سلام

مدتی نخواهم توانست به روز باشم؛ به دو دلیل اول اینکه به یک مسافرت می روم معلوم نیست چقدر دسترسی به انترنت داشته باشم. دو دیگر اینکه پس از برگشت می خواهم پاره نوشته های پراکنده ام را اصلاح وچاپ کنم. کتاب وادی ایمن چاپ شده است. اگر خواستید این کتاب را که مملو از عیب ونقص است بخوانید به این آدرس بروید

tabarghanak2.blogfa.com

 

رابطه حکومت وطالبان

دیر زمانی است که از رابطه پنهانی برخی از سران طالبان با دولت افغانستان سخن گفته می شود. شاید واضح ترین حرفی که در این مورد تا حال گفته شده ، سخنان رئیس جمهورحامد کرزی باشد که گفته است تماس های وی با طالبان از نوع تماس های یک هموطن با هموطن دیگر بوده است. این تماس ها از دید رئیس جمهوری، بیشترینه از زاویه عاطفی در قضایای افغانستان است. زیرا رئیس جمهور هنوز هم نمی تواند به مخالفین اش نام وعنوانی بدهد. از یک سو رئیس جمهور متاثر از پیشامدهای خونین امنیتی است واز جانب دیگر وظیفه خود می داند که به حیث رهبر افغانستان در پی وحدت و اتحاد مردم کشور باشد.

    در تماس های یک هموطن با هموطن دیگر، قاعدتا مسایل بغرنج سیاسی مورد کنکاش قرار نمی گیرند بلکه پیشامدهای امنیتی واجتماعی از دریچه احساسات قومی وملی نگریسته می شود. این احتمال نیست بلکه یک واقعیت است که حامدکرزی بارها از گروه های مخالف مسلح خواهش کرده است که به روند صلح بپیوندند. ساختار جامعه قبیلوی افغانستان هم همین ایجابات را دارد. به گفته یک نشریه غربی افغان ها هم می جنگند وهم روی برنامه های صلح صحبت می کنند.

    رئیس جمهور اما اکنون برای بازی صلح ، قاعده ای ساخته است که تخطی از آن شرمسار ملی ببار می آورد؛ شورای عالی صلح برای این است که تماس های هموطنان را صبغه سیاسی وجدی بدهد. واگرنه احوال پرسی های وطنی حداقل هشت سال است که کماکان درکشور دوام دارد. این شورا با ترکیب تقریبا جامعی اینک به صورت رسمی به کار آغاز کرده و ناتو هم راه ورود طالبان را به کابل گشوده است. حال ممکن است این تماس ها از سطح یک تعارف ساده وبی آلایش وطنی به سمت وسوی جدی تری برده شود. در همین راستا اکنون از رابطه ملاعبدالکبیر یک قام پیشین حکومت طالبان صحبت می شود. آقای عبدالکبیر که در رژیم طالبان سمت ولایت ننگرهار را به عهده داشته است از معدود اشخاصی است که هم در گذشته وهم حال مورد توجه رهبری طالبان بوده است. رابطه او با حکومت آیا به معنای رابطه سطح رهبری طالبان با حکومت است؟ این مساله را کسی نمی تواند پاسخ دهد زیرا ملامحمد عمر تا هنوز که هنوز است حرفی برای استقبال از پروسه صلح نزده و بیانیه های رسمی این گروه ، شورای عالی صلح را بیهوده می داند.

   چیزی که در این میان مهم هست، نفس رابطه است. این ، می رساند که انگیزه های صلح طلبی شاید در رده های گوناگون تشکیلات طالبان ایجاد شده است. اگر جامعه جهانی و کشورهای منطقه بخصوص در این مقطع زمانی بخواهند صلح در افغانستان بیاید، لاجرم باید به رابطه عبدالکبیر وآزادی ملاعبدالغنی اهمیت بیشتری داد. با این وصف اما کار اصلی در دستان اعضای شورای عالی صلح است که تا چه حدی می تواند با اتکا به فیصله های مستقل خود به مساله صلح بپردازند. طوریکه دیگر پنهان نیست طالبان وحکومت تماس های شان را برقرار کرده اند.

شورای عالی صلح ونخستین نشست غیر علنی

 

شورای عالی صلح دیروز نخستین نشست غیر علنی خود را در ساختمان نو تاسیس شورای وزیران دایر کرد. اگر چند که از محتوای این نشست هنوز چیزی بیرون درز نکرده و خبرنگاران نتوانسته اند از موضوعات مطرح شده در آن چیزی بدانند، اما جمع شدن عده زیادی از رهبران سابق جهادی و شخصیت هایی که در گذشته به نحوی در معضلات افغانستان نقش داشته اند، توجه محافل داخلی وخارجی را به خود جلب کرده است.

  اگرچند که گروه طالبان هنوز هم اصرار می ورزد که این شورا را به رسمیت نمی شناسد وترکیب آن را زیر سوال برده است اما آگاهان امور عقیده دارند که گردهمایی عناصر متخاصم در ذیل شورای صلح می تواند نخستین گام عملی در راه تامین صلح به حساب آید. چه اینکه عده زیادی از اعضای شورای عالی صلح را کسانی تشکیل می دهند که در گذشته ها هر کدام به نحوی با دیگری در مخالفت قرار داشته است. حال اگر این تعداد موفق شوند که روی آجندای واحدی وحدت نظر پیدا نمایند بدون شک این یک پیشروی محسوس در کار شورای عالی صلح خواهد بود.

