تبليغاتX
تبرغنک
در گستره سیاست و فرهنگ
افغانستان وحق حاکمیت ملی

 

افغانستان به مثابه کشور آسیب دیده ازبحران های ممتد داخلی وخطرآفرینی های تروریزم بین المللی، مدام به این اندیشیده است که چگونه می تواند راهی را پی گیرد که سبب سعادت وآرامش مردم اش باشد. احتیاط های همیشه دولت افغانستان دربرخورد با دوستان بین المللی وجوانب درگیربا مسایل کشورباعث شده است که گاهی برخی از حلقات خارجی وداخلی فراترازحیطه مسولیت های خود گام گذاشته وحرف وحدیث هایی برزبان آورند که اسباب رنجش مردم افغانستان شود.

    همه میدانند که فشارهای وارده برنهادهای ملی افغانستان و جنجال هایی که درپروسه انتخابات خلق شد سبب اصلی تاخیردراعلام نتایج انتخابات وبالاخره کشیده شدن آن به دوردوم گردید. اما مردم ودولت افغانستان با حوصله مندی و درک حالت های ظریف  وشکننده درکشور، تمام مراحل را تحمل و درجهت عبور سرفرازانه کشوراز پستی بلندی های سیاسی وامنیتی به تصامیمی که ازسوی کمسیون مستقل انتخابات افغانستان به حیث یک نهاد مسول وملی گرفته می شد تن داده وراه را برای گذر به سمت فرداها ی مطلوب تری بازکرد. دراین میان کشورهای دوست که اینک هرکدام درافغانستان حضورنظامی وسیاسی دارند، موضعگیری های مخصوص به خود را داشته ونصیحت هایی را به جوانب سیاسی درکشور ارائه می کردند. نهادهای ملی ورسانه های کشورنیز به منظور ترمیم نابسامانی های موجود و فراهم  آوری زمینه های خوبترکارواداره کوشش می نمودند به نحوی همسویی با اندرزهای فرامرزی نشان بدهند.

    آنچه ملت افغانستان را مجبور به تحمل برخی ازادا اطوارهای سیاسی می نماید وضعیتی است که این کشوررا به خط اول مبارزه باتروریزم تبدیل کرده واز طرفی فقط هشت سال است که قانون آهسته آهسته جای انارشیزم مزمنی را می گیرد که درحدود سی سال پنجه برگلوی مردم این آب وخاک انداخته بود. دراین هشت سال بطور ناخواسته همگی یاد گرفته بودند که بین بد وبدتر، جانبی را بگیرند که حداقل تفاوت هایی با عناصرماقبل تاریخی نظیرگروه های مسلح وافراطیون مذهبی داشته باشد که تحت نام دین تیشه برریشه دیانت ووحدت ملی این مردم می زند. این، ناگزیری واضح مردمی است که بعد ازسال ها فرزندان خودرا به مکتب می فرستد. والبته که مدام چوب یک ربع قرن عقب ماندگی های فرهنگی خودرا نیز می خورد. اینک اما مثل اینکه اندرزها کم کم لحن وبوی مداخله گرفته است که وزارت خارجه افغانستان اعلامیه ای را صادر وازحق حاکمیت ملی افغانستان حرف زده است. به نظر می رسد این اقدام وزارت خارجه به موقع و برای حفظ اتوریته ملی افغانستان است. با فرض اینکه کشوردرگرفتاری های کلان امنیتی واقتصادی به سرمی برد اما هرگزبه این معنا نیست که ازبیرون برای این کشور خط ونشان کشیده شود. افغان ها درطول تاریخ ثابت کرده اند هم چنانکه به اصول وقواعد بین المللی وحق احترام به همسایه ها و کشورهای متحابه پایبند است اما هرگزنمی تواند قیمومیت بیگانه ای را بپذیرد. بلکه این ملت به عنوان صاحبان این سرزمین خود صلاح وفلاح کشورشان را خوب تر ودقیق ترشناسایی کرده و برای چگونگی اداره شان تصمیم می گیرند.

     دوستان بین المللی باید درک نمایند که هرگونه تصمیم گیری برای حکومت آینده متعلق به مردمی است که با میلیون ها رای خود زعامت این کشوررا انتخاب کرده اند. ونیزباید همه جوانب داخلی وخارجی به این حقیقت تن دردهند که شعارهای میان خالی ودور ازواقعیت های این سرزمین نمی تواند راه مارا به سمت فرداهای بهتربگشاید. مبارزه با فساد درصدراجندای کاری حکومت آینده است ولی این شعار ونظایرآن که درگذشته نیز نتیجه نداده است نباید سبب ایجاد فاصله ها بین مردمی باشد که سیاستمداران آن وبالاخره رای خود آنان زمینه های درخشان مشارکت ملی را به وجود آورده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

دوروز تاخیردرواکنش عبدالله

 

بعدازاینکه حامدکرزی ازسوی کمسیون انتخابات به حیث رئیس جمهور منتخب اعلام واکثر رهبران جهان پیروزی وی را گفتند، انتظارمی رفت درهمان ساعات اولیه داکترعبدالله عبدالله رقیب اصلی حامد کرزی درانتخابات سال 13888 ازخود واکنش نشان دهد. اما او دوروزبعد نظرات خودرا طی یک کنفرانس مطبوعاتی ابراز داشته وگفته است که حکومت آقای کرزی مبنای قانونی ندارد. وی اظهارداشته است که حامد کرزی ازسوی کمسیونی برنده اعلام گردیده که این کمسیون خود آبروی خودرا خدشه دارکرده است. داکترعبدالله که قبل ازتدویر د وردوم انتخابات که قراربود درشانزدهم عقرب سال روان برگزارشود از رقابت منصرف شد وپس ازآن بود که کمسیون انتخابات مبنای پیروزی حامد کرزی را آرای گرفته شده دردوراول قرارداده واورا به حیث برنده اعلام داشت.

      واکنش عبدالله با تاخیردوروزه به حدس وگمان هایی پایان داد که احتمال میداد او دردوربعدی با حامد کرزی همکاری خواهد کرد. اغلب این گمانه برسرزبان ها افتیده بود که گویی مذاکراتی درپشت پرده جریان دارد وممکن است داکترعبدالله دریکی ازپست های کلیدی حکومت دردوربعدی درکنار حامد کرزی باشد. اما این ها فقط حدس هایی بود که افکارعامه وبرخی ازمحافل سیاسی میزدند. اینک روشن شده است که داکترعبدالله همانگونه  که خودش می گوید درصف اپوزسیون خواهد ماند. سخنان تند وی درمورد کمسیون انتخابات و نحوه تشکیل حکومت بعدی میرساند که دیگرهیچگونه احتمالی ازهمکاری و پیوستن به تیم منتخب جدید درکارنیست واو به احتمال قوی ریاست اپوزسیون را به عهده خواهد گرفت. مساله این است که هرحکومتی بدون یک گروپ قانونی اپوزسیون به نظام پادشاهی می ماند که فقط یک فرد زمام اموررا دردست دارد واراده اوست که برهمه چیزتفوق می یابد. ازینرو باید قبول کرد وتاکید نمود که برای جلوگیری از فروغلطیدن نظام درمنجلاب های تفکرات قدیمی، لازم است بازو به بازوی دولت اپوزسیونی وجود داشته باشد که هم موارد اصلاحی را به دولت گوشزد نماید وهم خود دارای طرح وپلان منظم کاری برای کشورباشد. ازین جهت طبیعی ترین حالت این است که درراس اپوزسیون کسانی قراربگیرند که خود آرای مردم را به همراه داشته ومهم تراز همه تجارب کارو فعالیت سیاسی داشته باشد.

    چیزی که فهم آن برای همه ضروری است اینکه اگر انتخاب حامد کرزی برای دوربعدی حکومت مبنای قانونی نمیداشت به جز داکترعبدالله، رقبای دیگری نیزدرانتخابات بودند که اصولا رای ونظرآنان نیزقابل ملاحظه است. ولی مهم ترازهمه مردم افغانستان نیز دربرابرآن بی تفاوت نمی ماندند. اکنون اما وضع به گونه ای است که بعداز اعلام پیروزی حامد کرزی درسراسر کشور یا جشن های شادی گرفته شده ویا درنقاطی دیگر مردم با سکوت شان دربرابر این موضوع علامت رضایت داده اند. ونیز موضع گیری مقامات جامعه جهانی را هم نباید ازیاد برد چرا که واکنش های منفی یا مثبت آنان درمورد قضایای افغانستان فوق العاده تاثیرگذار خواهد بود. چرا که آنان هم اینک شریک ماموریتی هستند که هزاران عسکر ومیلیون ها پول خودرا دراین سرزمین سرازیرکرده اند. درصورتی که آنان ازحکومت بعدی افغانستان حمایت نکنند واضحا معامله ای به سود تروریزم خواهد بود چیزیکه مورد نفرت تمام مردم دنیا است وعزم جهان براین است که قومانده خط اول مبارزه باتروریزم به دست کسی  باید  سپرده شود که مشروعیت حضورخودرا توسط آرای مردم افغانستان کسب کرده باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

مشارکت ملی، راه درست افغانستان

 

بدنبال اعلام پیروزی حامدکرزی به حیث رئیس جمهورمنتخب آینده ازسوی کمیسون انتخابات، اکثررهبران کشورهای جهان پیروزی وی را تبریک گفته و ایالات متحده امریکا بردوام کمک هایش به افغانستان تاکید کرده است. انتخاب مجدد حامد کرزی که ازسوی کمسیون انتخابات اعلام شده است، با واکنش مثبت جامعه جهانی ومردم افغانستان مواجه شده است. این رویداد به باور اکثرکارشناسان وتحلیلگران سیاسی، نقطه پایان به بحران سیاسی گذاشته است که جنجال های انتخاباتی و درخواست های داکترعبدالله عبدالله مبنی بربرکناری برخی مقامات دولتی وکمسیون انتخابات به وجود آورده بود.

     اما رئیس جمهورکرزی درکنارمعاونین اش باردیگر انتخابات  وپیروزی خودش را پیروزی مردم افغانستان خواند واعلام کرد که حکومت آینده او برمبنای مشارکت ملی خواهدبود. وی با تاکید براینکه لکه های بدنامی فساد اداری ازدامن افغانستان باید پاک شود اظهارداشت که حکومت آینده برای تمام افغان ها خواهدبود ونباید کسی خودرا ازنظام وحکومت دورببیند. وی گفت هرافغانستانی که توان وآرزوی کاررا داشته باشد حکومت زمینه آن را مساعد خواهد ساخت. وعده های جدید رئیس جمهورکرزی درحالی بیان می شود که او چهارسال آینده را فرصت دارد زمینه های جدید ی برای پیشرفت کشورفراهم و ازبدنامی های به گفته خودش که درگذشته اداره افغانستان داشته است کشوررا دورنماید.

