تبليغاتX
تبرغنک -
در گستره سیاست و فرهنگ
جرگه وضرورت تدویرآن  

 

 

 

افغانستان در عمر تاریخی خود پس از تشکل به نام یک کشور در حدود شانزده جرگه را پشت سر گذشتانده است. جرگه که در واقع به همان اجتماع بزرگان ومتفذین اطلاق می شود در گذرگاه تاریخی این مرز وبوم از خود کارایی خوبی به نمایش گذاشته ودر ادوار مختلف به معضلات ملی ویا هم تصمیم گیری های کلان در سطح کشور رسیده گی کرده است. نخستین جرگه در سال 1088 خورشیدی در مانجه قندهار وتحت قیادت میرویس نیکه برگزار شده است . گفته می شود این جرگه به مدت یک روز وبرای ختم تسلط گرگین در خاک افغانستان دایر شده  بود. ازآن پس جرگه های دیگری نیز در مقاطع مختلف تدویر گردیده که شرح واقعات و بیان علت دایر شدن آنان از مجال این نبشتار بیرون است. اما باید گفت که آخرین جرگه در جوزای سال 1389 وبا اشتراک یک هزار وششصد تن از نمایندگان مردم  افغانستان یک سال پیش دایر شد وهدف از تدویر آن مفاهمه برای رسیدن به یک صلح پایدار بود.

  جرگه های عنعنوی وملی که در افغانستان به مدت شانزده بار تکرار شده است از لحاظ مفهومی وعینی برای مردم افغانستان نام آشنا و برای ایجاد وفاق ملی در جهت تعیین سرنوشت کشور یک راهکار درست وموثر به نظر می رسد. نگاه به گذشته های دور  این واقعیت  را نشان می دهد که جرگه ها باعث شده اند افغانستان موانع کلان پیش روی خود را برداشته و به حیث یک  کشور آزاد ومستقل راه خود را در دل تاریخ باز نماید. گفتنی است جرگه مشورتی صلح سال هشتاد ونه  در زمانه ای دایر شده بود که افغانستان از هرلحاظ با معیارهای حکومتداری ونظام منسجم این  عصر برابر بود ؛ زیرا قانون اساسی افغانستان نیز درعین همین جرگه  وتوسط نمایندگان با صلاحیت مردم مشروعیت یافته وهم چنان افغانستان شورای ملی خود ونظام قانونمند مبتنی بر آرای مردم را دارا بود. اما آنچه باعث می شد این جرگه ( جرگه  صلح ) تدویر یابد ، حقیقت های عریان دیگری بود که هم حکومت وهم مردم افغانستان لازم می دیدند در یک سعی مشترک برای عبور از بن بست های موجود به آن متوسل شوند. حقیقت های عریان  جاری همانا وضعیت بحرانی مملکت از نظرگاه امنیتی، مداخلات بیرونی برای اخلال نظام و سرانجام مساله حضور قوای بین المللی است که آنها مسولیت های مشترک با قوای افغانستان در حفظ تمامیت ارضی وثبات کشور دارند. البته شاید برای برخی ها این مطلب روشن نباشد که چگونه می شود حضور قوای بین المللی را نیز شریک یک مدعا کرد درحالیکه آنان به اساس فیصله سازمان ملل متحد وتفاهم در کنفرانس تاریخی بن  به افغانستان آمده اند. لازم است در این مورد ولو هرچه کوتاه نظری افگنده شود؛ قوای بین المللی در افغانستان که مشمول نفرات وعساکر تقریبا چهل وچهار کشور دنیا است آمیزه ای از علایق و برداشت های گوناگون از اوضاع افغانستان است. پوشیده نیست که در میان این کشورها نمونه های خوبی از دوستی وصداقت با مردم  افغانستان وجود دارد ولی این حقیقت نیز پنهان نمی ماند که بیشترینه کشورهای دوست نتوانسته اند طی ده سال گذشته به درک درستی از وضعیت فرهنگی ، عنعنات وجریانات تاریخی افغانستان برسند. این  ناهماهنگی وناکامی در درک افغان ها باعث بروز مشکلاتی شده است که هم خود آنان را ضربه پذیر نموده وهم مردم افغانستان کماکان در محراق جنگ وخشونت باقی مانده اند. باید به این  واقعیت هم ملتفت بود که اکنون حیثیت پیمان  ناتو به جنگ افغانستان گره خورده و مصرف بیشت از شصت میلیارد دالر به نام جنگ ویا بازسازی افغانستان قوای بین المللی را تا حدی خلع منطق کرده است. با یک حساب سرانگشتی می توان گفت اگر این شصت  میلیارد به تک تک مردم افغانستان توزیع می شد شاید مردم می توانستند با همین پول هم سرک های خود را بسازند  وهم از مزایای داشتن مراکز صحی وخدماتی خوب برخوردار شوند. اما همانگونه که می بینیم طی ده سال گذشته فقط چیزی بیشتر از چهار هزار کیلومتر سرک در افغانستان قیر شده و طبق ادعای مقامات حکومتی از این  مبلغ صرف بیست وپنج فیصد آن از مجرای حکومت به مصرف رسیده است. در حالیکه بقیه این پول ها توسط خود قوای بین المللی خرچ گردیده ولی با  این  تفاوت که به  نام افغانستان بوده است. همه می دانیم که این کمک ها بیشترینه کمک های بلاعوض نیستند  که به سادگی از کنار ارقام آن بگذریم زیرا در محاسبات  بین المللی شاید چند نسل بعد افغان ها هم قرضدار دنیا متولد شوند. با این همه اما این  فقط یک روی قضیه است؛ جانب دیگر مساله ، صلح افغانستان است صلحی که با  تمام قوا ونهایت تلاش به سمت آن در حرکتیم ولی هیچگاهی به آن نرسیده ایم. واقعیات ده سال گذشته نشان داده است هرگاهی که ملت از یک گردونه عبور کرده وحکومت توانسته است  یک چالش را پشت سر بگذارد، بلافاصله  معضل دیگری خلق شده ودسته دیگری به خشونت پرداخته است. پس در چنین حالتی آیا راه بیرون رفت از این همه معضل وجود دارد؟  به نظر می رسد بایستی راه حلی وجود داشته باشد اما این راه حل را هیچ فرد ویا نهادی به تنهایی نمی تواند نشانی کرده وپیش پای مردم بگذارد. این بحرانی ترین وضع مملکت در نیم قرن حاضر است که اثرات سوء روانی واجتماعی بر زندگی مردم گذاشته وبا تاسف هر راه حلی را به بن بست کشانیده است. شورای عالی صلح  افغانستان مثال خوبی خواهد بود که اگر بگوییم می توانست به حیث یک مرجع ذیصلاح در راه صلح گام بر دارد. اما طوری که دیدیم دشمنان افغانستان خود همین شورا را آماج قرار داده ورئیس آن را کشتند. این موضوع به معنای بن  بست کامل است که مخالفین آن را به حیث یک پیام روشن از خود تبارز دادند. این  ، به معنای فرورفتگی وضع در منجلاب افراطیت است. چیزی که متاسفانه امروز جهان ومنطقه گرفتار آن شده اند. پس افغانستان به عنوان خط اول جنگ های گوناگون که با عناوین گوناگون بر آن  تحمیل می شود لاجرم راه دیگری را در پیش بگیرد؛ راهی که نظر ورای اکثریت  قاطبه مردم افغانستان در آن  لحاظ شده و مراعات گردد. با این استدلال آیا غیر از تدویر یک جرگه کلان ملی راهی دیگری داریم ؟