     اینکه درجلسه دیروز چه موضوعاتی مطرح شده باشد معلوم نیست اما طوریکه از قراین برمی آید؛ شورای عالی صلح باید روی کارویژه های داخلی وهمینطور کمیته بندی های خود بوده باشد. این شورا تا حدی از نظر تعداد و وظیفه به شورای ملی شباهت می رساند زیرا در قدم اول تعدد اعضا باعث می شود که آنان در کمیته های جداگانه وبراساس برنامه مشخصی کار را شروع نمایند. این واضح است که هفتاد نفر نخواهند توانست درجلسه عمومی خود روی بند بند کاری خود جلسه نماید. شاید آنان به روشی دست می زنند که در شورای ملی قبلا تجربه شده است. اگر از درون شورای عالی هفت کمسیون ظهور کند وهرکدام در جهت خاصی مسولیت های امور را به عهده بگیرد به نظر می رسد سهولت هایی هم درکار آنان وهم در نتیجه بخش بودن تصمیمات این شورا موثر واقع خواهدشد.

   مساله دیگری که همزمان با اولین نشست شورای عالی صلح مطرح بحث بوده است، موضوع فهرست سیاه است. چیزیکه در راس پیش شرط های طالبان قرار دارد وظاهرا ایالات متحده امریکا ومقامات حکومت افغانستان آن را مورد توجه قرار داده و پیش پای شورای صلح گذاشته است. احتمالا روند آزاد سازی محبوسین طالبان اینک به صورت وسیع روی دست قرار گرفته است. درهمین رابطه عبدالحکیم مجاهد یک عضو پیشین طالبان وعضو فعلی شورای عالی صلح می گوید برخی از اشخاص مهم وبزرگ در زندان ها به سر می برند که باید آزاد شوند. اگر کار شورای صلح با آزاد سازی اعضای محبوس طالبان شروع گردد ، این دومین پیش کش یک طرفه از سوی حکومت برای طالبان خواهد بود.

    با این همه اما باید منتظر ماند که ترکیب عجیب وناهمگون شورای عالی صلح چه چیزی را ارائه می کند. همینکه آنان اینک برای پیشبرد یک اجندای ملی زیر یک سقف نشسته اند، خود غنیمتی کلان به حساب  می آید؛ کاری که نوعی پیام روشن تر تشویقی برای طالبان است که بالاخره اگر شما  به صلح نپیوندید بقیه ملت افغانستان در مسیر صلح درکنارهمدیگر خواهدبود

چشم ها به شورای عالی صلح دوخته شده است

رئیس جمهور حامد کرزی در مصاحبه ای با شبکه سی ان ان گفته بود ، حکومت تماس های غیر رسمی با طالبان داشته است. رئیس جمهور می گوید این تماس ها در حد تماس یک هموطن با هموطن دیگر بوده است. اظهارات آقای کرزی نشان می دهد که مساله مذاکره وگفتگو با طالبان اینک نه در حد یک مقوله معمولی رسانه یی بلکه به مثابه یک واقعیت روشن سیاسی پیش روی مردم ودولت او است. اگر چند که تاکنون همواره ندای صلح طلبی دولت از سوی گروه طالبان با خون وخشونت پاسخ داده شده است.

    طالبان درست یک روز بعد از اعلام شورای عالی صلح، با انفجار دادن یک مسجد در ولایت تخار به خواسته های رئیس جمهور جواب گفتند. در این رویداد والی قندز همراه با پانزده نفر دیگر از بین رفتند و وقوع این حادثه از سوی مجامع داخلی وخارجی محکوم شد. برخی از کشورها نظیر ایالات متحده امریکا، جرمنی وفرانسه با نشر اعلامیه هایی این حادثه را محکوم کرده وبه حکومت ومردم افغانستان اطمینان دادند که افغانستان را تنها نخواهند گذاشت. به هر روی حادثه تخار ، جوابی بود که مستقیما به آدرس شورای صلح می رفت واما دراین میان رئیس جمهور بعد از این حادثه ، از تماس یک هموطن با هموطن دیگر صحبت کرده است.

     شورای صلح اما علیرغم چالش هایی که در پیش رو دارد، رسما به کار خود آغاز کرده ودر نخستین حرف هایی که از این شورا شنیده می شود، به نظر می رسد تا حدی اراده ای برای آوردن صلح حداقل از جانب این شورا وجود داشته باشد؛ آقای واقف حکیمی سخنگوی آقای ربانی که ریاست این شورا را به عهده دارد گفته است که شورای عالی صلح افغانستان شمول خواهد بود. وی به شورای تحکیم صلح اشاره کرده ومی گوید شورای عالی صلح از هرنظر با شورای تحکیم صلح تفاوت خواهد داشت. این مطلب شاید تبصره پذیرترین موضوع باشد. زیرا گفته می شود آقای صبغت الله مجددی تا آخرین لحظات می خواسته است رئیس این شورا باشد. اما اینکه آقای ربانی بنا برلزوم دید مقامات و شاید هم بنا به صلاحدید اعضای شورای عالی صلح به این کرسی برگزیده شده است ، اینک آقای حکیمی که معلوم نیست خود در شورای صلح وظیفه ای داشته باشد، به نحوی به آقای مجددی پاسخ میدهد که رئیس برگزیده شده شورا نسبت به وی ونیز کار کرد این شورا با شورای تحکیم صلح تفاوت خواهد داشت.