   باراک اوباما رئیس جمهورامریکا نیز گفته است که دورجدید ازروابط آن کشوربا اداره جدید افغانستان شروع می شود. بان کی مون سرمنشی سازمان ملل متحد و بسیاری ازرهبران جهان اکنون حامد کرزی را به حیث رئیس جمهورمنتخب افغانستان به رسمیت شناخته و محافل داخلی نظیرمشرانوجرگه نیزاز تصمیم کمسیون انتخابات حمایت کرده اند. گفته می شود تصمیم کمسیون انتخابات مبنی بر اعلام برنده شدن حامد کرزی هم چنانکه به بحران سیاسی کشورخاتمه داده است، ازنظراقتصادی نیزبه سود کشورارزیابی می شود چه اینکه تدویردوردوم انتخابات درحالیکه تنها رقیب حامدکرزی (داکترعبدالله عبدالله) ازشرکت درانتخابات انصراف ورزیده است، هزینه کلانی را که دراین دوربه مصرف می رسید به سود اقتصاد کشورذخیره کرده است. اما آنچه که مهم تراز هرمساله ای به نظر می رسد اینکه حوصله ملت افغانستان درتاخیربیش ازحد اعلام نتیجه نهایی انتخابات کم کم به سررسیده بود واین موضوع سبب گسترش ناامنی های بیشترو بروز فقر ورکود اقتصادی مردم می شد.

    اینک حامد کرزی به حیث زعیم منتخب برای یک دورکاری دیگر بنای حکومت اش را برپایه های مشارکت ملی استوارمی سازد؛ چیزی که مردم افغانستان سال های درازی را درآرزوی تحقق آن به سربرده است. پدیده مشارکت ملی یکی ازسنگ بناهای دورجدید حیات سیاسی کشوراست و اگر همانطوریکه رئیس جمهور می گوید به آن عمل شود، فرصت های بزرگی برای ترقی وپیشرفت کشوردرزمینه های امنیتی، اقتصادی وبازسازی به وجود خواهد آمد. بنای حکومت برپایه مشارکت ملی، زمینه های تفاهم وشکل گیری وحدت ملی را مساعد می سازد. آنچه امروزه برای ملت ومردم افغانستان حیاتی وضروری می باشد عبوراز بحران هایی است که هم اکنون درزمینه های امنیت واشتغال وجود دارد. سخنان حامدکرزی درمقدمه تشکیل حکومت جدید، برای مردم کشور امیدوارکننده وبرای جامعه جهانی نیز قابل درک واهمیت است. ازهمین جهت است که واکنش های مثبت سران دنیا

را به همراه داشته وامید است که صفحه نوینی درتاریخ کشور گشوده شود که همه مردم همانگونه که رئیس جمهورمی گوید خودرا شریک نظام وحکومت ببینند. شکی نیست که مشارکت ملی راه درست افغانستان است وباید  این مسیرباشهامت وشجاعت کارگزاران حکومت آینده طی گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

حمله خونین به مهمانخانه ملل متحد

 

طالبان  همانگونه که قبلا تهدید کرده بودند، برای اخلال  روند انتخابات در دور دوم حملات خود را آغاز کرده اند. نفوذ  افراد مسلح  درداخل عمارت مهمانخانه یوناما درکابل  منجر به درگیری چند ساعته بین مهاجمین ونیروهای امنیتی شد. این حمله  که ظاهرا منجر به کشته شدن  شش کارمند خارجی دفترملل متحد  شده است، یکی از خونین ترین حملاتی است که علاوه  برتداوم شیوه های خشن گروه های مسلح مخالف، پیام جدی وتکان دهنده سیاسی را نیزبه همراه دارد. حمله برکارمندان ملل متحد به مفهوم حمله برتمامی مفاداتی است که سازمان ملل  دراقصی نقاط جهان برای آن کار واجرای وظیفه می کند. حمله صبح چهار شنبه، 2009/10/28 برمهمانخانه ملل متحد  درکابل اززاویه دیگری نیزاهمیت بررسی دارد وآن اینکه نیروهای امنیتی مستقردرداخل واطراف  این مهمانخانه چطورغافل گیرشده اند  که مهاجمین  توانسته اند درداخل ساختمان  رسوخ نمایند.

     درگیرودار کشمکش ها برای دور دوم انتخابات، طبیعی است که چالش های امنیتی  نسبت به گذشته  بیشترمی گردد. این، تنها یک احتمال نیست  بلکه تجربه نشان میدهد که مخالفین همواره  درگرماگرم پروسه های ملی از شدت عمل بیشتری کارمی گیرند. درانتخابات بیست ونه اسد سال روان بیش ازهشتاد حمله را طالبان برمراکزدولتی ومراکزرای دهی سازماندهی کرده بودند. اینک انتخابات مهم وسرنوشت ساز دوردوم  پیش رو است. واضحا گروه های مخالف مسلح تمامی توان خود را به کارخواهند بست تا بتوانند روند رای دهی را مختل ودرمجموع پرستیژ سیاسی افغانستان را آسیب برسانند. چنانچه  درواکنش به حمله دیروزی  سخنگوی طالبان بلافاصله مسولیت حمله را به دوش گرفته وگفته است  که این آغاز حملات این گروه  درجهت اخلال پروسه انتخابات است. تجربه نشان داده است که طالبان حرفی را که میزنند تاحدزیادی آنرا دنبال می کنند. بنابراین  باید اذعان کرد که دوردوم انتخابات ممکن است خشونت های تحمیلی ازسوی مخالفین را  به همراه داشته باشد.

     حمله برمهمانخانه ملل متحد وهمزمان حمله راکتی  برهتل سرینا  حکایت از تحرک فوق العاده گروه های مخالف دارد  واین مهم عزم واراد ه جدی ترنیروهای امنیتی را  برای تامین امنیت وکنترل شهرمی طلبد. دراین راستا زمری بشری  اظهارامیدواری کرده است  که نیروهای امنیتی قادرخواهد بود امنیت انتخابات را در دور دوم تامین نماید. وی ازافزایش کمربندهای امنیتی درداخل شهرصحبت کرده واطمینان میدهد که وضع درکنترل قوای امنیتی خواهد بود. اما با توجه به اخطارطالبان که گفته اند موجی ازحملات انتحاری را برای اخلال انتخابات سازماندهی کرده اند به نظرمی رسد تنها اظهارنظرهای مطبوعاتی کافی نباشد. لازم می نماید قوای امنیتی کشور حالت فوق العاده ای را اعلام  ود رپیوند با آن درکنترل وگزمه های شهری  وقت وجدیت بیشتری را صرف نمایند.

     واقعه حمله برمهمانخانه ملل متحد باید هم برای خارجی ها وهم سیاستمداران کشور زنگ خطری باشد که افراطیون به هیچ اصولی پایبند نبوده وآنان می کوشند نظام افغانستان را که درمتن خود آزادی های مدنی واجتماعی را که ارزش های نوینی را باخود حمل می کند ازپا درآورد. ضروراست هم کشورهای دوست وهم عناصرسیاسی رقیب، زمینه های برگزاری آرام انتخابات را فراهم نموده  وبه مخالفین مجال ندهند که با استفاده ازتشتت علایق ومنفعت جویی های آنان اصل نظام  ومنافع علیای افغانستان را با خطر مواجه سازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

انتخابات با چند نامزد؟

 

دکترعبدالله عبدالله کاندید ریاست جمهوری خواهان برکناری برخی ازمقامات کمیسون مستقل انتخابات شده است. این اظهارات درحالی انجام می گیرد که مدت محدودی برای برگزاری دوردوم انتخابات باقی مانده است. انتخابات افغانستان که  جنجال های بی شماری را به همراه داشت وکاندیدان رقیب هرکدام به نحوی کاستی ها وبروزبرخی ازتخلفات را مستمسک قرار می دادند، رئیس جمهور حامد کرزی که بعد ازشمارش های اولیه آرا پیشتاز شده بود، ناگزیر تن به دور دوم داد.

   اینک داکترعبدالله تنها نامزد رقیب آقای کرزی  برای دوردوم شرایطی را پیش کش کر ده است که به احتمال قوی معضلات دیگری را فراروی انتخابات خلق خواهد کرد. عزل ونصب مسولین کمیسون انتخابات چون درصلاحیت ویژه رئیس جمهور می باشد ازینرو به نظر می رسد تقاضای داکترعبدالله ازنظر قانونی راه به جایی نبرد. ازطرف دیگر چون درقانون اساسی کشور برای انصراف یک شخص دردوردوم انتخابات، کدام پیش بینی صورت نگرفته ، ازاین جهت نیزممکن است عدم شرکت عبدالله دردور دوم ، صرف شانس حضورش را دراین دوراز رقابت ها منتفی سازد. بنابراین اگرعدم شرکت وی به عنوان تهدیدی برای برگزاری دوردوم باشد هیچگونه وجهه قانونی را برنمی تابد.

   اما مساله این است که انتخابات دوردوم باید د رکمال شفافیت ونیکنامی برگزارگردد؛ کاری که آبروی افغانستان به آن وابسته بوده ودرصورت بروز شایبه های جدید ممکن است منجربه آسیب پذیری روحیه وحدت ملی درکشورگردد. رفتن انتخابات به دور دوم به خودی خود برخی ازناملایمات ونابسامانی های کاری کمسیون انتخابات را برملا کرده است.  واضحا دولت افغانستان مسول مستقیم پاسخگویی برای هرگونه جعل وتقلب در این دور ازانتخابات نیزخواهد بود. با توجه به اینکه عزل ونصب مقام های کمسیون درصلاحیت ریاست جمهوری است اما حامد کرزی باید قبول کرده باشد که تاخیردراعلام نتایج وبالاخره گره های معلق انتخاباتی درگرو کارکردهای مسولینی است که اینک دوردوم را نیزاجرا وکنترل می نمایند. مساله این است که بروزمشکلات انتخاباتی امسال به هرروی ازپرستیژ حکومت درانظارجهانی کاسته است. عادلانه این خواهد بود که برای حفظ آبروی نظام و نگهداشت حیثیت مردم افغانستان با هرمتقلبی درهر عرصه باید برخورد جدی ولازم صورت گیرد.

   روزهای ماند ه به دوردوم انتخابات یکبار دیگر مزه تلخ انتظاررا درکام مردم افغانستان خواهد ریخت اما توقعات وامیدهای مردم نباید به سخریه گرفته شود. برای احترام به حیثیت کشور و ترسیم آینده روشن تری که فرزندان این آب وخاک درسایه صلح وآرامش زندگی نمایند خوب است هردو کاندید رقیب از خواسته های شخصی وبهانه گیری هایی که کمتربا اصول سیاست سازگاری می نماید خودداری ورزند. دراین میان مسولیت رئیس جمهورحامدکرزی بیش ازهرکس دیگری خواهد بود چه اینکه او هنوزهم درراس هرم قدرت قراردارد وامکانات ملی دردستان اواست. ایجاب می کند منافع ملی برهرگونه مطالبه فردی ترجیح داده شود و امکانات تبلیغی ورسانه ای کشور به جای خلق ابهامات وبهانه جویی ها ی موهوم درراستای تشویق دوباره مردم برای آمدن به پای صندوق های رای به کارگرفته شود.