   اینک ضرورت مساله به خوبی خودش را نمایان می سازد که در چنین حالتی ودرشرایطی که با تاسف شورای ملی کشور نتوانسته از یک توافق نظرعمومی در راستای مسایل کلان ملی برخوردار شود ونیز افغانستان در آستانه توافق برای امضای پیمان راهبردی با ایالات متحده امریکا است ایجاب می نماید که اجتماع بزرگی از کلان های قومی، متنفذین و نخبه گان سیاسی به وجود بیاید تا این اجتماع کلان با اجماع آرا ونظریات شان راهی فراروی افغانستان بگشایند. ضرورت تدویر جرگه ملی برای اتخاذ تصمیمات بزرگ ملی در این  مقطع تاریخ انکار ناپذیراست وضرورت تدویر آن زمانی از اهمیت فزاینده ای برخوردار می شود که همه میدانیم که در شرایط کنونی شورای ملی افغانستان با تاسف نمی تواند در چند پارچگی های خود تصمیمات بزرگ ملی را بگیرد. این مساله به قدری اهمیت دارد که خوب است به گفته های برخی از وکلای مجلس نیز توجه کنیم. این قلم این مطلب را از زبان یکی از وکلا شنیده است که می گوید پارلمان افغانستان نامشروع است. اگر خدای نخواسته چنین چیزی متصور باشد در این صورت تدویر جرگه ملی برای تصمیم گیری در مورد آینده کشور ومساله صلح وموضع پیمان راهبردی با ایالات متحده امریکا نه تنها یک ضرورت بلکه یک وجیبه تاریخی مردم افغانستان خواهد بود. حال در چنین وضعی امیدواریم افغان ها بتوانند به این مهم دست یافته وظرفیت حضور معقولانه خود در  خانواده بزرگ جهانی ونیز لیاقت زندگی در صلح وثبات را درمقیاس کشوری وملی به نمایش بگذارند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/07/27ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمود حکیمی  |