   اکنون سخنگوی ریاست جمهوری می گوید که شورای عالی صلح مورد حمایت رئیس جمهور ومردم افغانستان است. براستی مردم افغانستان در پس ده ها سال ناآرامی و کشمکش چشم به همین شورا دوخته است. یقینا مردم افغانستان از این شورا واز کارکردهای مثبت شان قدردانی وپشتیبانی خواهد کرد. اما چیزیکه مدام در افکار عمومی وذهن اجتماعی مردم افغانستان خلجان می زند حفظ وپاسداشت ارزش های دموکراتیک ومندرجات قانون اساسی افغانستان است. اگر این شورا بتواند گروه طالبان را در این مسیر کشانده وقناعت گروه های مخالف مسلح دولت را در این راستا فراهم کند ، بدون شک شورای عالی صلح توانسته است به یکی از اجنداهای بزرگ ملی پاسخ بدهد. برای این کار اما هنوز زود است قضاوتی صورت گیرد زیرا زمان درپیش است وباید منتظر ماند که شورای مورد حمایت مردم ورئیس جمهور چه می کند.

 

 

 

 

 

سمینار رسالت علماء پایان یافت

 

سمینار دوروزه رسالت علماء ؛ وحدت امت اسلامی در کابل پایان یافت. در این سمینا رکه در حدود چهار صد روحانی برجسته از کشورهای مصر، پاکستان، تاجکستان، امارات، ایران وافغانستان حضور داشت روی رسال علماء بحث وسخنرانی ها صورت گرفته و درپایان از کشورهای اسلامی خواسته شده است که در جهت صلح وثبات افغانستان همکاری نمایند. اشتراک کننده گان این سمینار از همه کشورهای اسلامی خواسته است که اختلافات مذهبی شان را کنار بگذارند.

   تدویر این نوع سمینار که محتوای اسلامی دارد، برای افغانستان مهم ارزیابی می شود. برگزاری این چنین گردهمایی ها وسمینار ها با اشتراک روحانیون کشورهای اسلامی، به اعتبار افغانستان در زمینه های مختلف می افزاید. نخست اینکه افغانستان به حیث یک کشور اسلامی وصاحب قانون در مرحله ای قرار گرفته است که می تواند میزبانی کشورهایی را به عهده بگیرد که اشتراکات دینی و مذهبی با افغانستان دارد. دو دیگر اینکه این سمینار زمانی به کار خود موفقانه پایان داده است که شورای عالی صلح  نیز در کشور به صورت رسمی به کار خود آغاز کرده است. هرکدام از این روحانیان می توانند مبلغ صلح و امنیت برای افغانستان باشند. این واضح است که برخی از مشکلات عمده امنیتی کشور ناشی از مداخلات کشورهایی است که در همسایگی ما قرار دارند اگر روحانیون وعلماء در کشورهای شان، ضرورت های اسلامی را به نحو درست تبیین نمایند ، ضرورت ثبات وصلح در افغانستان نیز یقینا در ذیل برنامه های شان قرار خواهد گرفت. علماء، نقش برجسته ای را در راستای صلح و وحدت امت اسلامی می توانند بازی نمایند؛ در شرایطی که از هرسو تبلیغات گسترده ای علیه اسلام، به بهانه های گوناگون جریان دارد، علماء می توانند چهره واقعی اسلام را  که همانا همدلی و آسان گیری است برای همه جهانیان برملا کنند.

    این سمینار پایان یافته است اما رسالت علماءهرگز پایان نمی یابد. علماء وروحانیان در واقع جانشینان انبیای خداوند هستند. جانشینان انبیای الهی هیچگاهی رسالت ومسولیت های اسلامی وبشری شان را خاتمه یافته نمی پندارند. ضرورت آگاهی دادن بشریت و ضرورت صلح ووحدت بین امت اسلامی در سراسر جهان هم چنان پابرجااست. هرگونه کوتاهی در این راستا، مسولیت مستقیم اش به عهده کسانی است که به اصطلاح معروف کتاب خدا را در دست دارند. امت اسلامی در سراسر جهان سرنوشت مشترک دارند. هرگونه جنجال و مشکل در یکی از کشورهای اسلامی ، می تواند اثر گذار روی کشور دیگری هم باشد. اگر علماء شجاعانه با وظایف الهی خود برخورد کنند ، هیچگاهی منکراتی چون عملیات های انتحاری برای هیچ قشر و گروه سیاسی جذبه پیدا نمی تواند و اگر مردم به گونه درست  وصحیح فهمانده شوند هیچ مسلمانی حاضر به کشتن خود وهموطنان اش ویا دیگر مردم دنیا نمی گردد.

   وظیفه ورسالت علمای جهان اسلام بیش از هروقت دیگر حساس تر وسنگین تر است. علماء ومراجع دینی می توانند شجاعانه علیه عملیه های خودکشی ودیگر کشی فتوا بدهند. امروزه مسلمانان جهان وبخصوص افغانستان در شرایط دشواری قرار دارد. همدلی و وظیفه شناسی روحانیون هریک از کشورهای اسلامی سبب خواهد شد وضع در افغانستان شکل مثبتی به خود بگیرد.