    اگرکاندیدان محترم ریاست جمهوری وهمینطور مردم افغانستان با سعه صدرو شکیبایی با پدیده انتخابات برخوردنمایند این پرسش که انتخابات دوردوم با حضور یک یا د ونفر بر گز ارخواهد شد ازبین می رود. انتخابات دوردوم همانگونه که قدرت را به یک فرد خواهد سپرد شایستگی ودرایت سیاسی کاندیدان و بلوغ سیاسی مردم افغانستان را نیزبه نمایش خواهد گذاشت.

   

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

ازهدف تا قربانی

 

مقامات هدف قرارمی گیرند ولی قربانیان اصلی مردم است. هرباری که نیروهای انتحاری ومهاجم خواسته اند مقامات یا کدام مسول حکومتی را هدف قراردهند، بیشترین خسارت را متوجه افراد ملکی می سازند. ازسال ها پیش که نیروهای مخالف دولت شیوه خشن ونا بخشودنی عملیات های انتحاری را درپیش گرفته اند، جدی ترین آسیب ها متوجه مردمان بیدفاع ومظلوم افغانستان بوده است؛ چندی پیش حمله انتحاری درجوار وزارت داخله دهها کشته وزخمی برجای گذاشت اما رسانه ها نگفتند که آیا درمیان قربانیان مقامات حکومتی هم بوده اند یانه. شیوه جنگی گروه های مخالف یکی ازمنفورترین شیوه های مبارزه برای دسترسی به قدرت است که متاسفانه اینک بطوربی سابقه ای مورد استفاده قرارمی گیرد.

   چندی پیش محمداسماعیل وزیرانرژی وآب درولایت هرات مورد سوء قصد قرارگرفت که درآن حمله تعدادی ازمردم روی سرک وعابران پیاده ازبین رفتند. آن موقع تحلیل های ضدونقیضی ازآن رویداد برسرزبان ها بود مبنی براینکه چه کسی این حمله را تدارک دیده است. اما مانند همیشه این گروه طالبان هستند که بی مهابا مسولیت اینگونه حملات را به عهده می گیرند وبرای اینکه فعالیت وحضورترسناک خودرا درشهرها ومناطق تحت کنترل دولت تثبیت نمایند با عجله تمام واکنش نشان داده ومسولیت کشتارمردم را می پذیرند. اینک بعدازحمله به جان گل آقا شیرزی والی ننگرهار بازهم طالبان این مسولیت را به دوش گرفته وگفته اند که اعضای آنان مرتکب این حمله شده اند. گرچند درسوء قصد به جان والی ننگرهار به او آسیبی نرسیده است اما روند حمله به جان مقامات هم چنان رو به تزاید است واخیرا شتاب بیشتری گرفته است. یکی ازدلایل برای حمله به جان شیرزی، همسو بودن وی با حامد کرزی گفته می شود چه اینکه او درانتخابات قبلی به نفع حامد کرزی کنار رفته بود واکنون نیز ازمتحدین سرسخت رئیس جمهوربه حساب می آید. برخی ازتحلیلگران حمله برمحمداسماعیل را نیزدرپیوند با رابطه مستحکم او با رئیس جمهورمی دانند. اگراین احتمالات درست باشد این دیدگاه محتمل است که برای دوردوم انتخابات، بازهم حامد کرزی تحت فشاربیشترمخالفین قرارمی گیرد.

     ازمجموع حملاتی که علیه مقامات دولتی ازسوی مخالفین انجام شده است طالبان تنها مسولیت عملیات انتحاری را که منجر به کشته شدن مصطفی کاظمی وچند تن دیگرازاعضای پارلمان کشورشد به عهده نگرفته اند. درحادثه بغلان که بیشترین قربانی را مردم وشاگردان مکتب دادند طالبان حتا آن حادثه را به بازماندگان قربانیان تسلیت گفته بودند. با انکارگروه طالبان ازانجام عملیاتی که به کشته شدن دهها تن درولایت بغلان انجامید، هنوزهم برخی ازطرفداران مرحوم کاظمی حادثه شهادت وی را مرموزمیداند. قضیه هرچه بوده باشد بحث برسراین است که مردم افغانستان بطورمظلومانه ای قربانی حوادثی می گردد که با شیوه های خشونت بار وبرای دستیابی به قدرت ازسوی گروه های مخالف اعمال می گردد.

       سوء قصد به جان والی ننگرهار درپیشاپیش انتخابات دور دوم ممکن است حدس وگمان های زیادی را برانگیزد ولی تذکراین نکته لازم است که صرف نظراز صف بندی های سیاسی امروزه، گل آقا شیرزی ازچهره هایی به شمارمی آید که درشکست گروه طالبان موثرواقع شد وهمو بود که برای بارنخست درولایت قندهار به مبارزه رویاروی باطالبان پرداخت. اوکه دوران ولایت اش را درقندهاروبعد زمان تصدی وزارت شهرسازی وبعد ولایت ننگرهاررا با موفقیت سپری کرده است احتمال دارد هم چنان درلیست سیاه گروه های مخالف باقی بماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

آب مایه حیات است

 

راهپیمایی که بخاطر آب درکابل راه اندازی شده بود، صرف نظر ازینکه ممکن است جنبه سیاسی داشته باشد، مگراقدام درستی بود که حساسیت مردم افغانستان را درباره ذخایرومنابع طبیعی کشورنشان میداد. سال ها است که آب های افغانستان بی هیچ برنامه ای به کشورهای همسایه سرازیرمی شود. درغرب کشورآبی که به منطقه سیستان وبلوچستان ایران میرود درزمان مرحوم محمد موسی شفیق صدراعظم وقت کشور با عباس هویدا نخست وزیرایران عقد قرارداد شده وازآن پس به دلیل ناامنی ها و عدم حاکمیت مرکزی درافغانستان ازاین قرارداد وازوقت ومدت آن کدام سوالی نشده است. آب هایی که بخش شرقی کشورایران را سیراب می نماید، به اندازه ای هست که به سادگی می تواند نقاط حاصلخیزغرب کشوررا زیر کشت ببرد والبته که این مامول فقط درصورت داشتن برنامه وپلان منظم زراعتی وآبرسانی ممکن است.

    حساسیت دربرابرآب کم کم به یک حساسیت ملی تبدیل می شود چرا که سقف پایین حاصلات مزروعی درکشورسال ها است که مردم را محتاج کشورهای همسایه کرده است. این احتیاجات شامل تمام اقلام مواد اولیه است درحالیکه افغانستان به حیث کشورزراعتی باید هم نیازهای داخلی اش را مرفوع سازد وهم محصول مازاد برنیازاش را به کشورهای دیگرصادر کند.  درسال های گذشته تر میوه خشک وپوست قره قل ازاقلام صادراتی مهم افغانستان بود ولی کشت گندم وپخته و ..... نیزچندان بی رونق نبود. اما اینک موضوع صادرات میوه و غله جات دیگر مطرح بحث نیست چرا که نیازمندی مردم به مواد اولیه ازحد معمول گذشته است.

     البته باید درکنارناآرامی های سی ساله درکشور بحران رشد نرخ تولید وکشت مواد مخدررا نیز درگرسنگی های مردم افغانستان نباید نادیده گرفت. سال ها می شود که این کشور رکورددارتولید مواد مخدردرسطح جهان شده است واین مواد درجاهایی کشت وتولید می گردد که درسابق ازمحلات خاص تولید روغن پخته بود. سرزمین های وسیعی درکشور وجود دارد که به جای گندم وجواری، کوکنار کشت می شود. آب هایی که به رغم خشک سالی های اخیرهکتارها زمین را زیرکشت کوکنار می برد، کم نیستند اما آب های که به کشورهای همسایه سرازیرمی شود از لحاظ دیگری نیز باید مورد بررسی قرارگیرد وآن اینکه چرا تاکنون فکری برای استفاده بهینه ازاین آب ها درلیست اجندای کاری دولت افغانستان نیست؟ رودخانه های خروشانی که ازد ل کوههای این مرزوبوم سرچشمه می گیرد برای زراعت و انرژی برق کشورکاملا کافی است. کشورما که هم اکنون علاوه برمواد اولیه خوراکی برق را نیزخریداری میکند  می توانست ازمیلیاردها دالری که تاکنون مصرف شده است حداقل دو نیروگاه تولید برق را اعمار می کرد.

     حساسیت دربرابرآب های که بی هیچ استفاده ای به دوردست ها می رود تنها موضوع بحث برای یک نیاز طبیعی نیست بلکه نشاندهنده عرق ملی است که باید شکل بگیرد ومردم افغانستان درتمامی زمینه ها به حیث یک ملت درقبال داشته ها ومنابع طبیعی وملی خود باید واکنش داشته باشد. دولت افغانستان وظیفه دارد مساله آب را با کشورهای همسایه برابرمقررات بین المللی طوری حل وفصل نماید که به روحیه وحدت ملی درکشورآسیب نرسد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

دوردوم انتخابات، کمک به دموکراسی است

 

لحن حامد کرزی درمورد رفتن انتخابات به دوردوم همان چیزی را القا می کرد که اینک مجامع جهانی وسازمان ملل متحد نیزآنرا برزبان می آورند. حامدکرزی درکنفرانسی که به منظورموافقه با دوردوم انتخابات اظهار نظر می کرد ازعناوین مهم سخنان اش کمک به دموکراسی وتقویه مردم سالاری بود. اینک بان کی مون سرمنشی سازمان ملل متحد وباراک اوباما رئیس جمهوری امریکا نیزازدوردوم انتخابات استقبال کرده وآن را کمک به دموکراسی خوانده اند.

    درپیوند به مساله کشیده شدن انتخابات به دوردوم، خبرها حکایت ازبرطرفی تعدادی ازمسولین کمسیون انتخابات دارد. اگراشخاصیکه درراه اندازی تقلب دست داشته وبا عث تشویش اذهان مردم ودرنهایت به چالش کشیدن انتخابات شده اند دستگیر وبه محاکمه سپرده شوند به معنای این است که افغانستان گام بلند وموثری درراه نهادینه شدن ارزش های دموکراسی گذاشته است. مردم افغانستان بعدازدوماه انتظاراینک توقع وانتظاردیگری د ارند که باید درراستای تحقق آرمان های آنان برآورده شود. یقینا همه آحاد ملت به این می اندیشد که نباید با آراء وحضورشان درخطرناک ترین هنگامه های تاریخی این کشوربه مسخره واستهزا گرفته شود.

