورخاتمه داده است، ازنظراقتصادی نیزبه سود کشورارزیابی می شود چه اینکه تدویردوردوم انتخابات درحالیکه تنها رقیب حامدکرزی (داکترعبدالله عبدالله) ازشرکت درانتخابات انصراف ورزیده است، هزینه کلانی را که دراین دوربه مصرف می رسید به سود اقتصاد کشورذخیره کرده است. اما آنچه که مهم تراز هرمساله ای به نظر می رسد اینکه حوصله ملت افغانستان درتاخیربیش ازحد اعلام نتیجه نهایی انتخابات کم کم به سررسیده بود واین موضوع سبب گسترش ناامنی های بیشترو بروز فقر ورکود اقتصادی مردم می شد.

    اینک حامد کرزی به حیث زعیم منتخب برای یک دورکاری دیگر بنای حکومت اش را برپایه های مشارکت ملی استوارمی سازد؛ چیزی که مردم افغانستان سال های درازی را درآرزوی تحقق آن به سربرده است. پدیده مشارکت ملی یکی ازسنگ بناهای دورجدید حیات سیاسی کشوراست و اگر همانطوریکه رئیس جمهور می گوید به آن عمل شود، فرصت های بزرگی برای ترقی وپیشرفت کشوردرزمینه های امنیتی، اقتصادی وبازسازی به وجود خواهد آمد. بنای حکومت برپایه مشارکت ملی، زمینه های تفاهم وشکل گیری وحدت ملی را مساعد می سازد. آنچه امروزه برای ملت ومردم افغانستان حیاتی وضروری می باشد عبوراز بحران هایی است که هم اکنون درزمینه های امنیت واشتغال وجود دارد. سخنان حامدکرزی درمقدمه تشکیل حکومت جدید، برای مردم کشور امیدوارکننده وبرای جامعه جهانی نیز قابل درک واهمیت است. ازهمین جهت است که واکنش های مثبت سران دنیا

را به همراه داشته وامید است که صفحه نوینی درتاریخ کشور گشوده شود که همه مردم همانگونه که رئیس جمهورمی گوید خودرا شریک نظام وحکومت ببینند. شکی نیست که مشارکت ملی راه درست افغانستان است وباید  این مسیرباشهامت وشجاعت کارگزاران حکومت آینده طی گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

حمله خونین به مهمانخانه ملل متحد

 

طالبان  همانگونه که قبلا تهدید کرده بودند، برای اخلال  روند انتخابات در دور دوم حملات خود را آغاز کرده اند. نفوذ  افراد مسلح  درداخل عمارت مهمانخانه یوناما درکابل  منجر به درگیری چند ساعته بین مهاجمین ونیروهای امنیتی شد. این حمله  که ظاهرا منجر به کشته شدن  شش کارمند خارجی دفترملل متحد  شده است، یکی از خونین ترین حملاتی است که علاوه  برتداوم شیوه های خشن گروه های مسلح مخالف، پیام جدی وتکان دهنده سیاسی را نیزبه همراه دارد. حمله برکارمندان ملل متحد به مفهوم حمله برتمامی مفاداتی است که سازمان ملل  دراقصی نقاط جهان برای آن کار واجرای وظیفه می کند. حمله صبح چهار شنبه، 2009/10/28 برمهمانخانه ملل متحد  درکابل اززاویه دیگری نیزاهمیت بررسی دارد وآن اینکه نیروهای امنیتی مستقردرداخل واطراف  این مهمانخانه چطورغافل گیرشده اند  که مهاجمین  توانسته اند درداخل ساختمان  رسوخ نمایند.

     درگیرودار کشمکش ها برای دور دوم انتخابات، طبیعی است که چالش های امنیتی  نسبت به گذشته  بیشترمی گردد. این، تنها یک احتمال نیست  بلکه تجربه نشان میدهد که مخالفین همواره  درگرماگرم پروسه های ملی از شدت عمل بیشتری کارمی گیرند. درانتخابات بیست ونه اسد سال روان بیش ازهشتاد حمله را طالبان برمراکزدولتی ومراکزرای دهی سازماندهی کرده بودند. اینک انتخابات مهم وسرنوشت ساز دوردوم  پیش رو است. واضحا گروه های مخالف مسلح تمامی توان خود را به کارخواهند بست تا بتوانند روند رای دهی را مختل ودرمجموع پرستیژ سیاسی افغانستان را آسیب برسانند. چنانچه  درواکنش به حمله دیروزی  سخنگوی طالبان بلافاصله مسولیت حمله را به دوش گرفته وگفته است  که این آغاز حملات این گروه  درجهت اخلال پروسه انتخابات است. تجربه نشان داده است که طالبان حرفی را که میزنند تاحدزیادی آنرا دنبال می کنند. بنابراین  باید اذعان کرد که دوردوم انتخابات ممکن است خشونت های تحمیلی ازسوی مخالفین را  به همراه داشته باشد.

     حمله برمهمانخانه ملل متحد وهمزمان حمله راکتی  برهتل سرینا  حکایت از تحرک فوق العاده گروه های مخالف دارد  واین مهم عزم واراد ه جدی ترنیروهای امنیتی را  برای تامین امنیت وکنترل شهرمی طلبد. دراین راستا زمری بشری  اظهارامیدواری کرده است  که نیروهای امنیتی قادرخواهد بود امنیت انتخابات را در دور دوم تامین نماید. وی ازافزایش کمربندهای امنیتی درداخل شهرصحبت کرده واطمینان میدهد که وضع درکنترل قوای امنیتی خواهد بود. اما با توجه به اخطارطالبان که گفته اند موجی ازحملات انتحاری را برای اخلال انتخابات سازماندهی کرده اند به نظرمی رسد تنها اظهارنظرهای مطبوعاتی کافی نباشد. لازم می نماید قوای امنیتی کشور حالت فوق العاده ای را اعلام  ود رپیوند با آن درکنترل وگزمه های شهری  وقت وجدیت بیشتری را صرف نمایند.

     واقعه حمله برمهمانخانه ملل متحد باید هم برای خارجی ها وهم سیاستمداران کشور زنگ خطری باشد که افراطیون به هیچ اصولی پایبند نبوده وآنان می کوشند نظام افغانستان را که درمتن خود آزادی های مدنی واجتماعی را که ارزش های نوینی را باخود حمل می کند ازپا درآورد. ضروراست هم کشورهای دوست وهم عناصرسیاسی رقیب، زمینه های برگزاری آرام انتخابات را فراهم نموده  وبه مخالفین مجال ندهند که با استفاده ازتشتت علایق ومنفعت جویی های آنان اصل نظام  ومنافع علیای افغانستان را با خطر مواجه سازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  |