حمله به مسجد هیچ توجیهی ندارد

 

محمد عمر والی قندز که باشنده ولایت تخار می باشد روزجمعه غرض ادای نماز به مسجد رفت اما یک انفجار مهیب جان او و حداقل پانزده نفر دیگر را گرفت. این حمله که ظاهرا با جاسازی ماین در محراب مسجد از قبل تدارک دیده شده بود، باعث تاسف وحیرت همه جهانیان شده است. مردم افغانستان با شنیدن خبر انفجار در مسجد وکشته وزخمی شدن دهها نفر از هموطنان شان سوگمندانه با این خبر کنار آمدند.

   حمله به مسجد نشان داد که دشمنان مردم افغانستان به هیچ چیزی پایبند نیستند. تروریستان برای ترساندن مردم و اعمال قساوت حتا در مسجد که خانه خدا است نیز از حمله وخونریزی دریغ نمی کنند. انفجار در مسجد ولایت تخار به مثابه شوکی بود که بر روان وجان مردم افغانستان عارض شد. این رویداد که در نوع خود سبعانه ترین روش دشمنان صلح است، درست بعداز یک روز از معرفی شورای عالی صلح انجام گردید. شاید مخالفین صلح اینگونه به ندای صلح طلبی مردم افغانستان پاسخ دادند؛ کاری که در هیچ ملت ومکتب جایز نیست بلکه در دین اسلام شدیدا مورد نکوهش است. مسجد جایی برای عبادت پروردگار یکتا است. جایی که در آن خالق وآفریدگار جهان عبادت می شود. تروریستان اما درهمین مکان مقدس بندگان خدا را آماخ بمب وماین قرار میدهند.

  کشورهای عمده جهان درقبال رویداد تخار واکنش نشان داده اند. درهمین رابطه سخنگوی وزارت خارجه امریکا گفته است که این کشور با شدید ترین لحن حمله بر مسجد را در ولایت تخار تقبیح می کند. به گفته سخنگوی وزارت خارجه امریکا، در حمله به محل عبادت هرکسی که  مسول آن باشد نشان داد که به مردم افغانستان وعقاید دینی آنها احترام ندارد. وی گفت امریکا با متحدین بین المللی خود کار را با مردم قندز وتخار ادامه می دهد تا یک آینده امن در آنجا حاکم شود. هم چنان کشور فرانسه این حمله انفجاری را یک عمل نفرت انگیز نامیده وتعهد کرد که حمایت خود را از مردم افغانستان ادامه خواهد داد. در اعلامیه وزارت خارجه فرانسه آمده است که این حرکت نفرت انگیز بار دیگر نشان داد که تروریستان در افغانستان به حیات مردم احترام ندارند وبر سمبول های دینی ودموکراسی مردم افغانستان هجوم می برند.

  در داخل کشور نیز همه نهادهای اجتماعی، سیاسی وفرهنگی رویداد خونین تخار را حمله به جان مردم بی گناه، اهانت به مسجد و نهایت قساوت دشمنان صلح می داند. معلوم نیست تروریستانی که دست به اینگونه اعمال می زنند چه دینی و آیینی داشته اند. در هیچ جای دنیا چنین اتفاقاتی رخ نمی دهد اما امروزه درافغانستان متاسفانه کار به جایی کشیده است که تروریستان حرمت محل عبادت خدا را هم هدف قرار می دهند.

  انتظار این است که نیروهای کشفی وامنیتی کشور بتوانند هر چه زودتر عاملین این قضیه خونین را پیدا کرده وبه پنجه قانون بسپارند. در این راستا امید است که مردم افغانستان در هرنقطه ودر هر جای این سرزمین ، دشمنان صلح را شناسایی کرده واز ریخته شدن خون بی گناهان جلوگیری نمایند.

 

گروه مشترک کاری تشکیل می شود

 

هردو رئیس جمهور افغانستان وامریکا، طی یک کنفرانس ویدیویی روی مسال مهمی باهم گفتگو کرده اند. این کنفرانس ویدیویی که دو شب پیش انجام شده، بعداز یک مدت طولانی صورت می گیرد که هردو رئیس جمهور با یکدیگر صحبت نکرده بودند. آقای حامد کرزی وباراک اوباما در صدر گفتگوهای خود روی تشکیل یک گروه کاری توافق کرده اند که برنامه های مشترک را پیش خواهند برد. گفته شده است این گروه کاری مخصوصا بعداز سال 2014 که مسولیت های امنیتی را نیروهای افغانی به دوش می گیرد، موثریت بیشتری خواهد داشت.

   رئیس جمهور حامد کرزی ورئیس جمهور باراک اوباما هم چنان روی مسایل مهم دیگری نظیر انتخابات ولسی جرگه افغانستان هم صحبت کرده اند. کنفرانس ویدیویی روسای جمهور امریکا وافغانستان زمانی صورت گرفته است که فقط چند روز پیش حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان دریک صحبت مفصل به مردم هشدارداد که خارجی ها برای منافع خودشان به افغانستان آمده اند. حامد کرزی در سخنرانی قبلی اش در لیسه امانی به مناسبت گرامیداشت روز سواد، نیز گفته بود که یک مرتبه شوروی ها آمدند واین خاک را برباد کردند ودفعه دوم همسایه ها آمدند که ما شمارا اداره می کنیم ولی نتوانستند ومرتبه سوم امریکایی وناتو آمده وهشت سال است که جنگ جریان دارد ولی هیچ پیشرفتی در هیچ زمینه ای حاصل نشده است.