   کشیده شدن انتخابات به دوردوم همانگونه که حامد کرزی وداکترعبدالله عبدالله می گویند منجربه تقویت مردم سالاری خواهد شد. دراین میان مردم نیز دریافته اند که آرای شان ارزش این را د اشته است که برهمه گونه تقلب وتخطی خط بطلان کشیده ودرنهایت را ه کشوررا ازکوره راههای تجربه شده گذشته جدا سازد. سخنان تشویق آمیز مقامات ملل متحد نیزدرایجاد باورعمومی دراذهان مردم برای رسیدن به جامعه ای که حاکمیت آن برخواسته ازآرای مردم است کمک فوق العاده ومهمی حساب می شود. اینک جامعه جهانی با دید روشن تری به قضایای افغانستان نگریسته وادامه مبارزه با تروریزم را درلایه های دود اندود چالش های انتخاباتی فراموش نخواهد کرد. این مساله،  برای افغانستان ازآن حیث مهم است که خود به عنوان خط مقدم جبهه مبارزه علیه تروریزم قراردارد.

      آنطوریکه نمایندگی سازمان ملل متحد درکابل گفته است اقدامات برای برکناری دوصد تن ازمتقلبین انتخاباتی ازقبل آغازگردیده و استخدام کارمندان جدید دردستورکارقرارگرفته است.این اقدام اگرچه لازم وبجا می نماید اما باید یادآوری کرد که به هیچ وجه مورد قناعت افکارعامه نخواهد بود. چه اینکه مردم افغانستان به این نتیجه رسیده اند که تعداد افراد خطاکاردرپروسه انتخابات به مراتب بیشترازین رقم است. مهم ترازهمه این است که دیده شود چه اشخاصی وباداشتن چه مقامی متهم به تخلف بوده اند که برکنارمی شوند. چون یکی ازمشغله های فکری مردم این است که به احتمال زیاد مامورین پایین رتبه نمی توانند به تخلفات بزرگ دست بزنند آنچه این گمانه را تشدید می کند این است که تاکنون تجربه شده است که مقامات بلندرتبه ترتوانایی تخطی های بزرگتررا داشته اند. مردم افغانستان درحالیکه ازوضع پیش آمده رضایت دارند اما منتظراند ببینند وبشنوند که چه کسانی ازمقام های شان برکنارمی شوند تا هم زمینه های احتمال حرکت های سمبلیک ازمیان رفته باشد وهم برای حضوردرپای صندوق های انتخاباتی دردوهفته بعد انگیزه و امید بیابند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/29ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

افغانستان وآزمون بزرگ دیگر

 

انتخابات به دور دوم رفت؛ این خبربا تمامی کوتاهی اش اما به انتظارات دوماهه مردم افغانستان پایان داد. جنجال های که درشمارش آراء به میان آمده بود احتمال این که انتخابات به دوردوم کشیده شود را زیاد کرد. بالاخره پس ازماه ها چانه زنی و بیم وتردید درباره نتیجه انتخابات، کمسیون بررسی  شکایات انتخاباتی راپورکاری اش را به کمسیون انتخابات تقدیم کرد که درنتیجه آن آرای حامد کرزی نامزد پیشتازانتخابات بیست ونه اسد را پایین ترازپنجاه درصد نشان میداد. با اعلام این گزارش فضای سیاسی تا حدی التهابی شده وتبصره وتحلیل های متنوعی ازمواجهه حکومت ودیگرنامزدان ریاست جمهوری با این موضوع به راه افتاد.

    رئیس جمهورحامد کرزی پس ازاعلام گزارش کمسیون خیلی زود آنرا قبول کرده وطی کنفرانس مشترک خبری همرای جان کری سناتورامریکایی موافقت اش را با تدویردوردوم انتخابات اعلام داشت. وی انتخابات گذشته را پیروزی مردم افغانستان خوانده وگفت که این انتخابات درشرایط دشوار امنیتی برگزار گردید. وی با نام بردن ازتعدادی ولایات که درروزهای انتخابات مورد حمله وتهاجم مخالفین صلح افغانستان قرارگرفته بودند  از نیروهای امنیتی وموظفین پروسه انتخابات قدردانی کرد. حامدکرزی تاکید کرد که بنا برقانون افغانستان انتخابات باید طی دوهفته برگزارگردد.

   موافقت حامد کرزی با تصمیم کمسیون انتخابات، درواقع به بحران بزرگی خاتمه داد که بیم آن میرفت درصورت به نتیجه نرسیدن کارکمسیون و کوتاه نیامدن نامزدان پیشتاز یکباردیگرافغانستان غرق درحوادثی گردد که درگذشته آنرا با تلخی تمام تجربه کرده است. رئیس جمهور با اعلام موافقت خود برای دوردوم انتخابات، هم چنانکه به تصا میم نهادهای ملی احترام گذاشته است، درراه نهادینه شدن ارزش های دموکراسی وحق احترام به آرای مردم یگ گام عملی برداشته ونشان داد که قبل ازهرچیزی به منافع علیای کشورو آرا ونظریات مردم ارج قایل است. حامدکرزی نخستین رئیس جمهوری اسلامی افغانستان است که بعداز موافقتنامه بن راه افغانستان را به سمت آبادانی، آزادی بیان ودموکراسی ترسیم کرده است. خدمات حامدکرزی درراستای دفاع ازحقوق زنان و تسجیل قانون اساسی افغانستان و برگزاری انتخابات های پارلمانی وریاست جمهوری درصفحات تاریخ این مرزوبوم نقش خواهد بست. یقینا نسل های آینده کشوربه فداکاری های او وتلاش های صمیمانه اش درراه ترقی وتعالی افغانستان ارج خواهد گذاشت.

   دوردوم انتخابات که بنا برقانون انتخابات وگفته رئیس جمهوری باید ظرف دوهفته دیگربرگزارگردد، اما باموانع وچالش های جدی وجدیدی روبرو خواهد بود. نخستین مانع وضعیت اقلیمی کشوراست که ممکن ظرف هفته های آینده مناطق سردسیری چون بدخشان وبرخی نقاط صفحات مرکزی شاهد سرما وبرفباری باشد. دودیگر اینکه فراهم آوری امکانات لجستیکی و رساندن صندوق های انتخاباتی به تمام ولایات کشورمخصوصا مناطق ناامن طی این مدت کوتاه مشکل به نظرمی رسد. حال که انتخابات به دوردوم کشیده شده است توقع مردم افغانستان این است که انتخابات بعدی درشرایط بهتروبا امکان مشارکت فیصدی بیشترمردم افغانستان برگزارگردد. مردم به خوبی دریافته اند که آرای آنان تعیین کننده وبا ارزش است وازهمینرو به احتمال قوی میزان مشارکت  شان بیشتروپرشور ترخواهد بود.

   کشیده شدن انتخابات به دوردوم، ارزش آرای ملت را نهادینه کرد وبه پروسه انتخابات معنی دقیقی داد. امیداست که دوربعدی انتخابات زمینه تفوق برچالش های اداری وقرائت های غیرعقلایی ازسیاست وحکومت را نیزفراهم کند. برای دستیابی به ارزش های سیاسی وفرهنگی که شایسته ملت افغانستان است ضروری پنداشته می شود درحاکمیت های محلی وهم چنان درنهادهای ملی ودست اندرکارانتخابات نیز تغییراتی بیاید. یقینا زمان آن فرارسیده است که افغانستان راه خودرا ازمیانه گرد وغبارهای بجا مانده از رسومات و تفکرات خودخواهانه وغیرملی به سمت حق حاکمیت مردم وحقوق شهروندی بگشاید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/28ساعت 10 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

جنگ با سلاح همسایه

 

سی سال است که افغانستان میدان آزمایش انواع سلاح های خارجی است. جنگ افزارهایی که درطی این مدت استفاده شده ودردستان گروه های موافق ومخالف وجود دارد، ساخت کشورهایی است که زراد خانه های آن معروف می باشد. سلاح های روسی بیشترین مورد  استعمال را درجنگ های ضد اشغال وجنگ های داخلی داشته است. اما درکناراین، ازبسیاری کشورهای دیگرنیز نشانه هایی ازآلات وادوات جنگی دیده شده است. بطورمثال سلاح های ساخت هنگری، امریکایی، پاکستانی، ایرانی وچینی نیز به شکل وسیع مورد استعمال قرارگرفته است.

     سلاح های خارجی زمانی به کشورسرازیرشد که اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیرشوروی سابق صورت گرفته بود وبه کارگیری هرنوع اسلحه ای برضد اشغال، توجیه دینی وملی پیدا می کرد. اما اکنون محل چندانی برای بازارسلاح ازنظر قانونی نمانده است. اردوی ملی افغانستان به حیث نهاد مدافع کشور صلاحیت د ارد برای تقویه وتجهیز افراد خود از گذرگاه های قانونی سلاح ومهمات تهیه کند. مگرموجودیت سلاح درنزد گروه های مسلح مخالف را هیچ نهادی تاکنون نتوانسته است کنترل ومهارنماید. مخالفین ازهرجایی که دست شان برسد ادوات جنگی علیه مردم افغانستان تهیه وآن را به کارمی گیرد. دراین راستا  کشورهایی هم که منافع خودرا درگرو ناامنی های افغانستان می بینند به صورت مخفیانه به آنان اسلحه می فرستد وازطرق ممکن به گسترش دامنه های ناامنی وخشونت می پردازد.

    طی سال های گذشته تاکنون بارها حرف وحدیثی درمورد کشف سلاح ومهمات ایرانی درجراید ورسانه ها درز کرده که هربارازسوی مقامات ایرانی رد گردیده است. سال گذشته محمود احمدی نژاد رئیس جمهورایران درسفری که به کابل داشت اقرار کرد که ممکن است سلاح هایی با مارک ایران درافغانستان با شد اما احتمال دارد کارکشورهای دیگرباشد. رئیس جمهورایران درضمن همین اظهارات این مطلب را هم گفت که شما ازکشف ماین های ساخت ایران حرف می زنید درحالیکه سربازان خارجی درهمه جا دیده می شوند . سخنان احمدی نژاد دران هنگام گزارش های درمورد کشف سلاح های ایرانی را تحت تاثیر برد وازان پس مقامات دولتی کشورهم چندان جدی پیگیرقضیه نشدند. تا اینکه دراین اواخر باردیگرازبدست آمدن سلاح های ساخت ایران درولایات هرات، فراه، بادغیس وکابل گزارش شده است. اینبارکمی متفاوت ازدفعات پیش چرا که دونفرتبعه ایرانی نیزدرولایت هرات دستگرگردیده است.

