خدمات فرهنگی دولت آبادی

 

نام بصیراحمد  دولت آبادی برای همه فرهنگیان ونویسنده گان افغانستان آشنا است. این مرد، سال ها پیش که جامعه ما کمتر آشنایی با رسانه وروزنامه داشت، مدیریت یک مجله وزین را به عهده داشت واز همان آوان نام بلند بصیراحمد در زبان ها ودهان ها می گشت. دولت آبادی در کنار اینکه " حبل الله" را می نوشت ومی گرداند، یک مبارز سیاسی هم بود که هم اندیشه با رهبر شهید، سال های خون وخطر را پشت سر گذاشت وبعداز آن مدام در جراید ومطبوعات نوشت.

    بصیر احمد دولت آبادی به عنوان یک روزنامه نگار پیش کسوت توانست طی سال های گذشته چندین اثر علمی وتاریخی تقدیم جامعه کرده وده چند آدم را در عرصه روزنامه نگاری ونویسنده گی تربیه کند. نویسنده گان امروز جامعه ما به نحوی وامدار کار وتلاش مردی است که به قول آقای واحدی پنج دهه را پنج گونه زندگی کرده است. واز افتخارات این مرد وجامعه فرهنگی افغانستان این است که این پنج دهه، به تمامیت خود به جز افتخار، عزت وسربلندی چیز دیگری نیست. اگر چند که آخرین کتاب او را به دریا ریختند اما وقار وشان این نویسنده بزرگ حتا برای دشمنان فرهنگ وتاریخ نیز انکار نا پذیر است. همه می دانند که بصیر احمد با سیر وسفر در دل تاریخ این سرزمین وبا شکافتن پنهانی ترین زوایای زندگی در این مرز وبوم اصالت مردم واصالت تاریخی فرهنگ و ثقافت هم تباران اش را در این سرزمین پیدا کرده وبه همه شنا سانده است.

     فرهنگیان بلخ که میراثداران رابعه وبوعلی و دهها اندیشمند دیگر اند، مجلس نکوداشتی از کارکردهای دولت آبادی برگزار کرده ا ند. روزنامه افغانستان درحالی که زندگی سراسر فرهنگی وتلاش های بی همال دولت آبادی را در راه نشر واشاعه فرهنگ وتاریخ کشور ارج می گذارد، از این عزیزان نیز قدر دانی دارد که بصیر احمد را به نحو شایسته ای میزبانی کرده اند. آقای دولت آبادی شاید رگ رگ تن اش برای این وطن می تپیده است که بعداز شش سال آواره گی ومهاجرت در دورترین کشور دنیا به بلخ آمده تا بوی سرزمین مادری اش را مشتاقانه استشمام کند. مساله این است که بصیر احمد علیرغم ناراحتی که دارد، اما در آغاز یک عظمت قرار دارد وافغانستان وفرزندان فرهنگی این سرزمین اکنون به خوبی و آن گونه که شایسته شان دولت آبادی است قدر او را میدانند واهمیت چندین دهه کارش را درک می نمایند. او مسولیت های خطیری را برای فرهنگ وتاریخ این سرزمین به انجام رسانیده وحیثیت یک قهرمان فرهنگی را دارد. نکو داشت از یک قهرمان، نکو داشت از تاریخ است واز همین آدرس می خواهم بگویم که فرهنگیان وروزنامه نگاران کابل نیز درحالی که از ته دل برای سلامتی استاد بصیراحمد دولت آبادی دعا می کنند، این مساله را نیز به یاد می اندازد که نهایت همه، ملاقات خدا است ولی آرزوی ما این است که چندین دهه دیگر قلم وزبان دولت آبادی هم چنان بچرخد وبنویسد.