    برخی معتقد اند که موضع گیری های تند وبی پرده رئیس جمهور کرزی ، باراک اوباما را بر آن داشته تا با او در زمینه های مهم صحبت کند. بعید نیست چنین عقیده ای درست باشد زیرا با وضعی که در منطقه پیش آمده ، سرانجام این امریکا است که آبروی خود را در محک امتحان می بیند. آتش زدن کاروان های اکمالاتی ناتو در پاکستان واعتراف مشرف به آموزش شورشیان توسط حکومت پاکستان مسایلی نیستند که ایالات متحده امریکا وافغانستان آن را نادیده بگیرند. در چنین وضعی ، امریکا نمی خواهد سر شکسته رخت خویش از میدان جنگ بیرون بکشد ولاجرم برای اینکه قناعت مردم امریکا را در قبال ماموریت عساکر اش در افغانستان به دست بیاورد، باید نقطه های دلخور کننده ای را که افغانستان از آن یاد می کند ترمیم نماید. احتمال این زیاد است که هردو رئیس جمهور بحث های بیشتری روی موضوعاتی کرده باشند که در مطبوعات نیامده است اما نفس برگزاری این کنفرانس ویدیویی در این مقطع خاص، میرساند که افغانستان هم چنان در اولویت برنامه های ایالات متحده است.

   گروه مشترک کاری که هردو رئیس جمهور روی آن توافق کرده اند به چه مسایلی خواهد پرداخت؟ جواب آن را آینده می دهد. اما چیزی که عجالتا پیش روی هردو رئیس جمهور قرار دارد موضوعات مهمی نظیر شورای عالی صلح، ترتیب تامین امنیت کاروان های ناتو، لابی گری های پشت پرده ای که برای مذاکره با طالبان جریان دارد ونیز  سرنوشت جنگ درافغانستان است. این احتمال بعید نیست که گروه مشترک کاری از هم اکنون کار خود را روی این موضوعات شروع کند. به علاوه اینکه فرایند به عهده گیری مسولیت های امنیتی توسط نیروهای افغانی نیز شامل آجندا خواهد بود.  به هر روی هرگونه صحبت وتوافق روسای جمهور امریکا و افغانستان می تواند بطور مستقیم روی جریانات آماسیده نظامی وسیاسی اثر گزار باشد.

سرنوشت کاروان های ناتو درمناطق امن پاکستان

 

کاروان های اکمالاتی ناتو اینک در مناطق امن پاکستان آتش زده می شود؛ جاییکه افراطیون وتندروان طالب حضور ندارند. یک مرتبه در ولسوالی شکار پور در شمال ایالت سند واینک در چند قدمی اسلام آباد بیست لاری اکمالاتی به آتش کشیده شده است. قبلا در مسیر خیبر بارها کاروان های ناتو مورد حمله قرار گرفته بودند اما در آن مناطق بیشترینه این گمان می رود که حمله ها از سوی طالبان پاکستانی انجام شده باشد. چرا که در مناطق قبایلی طالبان از نفوذ بیشتری برخورداراند. اما در نزدیکی های اسلام آباد چرا این گونه حادثه روی میدهد، هنوز جوابی برای این سوال وجود ندارد.

   مقامات حکومت پاکستان می گویند راه اکمالاتی ناتو را بعد ازینکه قهر مردم فروکش کند، باز خواهد کرد. اما به صورت عملی این کار اجرا نشده است. قهر مردم پاکستان که مقامات از آن  سخن می گویند مربوط می شود به تلف شدن سه نظامی آن کشور بر اثر حملات طیاره های جنگی ناتو. مگر تحلیلگران می گویند که پاکستان در گذشته از این همه بی احتیاطی کار نگرفته است. شاید کشته شدن سه فرد نظامی مستمسک قابل توجهی برای مقامات حکومتی نیست. زیرا باور ها براین است که پاکستان تجربه چندین ساله امتیاز گیری از غرب را دارد. اکنون یکبار دیگر زمان آن فرا رسیده است که حکومت پاکستان باج های بیشتری این بار اما از درک بازنمودن راه اکمالاتی ناتو بگیرد.

    گزارش شده است که صدها لاری اکمالاتی ناتو وذخیره گاه های مواد لوژستیکی پیمان اتلانتیک شمالی در مناطق مختلف پاکستان در انتظار مانده اند. معلوم نیست سرنوشت این لاری ها چه می شود. اگر پاکستان حاضر نشود به زودی راه را به روی ناتو بازنماید دو مساله قابل بررسی است؛ نخست اینکه کشورهایی که در شمال افغانستان موقعیت دارند و از جمله روسیه ، شانس های زیاد تری در امور افغانستان پیدا می کنند. دوم اینکه پاکستان برای مدتی خود را از شانس های دم دستی که دارد کنار می کشد. اما این هردو، شاید برای ناتو چندان مساله ساز نباشد زیرا مقامات این سازمان قبلا گفته بودند که بسته بودن راه تورخم تاثیری بر روند کار آنان در افغانستان ندارد. با روسیه هم قبلا به توافق رسیده بود که نیروهای اش را در افغانستان از طریق آن کشور اکمال نماید.