    دراینکه سربازان خارجی با انواع جنگ افزاردرداخل افغانستان حضوردارد، براساس فیصله جامعه جهانی درکنفرانس منعقده بن هست وحکومت افغانستان ونهادهای ملی درکشوراین نیروها را به عنوان قوت های یاری امنیتی شناخته واردوی کشورنیز درصف جهانی مبارزه علیه تروریزم قراردارد. درچنین شرایطی کشف وموجودیت سلاح های ساخت ایران که دردسترس مخالفین دولت قرار می گیرد منافی قوانین بین المللی وحسن همجواری بین دوکشوری است که درزمینه های گوناگون اشتراکات زیادی دارند. کشورهای همسایه با تجربه ازبحران های افغانستان نباید به خود اجازه دهند که درکشوری جنگ با سلاح های ساخت همسایه جریان داشته باشد چرا که تروریزم هیچ مرزی را نمی شناسد وبه مثابه غده ای است که می تواند خیلی زود ریشه درپیکرکشورهای همسایه نیزبرساند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/27ساعت 8 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

دامنه های بزهکاری

 

درخبرها آمده است که موظفین ریاست تحقیقات جنایی کابل بیش از نود نفر را به دلیل ولگردی واذیت رساندن به مردم دستگیرنموده وبعدا رها نموده است.  این دستگیری ها همانگونه  که ازقراین پیداست وجهه تنبیهی داشته و میرساند که پلیس کشور درجهت تامین قانون و حمایت از مردم که کاراصلی آن است جدی بوده و به وظیفه ای عمل کرده است که برای ایفای آن یونیفورم پوشیده وتعلیمات دیده است.

    ولگردی درذات خود جرم حساب نمی شود اما گاهیکه منجر به آزارمردم وشهریان باشد  به خودی خود عملی است که در رده جرایم بزهکاری قرارمی گیرد ومستوجب عقاب وپیگرد قانونی است. درشهرها و جوامع  انسانی اگر به قواعد ومقررات انظباطی درست عمل نشود، بزهکاری های جزئی می تواند به جرایم بزرگتر وسازماندهی شده تبدیل گردد. ازینرو یکی ازوظایف قوای امنیتی حراست ازامنیت روانی وفردی شهروندان نیزهست. ولگردی درافغانستان اگرچه امروزه شاید با نبود اشتغال وعدم  دسترسی جوانان به تفریحات سالم  توجیه گردد اما  به هیچ روی نمی تواند دلیل منطقی برای بروزحوادثی باشد که اغلبا ازایلا گشتی های جزئی درکوچه وسرک به وجود می آید. ولگردی ممکن است عوامل روانی هم داشته ویک مریضی  باشد ولی هرگز نباید اجازه داده شود که این بیماری درسطح جامعه نفوذ کند. بنابراین اگربا ولگردان به مثابه بیماران اجتماعی هم برخورد شده وزمینه های تربیت وتداوی آنان میسرگردد، کاری درخوروقابل قدرخواهدبود.

    درافغانستان پدیده ولگردی تنها مربوط به شرایط نابسامان فعلی نیست. درگذشته ها هم ولگردان عناوینی برای خود داشته اند که ضرورنیست به شرح آن پرداخته شود. اما نگرانی این است که این گونه افراد ممکن است درمرورزمان به نقطه ای برسند که قوای امنیتی را با جدی ترین چالش ها روبروکند. جرایم سازمان یافته ای نظیر اختطاف، سرقت وآدم کشی معمولا ریشه ازولگردی هایی می گیرد که تعدادی به طورناخواسته  چون در یک مسیر انحرافی قرارمی گیرند درتشکل های غیرقانونی گردهم می آیند وآنگاه با تاثیرپذیری ازرویه آنانیکه با برخورد قانونی مواجه نشده اند، دست به اقداماتی بزند که به سادگی نرخ جرم را درجامعه بالا ببرد. به همین دلیل ساده انگاری پدیده ولگردی و اغماض دربرابر ولگردان، سبب حوادث بزرگتری می شود که می تواند درکنار چالش های کلان امنیتی واقتصادی کشور به عنوان یک موضوع مهم مطرح گردد.

      کار موظفین امنیتی دردستگیری این گونه افراد قابل ستایش است  اما دولت موظف است  با این پدیده برخورد جدی وعلمی نماید. بیکاری ها، گرفتاری های روانی وتقلیدهای ناشیانه جوانان ازفیلم وسریال های که بی هیچ پرسشی ازتلویزیون ها نشر ودربازارها یافت می شود، معضلاتی هستند که رفته رفته سبب بیماری بیشترجامعه می شود. برخورد با ولگردان تنها با اخذ تضمین ازسوی والدین ویا نماینده گذر شاید مسکن کوتاه مدتی برای یک بیماری باشد درحالیکه تداوی این نوع مرض نیاز به قرنطین، تادیب و تربیت مجدد افراد دارد. اگرچنین چیزی دربرنامه کاری نهاد های مسول نباشد، این احتمال وجود د ارد که فرد رها شده ازفردای همانروز کارخودرا که همانا اذیت وآزارمردم است ازسربگیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 10 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

آیا کسی از تروریزم  حمایت می کند؟

 

مبارزه با تروریزم، جزو اجندای ملی اکثر کشورهای دنیا است. به ویژه کشورهایی که از تروریزم آسیب دیده اند. تروریزم سال ها است که خود را به حیث یک خطرجدی برای جهان ومدنیت های دنیا ثابت کرده است. تروریزم پدیده ای نیست که به سادگی بتوان با آن مواجه شد. این پدیده اینک خطرناک تراز سلاح های اتمی وکشتار جمعی است چرا که سلاح های اتمی حد اقل درحوزه کنترل افراد وکشورهایی قرار دارد که آنان دارای معیارهایی برای استفاده وکنترل آن هستند.

    تروریزم اما هیچ معیاری نمی شناسد. آنچه  ارابه تحرک تروریزم را می چرخاند، خشونت وخصومت با مدنیت های بشری و فرهنگ ها است. تروریزم به هیچ وجه تحمل پیشرفت ملت وجوامع را ندارد ازهمین رو هماره قوانین و دستوراتی را پیشنهاد می کند که هرگز وجه انطباق با شرایط  کنونی دنیا ندارد. اما تروریست ها علاوه براعتقادات ماقبل تاریخی خود، مجهز به ابزار علمی و تردستی های دینی هم هستند. این خصیصه است که خطرتروریزم را نسبت به سلاح های کشتار جمعی بیشتر می سازد. اگراستعمال بم اتمی درناگاساکی جمعیت یک شهر را به نابودی کشاند، تروریزم اما تمامی شهرهای دنیا را تهدید به مرگ می کند؛ تروریست ها اکنون از پیچیده ترین ابزارهای علمی وتخنیکی استفاده می برند آنان بهره گیری ازتکنولوژی روز را به خوبی یاد گرفته اند وحتا گاهی این تصور به وجود می آید که به سلاح های شیمیایی هم دست پیدا کنند. خطرتروریزم اینک دامنه گسترده تری پیدا کرده وتنها ترس ازعملیات های انتحاری وخرابکاری های شان درسطح دنیا نیست، بلکه دستیابی شان به تکنولوژی پیشرفته ترسلاح های کشتارجمعی نیزمطرح است.

   تردستی  وسوء استفاده ازنام دین نیزیکی دیگرازشیوه  های تروریزم است که  درکشورهای اسلامی به مثابه مخرب ترین سلاح مورد استفاده قرارمی گیرد؛ آنان تحت عنوان دین وبه نام مقدس اسلام  وحشتناک ترین کشتارها را به راه می اندازند. درشهرها ومناطق مزدحم  خودرا انفجار می دهند و انسان هارا اعم ازگنهکار وبی گناه می کشند. تروریست ها بعد ازویران نمودن برج های تجاری منهتن دربسیاری ازنقاط دنیا با استفاده از روش های غیرانسانی عملیات انتحاری، دربرابر انسانیت ایستاده اند. درافغانستان  هم  شیوه هایی که آنان به کارمی گیرند با کارهای شان درعراق وجاهای دیگر مشابهت دارد. درافغانستان  تروریست ها از تخریب مکاتب شروع و با  کشتار افراد ملکی به شیوه های ظالمانه خود ادامه داده اند. با این وصف آیا کسی ازتروریست ها حمایت می کند؟

    سفیرامریکا درافغانستان می گوید آنان( تروریست) ها به شهرهای ما حمله ورشده اند. ما اینجا درکنارنیروهای شجاع افغان قرارداریم ومی خواهیم این کشور دوباره تحت حاکمیت آنان قرارنگیرد. او دراظهارات اش واضح می سازد که ازطالبان حمایت نخواهد کرد. آنچه سفیرامریکا را به این اظهارات واداشته است شک وتردید هایی درمورد نشست هلیکوپترهای ناشناس درشمال کشوراست. آیا منطقی است که با دشمن هم جنگ وهم کمک شود؟ ایکن بری این ذهنیت را مردود میداند اما نقل وانتقالات هوایی طالبان درشمال، ولسی جرگه کشورو مردم افغانستان را به حیرت فرو برده است. ولسی جرگه از مقامات وزارت داخله، دفاع وامنیت خواهان استراتژی واحد امنیتی گردیده ولی هنوز معلوم نیست که چه بازی در پشت پرده جریان دارد که آنرا هیچ کس نمیداند. نکند تمام این معضلات درگرو انتخاباتی باشد که همگی بی صبرانه درانتظار اعلام نتایج آن هستیم ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/22ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

وقتی ضعیف، قوی می­­ ­­شود

 

درگزارش ها آمده است که سازمان القاعده ازنظرمالی ضعیف شده ولی برعکس طالبان کمک های مالی بیشتری را دریافت می کند. گرچه محتمل است که قضیه درمورد القاعده  به  همین شکلی باشد که گزارش شده است؛ چون سازمان القاعده با توجه به ساحه گسترده نفوذ خود که حد اقل کشورهای مهم دنیا را شامل می شود طبعا ازسیستم های بانکی استفاده می کند که انسداد آن توسط کشورهای عضو جبهه ضد تروریزم میسر است. مخصوصا این امر برای ایالات متحده امریکا بیش ازهرجای دیگری مقدور خواهد بود.

       اما درمورد طالبان که گفته می شود از منابع کمکی بیشتری برخوردارشده اند ، اندکی مکث ضروراست که چرا و چگونه طالبان قوی ترمی شود. اصولا طالبان ازهمان سال های بدو تشکیل وفعالیت خود متکی به بودجه ای بوده است که ظاهرا تحت نام زکات و کمک های خیریه ازسوی مردم درقلمرو تحت حاکمیت شان دریافت می کرده است. عشری که طالبان ازمردم  جمع آوری می کردند حتا شامل مواد افیونی نیز می شد. ودرکناراین برای پیشبرد جنگ از کمک های بلا عوض برخی کشورهای عربی و تاجران اسلامگرای آن سوی آب ها هم استفاده کرده است.

    چندی پیش گزارش شده بود که طالبان دهاقین را درمناطق تحت کنترل شان مجبور به کشت کوکنار می کند ودر پیوند همین مساله یاد آوری این نکته نیزدرست است که پارسال عایدات سالانه طالبان ازطریق کشت، تولید وترانزیت مواد مخدریک صد میلیون دالر برآورد شده بود. حال می توان حدس زد که چرا طالبان ازنظر مالی نسبت به سازمان القاعده پیشی گرفته است. والبته باید کمک های حامیان بیرونی طالبان را درحال حاضرنیز نباید نادیده گرفت. قرار راپورهای خبری اینک گروه طالبان به مراتب نسبت به سال های پیش مورد تشویق مالی از ورای مرزهای افغانستان قرارمی گیرد. اگر چنین نمی بود حیات دوباره این گروه را بعد ازفروپاشی وازدست دادن حاکمیت به این سادگی ها شاهد نبودیم. معلومداراست که مجال های بیشتری برای این گروه پیدا شده است که علاوه برنفوذ مجدد درداخل کشورحتا درولایات نسبتا آرام، اکنون خبرتقویت مالی آن نیزدر رسانه ها سرایت کرده است.

   بحث این است که پیش ازین وقتی طالبان گروه ضعیف ودرحال گریز تلقی می شد، اینک چه عنوانی را باید به آن بدهیم  که قوت فزاینده آن به ویژه درعرصه  مالی آشکار می شود. واقعیت این است که این گروه هم چنان عشر جمع آوری می کند، به کشت کوکنارمی پردازد و کمک های هنگفتی ازخارج دریافت می نماید. این کمک ها حتا به نقل وانتقالات هوایی آنان نیز منجرشده است اگرچنین نیست اظهارات مقامات دولتی کشورمخصوصا رئیس جمهور درقبال نشست های هلیکوپترهای ناشناس درولایات شمال توجیه  ناپذیرمی شود. مساله این است که طالبان ضعیف وقتی توانستند امنیت را درکل کشوربه چالش کشیده وناآرامی هارا درهمه جا گسترش بدهند اینک طالبان قوی چه عواقبی را برای کشوررقم خواهند زد؟

    به نظر می رسد هنوز خیلی زود است که مقایسه ای بین القاعده وطالبان صورت بگیرد چون به هرحال هردوی این گروه ازاعتقادات وشیوه های مشترکی برخوردارهستند که تنها موضوع مالی نمی تواند تفاوت هایی را بین آنان بگذارد. هم القاعده وهم گروه طالبان متکی به حمایت های نظامی ولجستیکی یکدیگراند و عملکرد های شان شباهت های واضحی با همدیگر دارد و تحلیل وتصورجدا سازی طالبان والقاعده هیچ کمکی درراستای پیشبرد مبارزه علیه تروریزم نمی کند. 

 

                                                                                             

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

انتظاراتی از رئیس جمهور آینده

 

درحالیکه  تا کنون  معلوم نیست چه کسی  رئیس جمهورآینده خواهد بود، انتظاراتی از وی توقع می شود که ازهرنظر درست می باشد؛ مثلا یکی ازانتظارات کارآیی زعیم دولت درحل مناقشات امنیتی است. دو دیگراینکه دولت بعدی باید به وضع نا بسامان اقتصادی کشور رسیده گی کند. وسوم اینکه اتخاذ پالیسی های سیاسی وی چه درعرصه داخلی وچه درعرصه خارجی،  شفاف  وبه سود کشورباشد.

   همانگونه که کاندیدان ریاست جمهوری بطور اغلب کدام برنامه و راهبرد کاری درمورد مسایل سیاسی، اقتصادی وامنیتی ارائه نکرده بودند، اکنون از رئیس جمهورحامد کرزی هم که تا حال پیشتاز انتخابات می باشد کدام راهکار اصولی که مبنای علمی داشته باشد درزمینه مشکلات عدیده کشور پیش کش نگردیده است. سخنرانی های انتخاباتی وی که عمدتا با الفاظ  عاطفی و محتوای شعارگونه مطرح می­شد، در عرصه های عملی هیچ نخی ازگرهی باز نمی کند. این روزها که به برزخ  انتخابات  شهرت یافته  ومردم  بی صبرانه درانتظار اعلام نتیجه نهایی هستند گره دیگری برکلاف پیچیده  امنیتی  درکشور افزوده شده  است. نشست هلیکوپتر های ناشناس درسرحدات بغلان وقندز، مساله ای است که بیشتر به یک معما شباهت دارد  معمایی که حتا رئیس دولت نیز پاسخ ولو تقریبی برای آن ندارد. او هم مانند مردم دیگر خواهان تحقیق بیشتر است. اگر فرض براین باشد که القاعده وطالبان مجهر به چرخبال های نظامی  شده و دردیسانت افراد خود ازآن استفاده می کند باید مقامات داخلی وخارجی  جبهه ضد تروریزم  به ناتوانی های آشکارشان اعتراف نمایند. درصورت دوم اگرقضیه اینگونه نیست پس هلیکوپترهارا کدام کشورخارجی  دراختیار طالبان قرارداده است؟

   متاسفانه هردوی این گزینه های احتمالی برای رئیس جمهورآینده شگون نیک ندارد. وزیرخارجه امریکا خانم کلینتون مقارن همین رویدادها درلندن اظهارداشته است که رئیس جمهورآینده باید بیشتربرای کشورش کارکند یعنی اینکه رئیس جمهورفعلی کم کارکرده است. وی اضافه کرده است که اگرحامد کرزی برنده شود  باید روابط جدیدی بین او ومردم افغانستان بین او ودولت های حامی افغانستان ایجاد شود. هیلاری کلینتون گرچند که ازکشورخودش نام نمی برد مگرتاویل سخنان وی این است که رابطه فعلی رئیس جمهور با ایالات متحده نیازمند تجدید است. این اظهارات آیا شایعه کشیده شدن انتخابات به دوردوم را تقویت نمی کند؟ چیزیکه این روزها و درپی تاخیر اعلام نتایج ونیز استعفای یک عضو کمیسون انتخابات بیشترازهروقتی افکارعامه را به خود مشغول داشته است.

    انتظارات مرد م  افغانستان وانتظارات جامعه جهانی از رئیس جمهور آینده همانگونه که شباهت هایی باهم د ارد تفاوت هایی نیزخواهد داشت. جامعه جهانی  به منافعی می سنجد که صرف برای آنان معنی واهمیت دارد اما مردم افغانستان بیش ازهرچیزدیگر به مساله ای چشم د وخته است که حیات جمعی شان درگرو آن است. رئیس جمهورآینده آیا می تواند ازپس خواست های شبیه ومتفاوت برآید؟  اگر تاروز پنج شنبه نتیجه انتخابات اعلام شد، آنگاه زمان آن فرامیرسد که این پرسش ها را متوجه کسی بدانیم که اینک همه ازاو و عملکردهای چند ساله اش شناخت دارند اما درغیراین  دربرابر کرکتربعدی پرسش های بعدی می ایستد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/20ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

جامعه ای که ازنصف بیشترآن مریض است

 

شصت وشش فیصد مردم افغانستان مبتلا به امراض روانی هستند. این مطلب را سیدمحمد امین فاطمی وزیرصحت عامه کشورگفته است. این رقم ازآنجاییکه توسط یک وزیرحکومت گفته شده است شاید رسمی ترازآن است که تمام واقعیت ها درآن لحاظ شده باشد. با فرض اینکه افزون ازآنچه وزارت صحت عامه می گوید، مریضان روانی درکشوروجوددارد این واقعیت تلخ آشکارمی گردد که اکثریت جامعه افغانستان را  بیماران روانی تشکیل میدهند.

    امراض روانی زمانی انسان ها را مصاب می سازد که ناگزیری های زندگی برآنان هجوم آورده وافراد را دچاریاس واضطراب می نماید. مشکل روانی عمدتا ازحالات نابسامان اجتماعی ونحوه معیشت افراد ریشه می گیرد. درجوامعی که مردم به سهولت های اولیه زندگی دسترسی دارند ممکن است میزان ابتلا به استرس های که منجربه مرض روانی می گردد به مراتب پایین ترازکشوری باشد که ما درآن زندگی می نماییم. درافغانستان اما عواملی که سبب این گونه امراض می شود کم نیستند؛ گذرسی سال بحران امنیتی وجنگ های مداوم ازاصلی ترین علل بیماری مردم به حساب می آید. واضح است که جوامع درگیرجنگ به همان میزان که داشته های مادی وفرهنگی خودرا ازدست میدهند، به همان مثابه روان های شان نیزتخریش می شود. اگردرکشوری سی سال مدام جنگ وخشونت وکشتاردوام بیابد، نتیجه همان می شود که آقای فاطمی گفته است. اما این، تنها عامل نیست. علل دیگری هم درکاراند که ازجامعه افغانستان یک جامعه مریض وبیمارساخته است.

    صرف نظرازعواقب مخرب جنگ، نبود امنیت شغلی، فقرگسترده، مهاجرت های اجباری، عدم کارواشتغال، تهاجم فرهنگ مصرف ورقابت های مادی، زمینه های رشد اعتیاد به مواد مخدر، عدم کارآیی دولت درکنترل عوارض اجتماعی ودهها مورد دیگرباعث می شود که فرد افغانی یک فرد صحتمند نباشد. درزمینه تمام آنچه نگاشته شد می توان دهها صفحه نوشت اما واقعیت این است که فروپاشی زیربنای زندگی درابعاد مختلف خود مسبب حالاتی است که اکنون همه ویا به تعبیری ازنصف بیشتراین مردم دچارآن گردیده اند. با یک حساب سرانگشتی معلوم می شود که دراین کشورهمه چیزازهم پاشیده است. سیستم اقتصادی بازارآزاد که به گدایی وفقروحشتناک جامعه منجرشده است، بدون اینکه برمبنای تحلیل علمی ومطابق با وضع زندگی وجغرافیای اقتصادی این کشورباشد، کودکان این کشوررا یا به گدایی درسرک ها کشیده ویا درصفوف نیروهای انتحاری وخشونت گرپیوند زده است. وقتی خانواده ای نمی تواند ازطریق مشروع وحلال کسب درآمد کند یا فرزندش را درمعرض فروش می گذارد ویا درمعرض بی مبالاتی هایی که با فرهنگ وعنعنه افغانی به هیچ روی همخوانی ندارد.