      تمام ماجرا این نیست. پاکستان می خواهد هم چنان غرب را در کنار خود داشته باشد چنانچه غربی ها هم  پاکستان را به حیث یک قوت در منطقه می شناسد. بحث اصلی بر چگونگی معامله با پدیده های سیاسی است که هر روز درمنطقه نطفه می بندد. احتمالات کودتا، برگشت مشرف به سیاست و موضوع گسترش افراطیت در پاکستان، مسایلی هستند که شعله های اولیه آتش آن متوجه کاروان های ناتو شده است. شاید هم طالبان پاکستانی فرصت بهتری برای اعمال خشونت پیدا کنند. در این میان این امریکا وپیمان ناتو است که دیده شود تا چه اندازه ای به حکومت موجود ه پاکستان بها می دهد.

"سیا" فعالیت های خود را در پاکستان گسترش می دهد

 

در این اواخر وضع در پاکستان به گونه شتابنده ای رو به دگرگونی است؛ پرویز مشرف رئیس جمهور قبلی که یونیفورم نظامی می پوشید، می خواهد به صحنه سیاسی باز گردد. راه اکمالاتی قوای ناتو در افغانستان در تورخم مسدود گردیده وحتا کاروان اکمالاتی ناتودر منطقه ای پاکستان به آتش کشیده شده است که ظن آن نمی رود در آنجا افراطیون حضور داشته باشند. طیارات جنگی قوای ناتو بی وقفه حملات خود را در داخل خاک پاکستان ادامه می دهند.

   این همه، در پاکستان انجام می شود کشوری که متهم ردیف اول به حمایت از تروریزم وافراط گرایی است. رئیس جمهور حامد کرزی بارها از قوای ناتو خواسته است حملات خود را در بیرون از قریه جات افغانستان ببرد. استدلال حکومت افغانستان این است که لانه ها وریشه های تروریزم در ماورای سرحدات افغانستان است؛ جاییکه هزاران مدرسه دینی به آموزش افراطییت می پردازد. این سرحدات به هیچ وجه مرزهای افغانستان با چین ، تاجکستان، ترکمنستان وایران را تداعی نمی کند. هر آنچه حرف وجود دارد در اطراف دیورند است. این منطقه اکنون مورد توجه سازمان استخباراتی امریکا قرار گرفته است.

    مایک مولن هم در یک اظهار کم سابقه ای گفته است که امریکا می خواهد به مناطقی عطف توجه داشته باشد که از آنجا تروریزم به دیگر مناطق ریشه می دواند. وی گفته است تروریزم در سازمان های مختلفی از دوسوی دیورند اما با اهداف جهانی می خواهد خود را توسعه بدهد. باراک اوباما رئیس جمهور پاکستان نیز گفته است سرطان در پاکستان می باشد. این همه نشان می دهد که اکنون پاکستان به محراق توجه غرب ومنطقه تبدیل شده است. آیا پاکستان خواهد توانست مطابقتی بین تحرکات سیاسی ونظامی را در خود به وجود بیاورد؟ این سوالی است که فقط گذر زمان می تواند به آن پاسخ دهد.

   چیزی که برای افغانستان مهم می باشد این است که هرگونه بی ثباتی در پاکستان به افزایش تشنج در افغانستان خواهد انجامید. با فرض اینکه پاکستان منبع تغذیه تروریزم می باشد اما هرگونه فعل وانفعالات سیاسی می تواند نقش تعیین کننده ای براوضاع افغانستان داشته باشد. مهم ترین مساله این است که اقتصاد افغانستان درحالتی قرار دارد که کم ترین لرزه ای در پاکستان می تواند شیرازه های زندگی را در داخل افغانستان تکان بدهد. نمونه بارز آن سیلاب های سال روان در پاکستان است؛ هم اکنون نرخ مواد اولیه در بازار های افغانستان می رود که برای قشر کم در آمد وپایین جامعه افغانی غیر قابل تحمل شود.

    مگر آنچه که امروزه بر سر زبان ها است اینکه سازمان استخباراتی امریکا می خواهد دامنه فعالیت اش را در جهت سرکوب نمود ن تروریزم در پاکستان توسعه دهد. این یک مساله قابل توجه برای امریکاییان است که در کجا و با چه روشی می توانند خطر تروریزم را به حد اقل برسانند. افغانستان اما با رابطه لرزانی که با غرب دارد، بیش از هر کشوری متاثر از رخدادهای منطقوی خواهد بود.

 

طالبان بازهم به ندای صلح جواب رد دادند

 

با تشکیل شورای هفتاد نفره صلح که در راستای فیصله اصلی جرگه ملی مشورتی صلح صورت می گیرد، طالبان بار دیگر در یک واکنش فوری گفته اند که با نیروهای مهاجم ودولت دست نشانده حامدکرزی صلح نخواهند کرد. موضع گیری اخیر طالبان بی ارتباط با اظهارات جنرال حمید گل رئیس پیشین سازمان استخبارات پاکستان نیست. او هم در آخرین اظهارات اش گفته است که طالبان در افغانستان پیروز خواهند شد. وی علاوه کرده که طالبان از اشتباهات گذشته درس گرفته اما این بار روش های ملایم تری را در پیش خواهد گرفت.