    اگرگذشته ازمسایل جنگ به ابعاد دیگرزندگی سراسرترس واضطراب جامعه افغانی نگاهی انداخته شود، درمی یابیم که علت های پیدا وپنهان زیادی وجود دارد که افسرده گی مردم را روزبه روزافزایش میدهد. متاسفانه دراین وضع کمترکسی به فکرتداوی روان های آسیب دیده این مردم است. تنها وزارت صحت عامه نمی تواند جوابگوی مشکلاتی باشد که اینک شصت وشش فیصدمردم گرفتارآن است. اگراین وزارتخانه بتواند امکانات عملیات جراحی آپاندیکس را درتمامی ولسوالی های کشورفراهم کند کاربزرگی کرده است. لکن برای صحت روانی  مردم همه نهادهای دولتی وغیردولتی موظف است که با ارائه خدمات عام المنفعه، زمینه های ابتلا به استرس وبیماری های روانی را کاهش دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

واقعیت های اظهارات فرانسیسکو

 

دراینکه تغییراتی درشعارکشورهای غربی به وجود بیاید، خودآنان هم به این امرمعتقد شده اند. اظهارات نماینده خاص اتحادیه اروپا درافغانستان روی همین محورمی چرخد. وی گفته است که زمان آن فرارسیده که علاوه برجذب افکارمردم به اقتصاد آنان نیزتوجه شود. آقای فرانسیسکو می گوید بدون پیشنهاد امید برای آینده مردم نمی توانید افکارآنان را جلب کنید.

     این روزها موضوعاتی نظیرتغییراستراتژی وتغییر شعاردرمیان کشورهای اروپایی به بحث های جدی تبدیل شده است. مدت ها است که کاخ سفید روی راپورتشریحی جنرال مک کرستال غورمی کند وبحث هایی درمورد افزایش نیرو ازجنجال برانگیزترین موضوعات روزدرسنای امریکا بوده است. برخی ازسناتورهای دموکرات می گویند که برای افزایش نیرو دلایل قانع کننده ای وجودندارد. این درحالیست که اخیرا باراک اوباما رئیس جمهور  ایالات متحده گفته است که درجنگ علیه سازمان تروریستی القاعده پیشرفت حاصل شده است. منابع استخباراتی ایالات متحده گزارش داده اند که ازبیست رهبرشناخته شده القاعده درسطح جهان، یازده نفرآنان کشته شده است.

   باوجود خوشبینی های اوباما وبرخی ازمقامات کشورهای غربی، جنگ اما درافغانستان شدت وپیچیده گی بیشتری کسب کرده است. گسترش جنگ وناامنی درنقاط مختلف کشورآیا به معنی تضعیف القاعده است یا تقویت دوباره آنان که اینک جسورترازهروقتی به اعمال خشونت می پردازند؟ واقعیت های این موضوع صرف دردایره مطالعه دقیق اوضاع دردرون افغانستان امکان پذیراست. هشت سال پیش وقتی اردوی امریکا به حیث پیشقراول جنگ علیه تروریزم وارد کشورگردید، طالبان توانایی مقاومت را دراسرع وقت ازدست داده وجبهات شان ازهم پاشید اما اکنون قضیه کاملا برعکس است؛ نیرویی که مرکزفرماندهی آن فروپاشیده بود وعملا ازمرزهای کشوربیرون راند ه شده بودند اینک قوای امنیتی چهل ودوکشورجهان به شمول اردو وپلیس ملی افغانستان را به چالش کشیده است.

       سخنان ایتورفرانسیسکو پرده ازاین واقعیت برمیدارد که به جوانب مهم جنگ درافغانستان فکری نشده وشعار جلب افکارعامه نتوانسته است پاسخگوی خواست جامعه جهانی ازافغانستان باشد. چه اینکه افغانستان قبل ازآنکه به شعاربیاندیشد به عمل می بیند. شعارهای بازسازی وتامین دموکراسی تاکنون درحد اعلامیه ها وبیانیه های مطبوعاتی باقی مانده است اما درعمل روندی رو به رشد گذاشته که نه تنها امنیت کشوررا به چالش کشیده که امروزه امنیت تمام جهان را درمعرض خطر میگذارد. درافغانستان صرفا جنگ ایدئولوژیک نیست بلکه دراینجا باندهای دیگری لانه کرده است که مافیای اقتصاد ومواد مخدررانیزدربرمی گیرد. ازسویی هم مردم افغانستان درنبود امنیت واشتغال دروضعی بسرمی برند که امکان گسترش ساحه نفوذ گروه های مسلح را بطورطبیعی عملی می سازد. سخنان آقای فرانسیسکو بخشی ازواقعیت پنهانی است که اکثرا اظهارنمی شود. درافغانستان موضوع کارودرآمد اقتصادی درعرض مسایل امنیتی قراردارد. چرا که مردم گرسنه نمی توانند شکم های فرزندان شان را با تصاویرخوشبختی های دیگرمردم جهان پرکنند.

                            

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/15ساعت 11 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

اظهارات پریشان والی بلخ

 

دموکراسی، پذیرفته ترین شیوه حکومتی است که تاکنون بشریت تجربه کرده است. دموکراسی به مثابه یک فرایند بزرگ درذیل خود پدیده هایی راخلق می نماید که نه تنها ازدید علمی بلکه به حیث یک ساخت اجتماعی گسترش پذیرقناعت آحاد مردم را درجوامعی که رابطه ها براساس حق شهروندی شکل می گیرد کمایی می کند. دراین شیوه حکومتی ارزش های همانند وحدت ملی، مشارکت سیاسی وحق بهره گیری فردفرد شهروندان ازمفادات قانون، همچنانکه ارج گذاشته می شود به نهاد های تزلزل ناپذیری نیزمبدل می گردد که درانجام خود سعادت ورفاه جوامع را درپی خواهد داشت.

    نخستین مدل حکومت دموکراتیک که ازآغازکنفرانس بن برای افغانستان پیشنهاد شده است، فقط هفت سال می گذرد باتوجه به اینکه کشورما نمونه های متنوعی ازحکومت های پادشاهی، کمونیستی واسلامی ازنوع قرائت های شخصی را دیده است، حکومت دموکراسی که اینک درفرایند شکل گیری واستحکام خود سیرمی کند، شاید یکی از قابل قبول ترین شیوه هایی است که درصورت تطبیق وعملی شدن بتواند رضایت همگانی را به همراه داشته باشد مخصوصا برای جامعه افغانی که ترکیب گوناگونی ازاقوام را با خرده فرهنگ های خاص خود دارد. دراینجا اما مثل اینکه دموکراسی معنای باژگونه ای را افاده کرده است؛ چرا که دموکراسی را به حیث یک مفهوم همگی می توانند درک کنند اما تبعات آنرا برخی ازسیاست پیشه ها وافراد رده بالای حکومتی نمی توانند بپذیرند. اگرانتخابات یکی ازاصول ونماد های روشن دموکراسی باشد که هست، مگردرنزد بعضی ها برآیند آن غیرقابل تحمل می شود.

     اظهارات اخیرعطا محمدنورمبنی براینکه حامدکرزی باید به افراد رده بالای تیم داکترعبدالله حق بدهد، نمونه بارزی ازافاده باژگون مفهوم دموکراسی است. وی درانتخابات بیست ونه اسد ازکاندیدی حمایت کرده وبه او رای داده است که رقیب عمده حامدکرزی بود. سوال این است که اگرداکترعبدالله عبدالله بیش ازپنجاه وچهارفیصد آراء را به خود اختصاص میداد آیا بازهم والی بلخ مساله حق دادن به تیم مخالف اش را مطرح می کرد؟ به نظرمی رسد گذشته ازتوضیح دوباره دموکراسی وانتخابات به مثابه فرایند های سیاسی مورد قبول دنیا، قضیه را باید ازدید معمول سیاسی ازنوع افغانی باید مطرح کنیم. دراینجا هنوزهم تهدیدات سیاسی درلفافه واژگان مقدسی چون حق ، پرتاب می شود.آتش جنگ های دهه هفتاد هم درپوشش کلماتی نظیرشورای حل وعقد وفتاوای شرعی د رگرفته بود. چه تفسیری می توان ازاظهارات والی بلخ کرد آیا وی درقالب حق خواستن یعنی برجاماندن برکرسی ولایت  بلخ، پذیرفته است که حامد کرزی برنده این دورانتخابات شده است؟ آیا اوانتخابات را به عنوان بارزترین نمونه    ازتبعات دموکراسی نمی تواند قبول کند؟ درهردوحالت مثل اینکه ایشان گرفتارپریشانی درگفتارخود شده اند. چه اینکه درنظام های دموکراسی کسی شیرازه حکومت را بدست می گیرد که بیشترین میزان آرای مردم را تصاحب کرده است. تیم های رقیب معمولا درچارچوبه های معین سیاسی خود نقش اپوزسیون را بازی می کنند بدون اینکه حتا تصوری ازاخلال یا ضربه زدن به منافع عالی کشوربه میان آید. درصورت دوم نیزاین مدعا ثابت می شود که متاسفانه درک درستی ازمفاهیمی چون دموکراسی وانتخابات هنوزهم وجود ندارد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/15ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

زمستان کم کم فرا می رسد

 

دریکی ازکتاب های صنوف ابتدایی مکتب درسال های گذشته ترشعری بود که شاگردان درمسیربرگشت ازمکتب آنرا دسته جمعی زمزمه می کردند: زمستان رسید مرگ غریبان رسید. این شعربه رغم کوتاهی وسادگی مصرع خود اما حامل سنگین ترین وتلخ ترین مفهومی بود که ازهمان آوان کودکی تصویرسیاهی را درذهن کودک افغانی حک می کرد. ازآنجاییکه اکثریت مردم افغانستان دردهات وروستاها زندگی دارند ودرقدیم امکانات زندگی کمتراز امروزبود باوجود سردی ها وبرفباری های شدید آنزمان، یکی اززیبا ترین فصل های سال (زمستان) که معمولا دردیگرکشورها به فصل استراحت وتفریح شهرت دارد، دراینجا به فصل مرگ وقحطی وگرسنگی تعبیرمی شود.

    زمستان ها درافغانستان به دودلیل خطرناک ومرگ آوراست یکی اینکه طبیعت سرد وبرف خیزاین مرزوبوم همه ساله سبب تلفات مردم می گردد ودودیگراینکه به رغم شرایط جدید وسهولت هایی که اندکی ازمردم ازآن برخوردارشده اند اکثریت قاطع مردم با نبود امکانات مقابله باسرما وشداید جوی روبرومی شوند. بیشترینه مردم افغانستان امکانات اولیه زندگی راندارند واین مردم اکثرا ساکنان ولایاتی هستند که راه های صعب العبوروبرفگیر دارند وتبعیضات اداری وتقسیم ناعادلانه ثروت ملی نیزآنان را ازفرارسیدن زمستان می ترساند. هراس اززمستان همانگونه که درذهن جمعی ما ملکه شده است، نگاه به زمستان های گذشته که آدم ها واحشام درولایت های دایکندی، بدخشان ونقاط دیگرازپا درآمدند، بیشترروی روحیه مردم تاثیرمنفی می گذارد. سال گذشته انسان هایی که دربرخی ازولایات ازاثرمحاصره برف ونبود مواد خوراکه درمعرض مرگ قرارگرفته بودند، اینک بیشتراز هرکس دیگرازواژه زمستان می ترسد. به خصوص که زمستان پارتلفاتی را نیزبه همراه داشت.