   جواب منفی طالبان به ندای صلح دولت افغانستان چیز تازه این نیست. این گروه مدام با پیشنهاد های صلح ومذاکره برخورد خشن وخونباری داشته است. اما چیزی که در این میان وجود دارد این است که دولت افغانستان همانگونه که بارها آدرس تروریزم را در ورای سرحدات افغانستان ارجاع میدهد، برخورد طالبان با پدیده صلح نیز از همان ماورای سرحد شکل می یابد. قوام موضع طالبان مرتبط با تحلیل ها وارزیابی هایی است که دربرخی از محافل نظامی امنیتی پاکستان وجود دارد. تحلیلگران سیاسی در سطح دنیا به این عقیده هستند که ترکیب اعضای شورای عالی صلح وآجندایی که این شورا خواهد داشت به احتمال قوی برای طالبان کدام دلچسپی نخواهد داشت چه اینکه طالبان همان طالبان سابق هستند؛ بی اعتنا به تمام موازین حقوق بشری وحتا درمواردی بی اعتنا به دساتیر دین اسلام که از خشونت وریختن خون مردم بی گناه برحذر می دارد.

   سخن اینجا است که اگر افرادی مانند حمیدگل سرسختانه کمر به حمایت  از طالبان بسته و تحلیل های تئوریکی پیروزی را برای طالبان ارائه می دهد، در این میان نقش جبهه ضد تروریزم در چه چیزی خواهد بود؟ آیا جامعه جهانی وقوای ائتلاف هم چنان در برابر نداهای دولت افغانستان وفیصله جرگه ملی مشورتی صلح افغانستان و تهدیداتی که از ماورای سرحدات افغانستان وجود دارد گوش خود را کر خواهد انداخت؟

   جنرال باز نشسته پاکستانی اکنون به جای طالبان افغانی حرف می زند واین گروه را در چند قدمی پیروزی معرفی می کند. درحالی که وضع درافغانستان به گونه دیگری در حال شکل گیری است؛ شورای عالی صلح که با ترکیب قابل قبولی از سران ونماینده گام مردم به وجود آمده است، به احتمال قوی ، برنامه ای را برای صلح پیش خواهد گرفت که برگرفته از آموزه های اعتقادی وایجابات ملی درکشور باشد. اگر طالبان هم چنان با سماجت با خواسته های ملت افغانستان مخالفت می کند، در این صورت باید بار دیگر به مساله ای تمرکز گردد که خیزشگاه اصلی طالبان را مورد پرسش قرار می دهد.

     آنچه مهم است و مردم افغانستان به آن می اندیشند صلح است. اگر این فرایند توسط دولت ونماینده گان مردم آغاز و ادامه می یابد، در واقع دینی است که  در برابر تاریخ ونسل های امروز وفردای جامعه ما ادا می گردد. پافشاری واصرار برای صلح از سوی هرکس وهر نهادی در ذات خود پذیرفتنی و در خورمنطق است. هرگونه مخالفت و از سوی هرکسی به معنای واضح دشمنی های بی دلیل با مردمی است که مشتاقانه در انتظار صلح و امنیت نشسته اند.

طالبان بازهم به ندای صلح جواب رد دادند

 

با تشکیل شورای هفتاد نفره صلح که در راستای فیصله اصلی جرگه ملی مشورتی صلح صورت می گیرد، طالبان بار دیگر در یک واکنش فوری گفته اند که با نیروهای مهاجم ودولت دست نشانده حامدکرزی صلح نخواهند کرد. موضع گیری اخیر طالبان بی ارتباط با اظهارات جنرال حمید گل رئیس پیشین سازمان استخبارات پاکستان نیست. او هم در آخرین اظهارات اش گفته است که طالبان در افغانستان پیروز خواهند شد. وی علاوه کرده که طالبان از اشتباهات گذشته درس گرفته اما این بار روش های ملایم تری را در پیش خواهد گرفت.

   جواب منفی طالبان به ندای صلح دولت افغانستان چیز تازه این نیست. این گروه مدام با پیشنهاد های صلح ومذاکره برخورد خشن وخونباری داشته است. اما چیزی که در این میان وجود دارد این است که دولت افغانستان همانگونه که بارها آدرس تروریزم را در ورای سرحدات افغانستان ارجاع میدهد، برخورد طالبان با پدیده صلح نیز از همان ماورای سرحد شکل می یابد. قوام موضع طالبان مرتبط با تحلیل ها وارزیابی هایی است که دربرخی از محافل نظامی امنیتی پاکستان وجود دارد. تحلیلگران سیاسی در سطح دنیا به این عقیده هستند که ترکیب اعضای شورای عالی صلح وآجندایی که این شورا خواهد داشت به احتمال قوی برای طالبان کدام دلچسپی نخواهد داشت چه اینکه طالبان همان طالبان سابق هستند؛ بی اعتنا به تمام موازین حقوق بشری وحتا درمواردی بی اعتنا به دساتیر دین اسلام که از خشونت وریختن خون مردم بی گناه برحذر می دارد.

   سخن اینجا است که اگر افرادی مانند حمیدگل سرسختانه کمر به حمایت  از طالبان بسته و تحلیل های تئوریکی پیروزی را برای طالبان ارائه می دهد، در این میان نقش جبهه ضد تروریزم در چه چیزی خواهد بود؟ آیا جامعه جهانی وقوای ائتلاف هم چنان در برابر نداهای دولت افغانستان وفیصله جرگه ملی مشورتی صلح افغانستان و تهدیداتی که از ماورای سرحدات افغانستان وجود دارد گوش خود را کر خواهد انداخت؟

   جنرال باز نشسته پاکستانی اکنون به جای طالبان افغانی حرف می زند واین گروه را در چند قدمی پیروزی معرفی می کند. درحالی که وضع درافغانستان به گونه دیگری در حال شکل گیری است؛ شورای عالی صلح که با ترکیب قابل قبولی از سران ونماینده گام مردم به وجود آمده است، به احتمال قوی ، برنامه ای را برای صلح پیش خواهد گرفت که برگرفته از آموزه های اعتقادی وایجابات ملی درکشور باشد. اگر طالبان هم چنان با سماجت با خواسته های ملت افغانستان مخالفت می کند، در این صورت باید بار دیگر به مساله ای تمرکز گردد که خیزشگاه اصلی طالبان را مورد پرسش قرار می دهد.