     درهرکشوری برای مقابله باقهرطبیعت وآفات طبیعی نهادهایی وجوددارد که قبل ازفرارسیدن زمستان آمادگی های لازم را می گیرد وتمام راه وچاره جلوگیری ازآسیب به مردم را سنجیده وبه مردم اطمینان میدهد. درکشورما هم نهادی به نام کمیته حالات اظطراری وجود دارد اما این کمیته یاکاری انجام نمیدهد ویا هم اگراقدامات محدودی برای مقابله دارد شبیه آوردن نوشدارو بعد ازمرگ سهراب است. پارسال دقیقا همین مساله اتفاق افتاد چرا که کاروان های امدادی این کمیته غرض جلوگیری ازتلفات مردم زمانی به صوب ولایات محروم به حرکت افتاد که زمستان خیمه سرد وسفید اش را برگستره زندگی مردم گسترده بود. کاروانی که به سمت دایکندی باید می رفت در مسیرراه برفگیرشد وتا بهارامسال زیرترپال ها ماند. دربرخی ازنقاط دیگرهم که اصلا نرفت ودربرخی مسیرها هم این کاروان ها غارت شدند.

    امسال اما که تازه نسیم سرد کوه های پغمان خبرازراه رسیدن زمستان را برپیکره شهرمی رساند، گوشزدی برای دولت ونهاد مربوطه نیزهست که اگرکمک وامدادی برای مردم آسیب پذیردردستورکارخود دارند ازهمین اکنون دست به کارشوند تا باردیگراقشارآسیب پذیر درولایات غورودایکندی وبدخشان و….. امسال را زنده بمانند.

به نظرمیرسد مطبوعات ورسانه های جمعی نیزبه عنوان یک وظیفه به اطلاع رسانی وگوشزد به مسولین ازهم اکنون به نشرمطالبی بپردازند تا شاید درجهت مسولیت پذیری مقامات حکومتی موثرافتد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت 11 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

 

احیای جنبش عدم خشونت

 

به ابتکارمرکزمطالعات استراتژیک وزارت خارجه کنفرانس بین المللی اندیشه ها وجنبش عدم خشونت درجنوب آسیا برگزارشد. دراین کنفرانس درحدود سی تن ازشخصیت های سیاسی وفکری ازکشورهای هند، پاکستان،جاپان ، ایران وافغانستان شرکت کرده بودند.

    درگیروداربحث های دوامدارافزایش نیرو درافغانستان وپیچیده گی های امنیتی درداخل کشور، کنفرانسی تحت عنوان یادشده که بیشتربه مباحث فکری وتئوریک می پردازد، ازاهمیت خاصی برخورداراست. تدویرنشست های این چنینی ضرورت بحث های علمی وبررسی اکادمیک خشونت را برملا ساخته وازسویی نشان میدهد وزارت خارجه کشوربا کسب تجارب لازم وبا داشتن شخصیت های علمی سیاسی این ظرفیت را پیدا کرده است که درعرصه های تخصصی نیزخودرا بیازماید.

    درست چندروزپیش وزارت خارجه افغانستان مراسم افتتاح پنج عنوان کتاب را نیزدرکارنامه خود ثبت کرد که این کتاب ها درعرصه های سیاست، اجتماع ومسایل مبتلابه افغانستان نگارش یافته بود. مجموعه مقالات گردآوری شده که محتوای این کتاب هارا تشکیل میدهد به قلم نویسندگان مطرح کشوروشخصیت های مجرب سیاسی نوشته شده است. چاپ چندعنوان کتاب وبه دنبال آن تدویرکنفرانس بین المللی اندیشه ها وجنبش عدم خشونت درجنوب آسیا، ازرشد امیدوارکننده وزارت خارجه به مثابه یک نهاد سیاسی دولتی حکایت می کند.

   جنبش عدم خشونت که اصولا ریشه درفرهنگ آسیایی دارد ومبتکرفقید آن مهماتما گاندی بوده است، می تواند تبدیل به گفتمان ارزشمندی حداقل درجنوب آسیا باشد. کشورهایی که دراین محیط جغرافیایی حضوردارند هرکدام دارای پیشینه های درخشانی درعرصه های علم وفرهنگ واندیشه های انسانی اند؛ کشوربزرگ هندوستان که اینک دارای یک نظام شایسته ودموکراتیک شده است، میراثدارغنی ترین ارزش های بشری است که طی اعصار مختلف به آن دست یافته است. مبارزات عاری ازخشونت مردم هند که درراس آن پیرمرد صبوری قرارداشت، تاریخ آسیا را قرین مباهات کرده است. هم چنان کشورهای ایران وجاپان که اولی تعالیم انسان سازاسلام ودومی قوی ترین فناوری های علمی تخنیکی را به همراه خوددارند، هرکدام می توانند دراحیای جنبش عدم خشونت نقش سازنده داشته باشند.

     افغانستان علیرغم گرفتاری های شدید امنیتی وسیاسی خود نیزمی تواند درهمین عرصه پیشقدم بوده وایده های پرهیزازخشونت را تولید نماید. چه اینکه درعرض ناهنجاری های سیاسی که امروزه دامنگیراین ملت شده است، پیشرفت های خوبی درزمینه رشد وتربیت کدرهای فکری نیزصورت گرفته است. کشورما با داشتن استعدادهای درخشانی درزمینه های علم وادب می تواند رد قافله روبه پیش تمدن بشری را تعقیب نموده وبا کسب تجربه ازرویدادهای سیاسی ونظامی به این توانایی برسد که ادبیات ضد جنگ را درداخل کشورودرکشورهای مجاورخود توسعه دهد. پرداختن به مباحث علمی وتئوریک جنگ وخشونت، یکی ازراههای جلوگیری ازجنگ وخشونت است .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/12ساعت 10 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  | 

جنگجویان خارجی درشمال کشور

 

وزیردفاع کشورمی گوید دهها جنگجوی خارجی برای مختل نمودن امنیت درشمال مستقرشده اند. وجود ستیزه جویان خارجی همزمان است با وجود نیرویی بنام طالبان. ازبدو تولد جنبش طالبان، افراط گرایان خارجی همراه آنان بوده است. این افراد که ازکشورهای مختلف می باشند درپیکارهای گروه های مسلح مخالف دولت با آنان همکاری می نمایند. براساس دریافت های منابع داخلی وخارجی، افرادی تحت نام طالبان ازکشورهای عربی، چچنیا، پاکستان وبرخی کشورهای دیگردرصفوف طالبان افغانی علیه دولت وقوای خارجی می رزمند.

   القاعده که اینک به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است معمولا افرادی را ازسطح جهان استخدام وبه کارمی گمارد که آنان تعلیمات افراطی فراوطنی می آموزند. برای اینان فرقی نمی کند که ازکجاهستند ودرکجا پیکارمی نمایند. برای آنان مهم این است که درراستای ایدئولوژی خاص خودشان مبارزه می کنند وبه زعم خود می خواهند حکومت جهانی اسلام را پیاده نمایند. اگرچند که قرائت آنان با اسلام واقعی تفاوت های فاحشی دارد ولی درعین حال این توانایی را پیدا کرده اند که افکارجوانان را دربسیاری ازکشورهای اسلامی تحت تاثیربرده وآنان را درجهت اهداف سیاسی خویش سوق دهند. افغانستان ازچند سال بدینسو ازوجود چنین افرادی رنج برده است؛ درزمان حاکمیت طالبان بیشترینه همین نیروهای افراطگرای خارجی بوده که باراه اندازی قتل عام ها وتطبیق سیاست زمین سوخته باعث کینه های نازدودنی بین مردم افغانستان گردیده است. والبته گروه طالبان نیزدرپی دستیابی به اهداف خود، ازحضورآنان سود برده وکوشیده است همفکری وتواضع خودرا دربرابرآنان نشان دهد    

    اشتراک فکری طالبان افغانی وخارجی ازحیث اعتقادات وشیوه های خشونت آمیزمبارزه ازدلایل اصلی گسترش دامنه فعالیت های آنان است. پیکارجویان خارجی که ازسنت ها ورفتاراجتماعی افغان ها درمهمان نوازی و... خبردارند، افغانستان را محل خوبی برای تمرین شقاوت های خود میدانند. طرزرفتاررهبرطالبان با اسامه بن لادن که جنگ های خونین ودخالت جامعه جهانی را بدنبال آورد، به افراطیون خارجی جرئت داده است هم چنان درافغانستان بخت خودرا بیازمایند. ازینرو آنان اگرچه درتوره بوره ودیگرنقاط کشورتوسط نیروهای ائتلاف شکست های سختی خورده اند اما هنوزدرعرصه های نبرد باقی هستند واینک پارا ازمرزهای جنوب فراترگذاشته ودرشمال کشوررخنه کرده اند. حضورستیزه گران خارجی درشمال اینک هم به یک واقعیت تبدیل گردیده وهم به یک چالش بزرگ. آنان درولایاتی چون قندز، فاریاب وبغلان به نبرد رویاروی با نیروهای امنیتی داخلی وخارجی می پردازند. با این وصف آیا دوران استیلای دوباره آنان فرا رسیده است؟ دولت افغانستان اجازه نخواهد داد آنان ناامنی را بیشترازین گسترش دهند. اگرچه وزیردفاع کشورازابرازنگرانی دربه خطرافتادن مسیرتدارکاتی نیروهای ناتوخودداری نمی کند اما علاوه می کند که دشمنان می خواهند ساحه فعالیت های شان را ازجنوب به شمال وغرب گسترش دهند.

  باتوجه به اظهارات اخیراوباما که گفته است القاعده باید برچیده ونابود شود، این احتمال جدی است که ناتوومخصوصا ایالات متحده امریکا روند جدی تری را درمبارزه باآنان دراستراتژی نظامی خود بگنجانند. ازسویی عزم راسخ نیروهای اردو وپلیس دربرقراری امنیت کشوراین مجال را ازآنان خواهد گرفت که بتوانند نقاط آرام کشوررا ناآرام بسازند. ولی پرواضح است که این ایده تنها با بیانیه های مطبوعاتی تطبیق نمی شود آنچه مهم خواهد بود اتخاذ استراتژی کارآمد وهماهنگی دردرون جبهه ضدتروریزم درافغانستان است. مادامیکه کشورهای عضوناتو به یک راهکارواحد درافغانستان موافقه نکنند نه تنها برچیدن ریشه های تروریزم امکان پذیرنیست بلکه شمال وغرب کشورنیزدرمعرض خطرهای جدی قرارخواهد گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/08ساعت 11 بعد از ظهر  توسط محمود حکیمی  |