     آنچه مهم است و مردم افغانستان به آن می اندیشند صلح است. اگر این فرایند توسط دولت ونماینده گان مردم آغاز و ادامه می یابد، در واقع دینی است که  در برابر تاریخ ونسل های امروز وفردای جامعه ما ادا می گردد. پافشاری واصرار برای صلح از سوی هرکس وهر نهادی در ذات خود پذیرفتنی و در خورمنطق است. هرگونه مخالفت و از سوی هرکسی به معنای واضح دشمنی های بی دلیل با مردمی است که مشتاقانه در انتظار صلح و امنیت نشسته اند.

تروریزم باید در ماورای سرحدات تعقیب شود

 

زلمی رسول وزیر خارجه در نشست سالانه وزرای خارجه کشورهای عضو ملل متحد گفته است که اگر متحدین افغانستان آرزومند پیروزی بر تروریزم می باشد باید جنگ را در ماورای قریه جات افغانستان بکشاند و یک استراتژی را مورد عمل قرار دهد که لانه های تروریزم را در بیرون از سرحدات افغانستان هدف قرار دهد.

  سخنان وزیرخارجه، همان سخنان همیشگی رئیس جمهور حامدکرزی است که اینک رفته رفته حیثیت استراتژی سیاسی افغانستان را به خود گرفته است. رئیس جمهور نیز همواره براین نکته تا کید می کند که تروریزم باید در بیرون از قریه جات افغانستان مورد تعقیب قرار گیرد. سخنان رئیس جمهور و وزیرخارجه اشارات واضحی به وجود لانه های تروریزم در پاکستان است. این مطلب بارها گفته شده که تروریزم از خاک پاکستان به داخل افغانستان سرایت می کند وبنیادگرایی وافراطی گری از آن سوی دیورند در داخل افغانستان آمده وخون وخشونت را ترویج می کند.

    اظهارات قاطع آقای رسول در پیوند با تروریزم و خاستگاه های آن، یکبار دیگر این مساله را به گوش جهانیان گوشزد می کند که تروریزم در جایی پرورش یافته ورشد کرده است که اینک زادگاهش را نیز آماج قرار می دهد. تصدیق این موضوع را می توان در ترور بی نظیر بوتو جستجوکرد؛ کسی که به حیث مادر معنوی طالبان شمرده می شود. با درک همین مساله اما دولت پاکستان هیچ گاهی تاکنون این امر را به دوش نگرفته که گویا تروریستان وحامیان طالبان از داخل خاک آن کشور به درون افغانستان نفوذ کرده و مقاصد خشونت آمیز شان را دنبال می کنند.

   تعقیب تروریزم در ماورای سرحدات، از اصلی ترین خواسته های دولت افغانستان است. چیزی که هم اکنون برای جهانیان نیز وضاحت پیدا کرده است. در آخرین اظهارات جنرال نیک پارکر معاون جنرال پیترویس آمده است که نباید برای خروج قوای ائتلاف از افغانستان عجله شود. وی استدلال می کند که اگر نا چاربه مداخله مجدد شویم امکان فراخوانی این نیروها مشکل ساز خواهد بود. وی ترجیح میدهد که به جای عجله در امر خروج، روندی در پیش گرفته شود که منتهی به توانایی ها وظرفیت بیشتر نیروهای افغان می شود.

   در راستای همین مساله است که طی روزهای اخیر حملات قوای هوایی امریکا بر قرارگاه های تروریستان در داخل خاک پاکستان افزایش یافته است. اگر عزم ناتو براین باشد که واقعا می خواهد افراط گرایی و تروریزم را در منطقه نابود کند، این امکان دارد که با تشدید حملات بر مواضع طالبان هم به خواسته های حکومت افغانستان پاسخ قناعت بخش داده وهم به ریشه های اصلی تروریزم پر داخته است. کاری که این روزها درجریان است شاید بی تاثیر بر اوضاع امنیتی افغانستان نباشد اما ضرورت درک  این مساله هم چنان پا برجا است که آبشخور تروریزم تا زمانی که آماج حمله وسرکوب نباشد، سریال عملیات های انتحاری وبم گذاری های کنار جاده درافغانستان هم چنان دوام خواهد داشت.

   اظهارات آقای رسول در واقع بازگویی خواسته های متکرر رئیس جمهور است که از دنیا می خواهد به خیزشگاه تروریزم توجه کند تا در قریه جات افغانستان شاهد تلفات افراد ملکی نباشیم. آیا استراتژی که هم اکنون دنیا در پیش گرفته است منتج به نتیجه مثبتی خواهد شد؟ هنوز زود است که ناتو و ایالات متحده امریکا درک درستی از تقاضای افغانستان داشته باشد.

تروریزم باید در ماورای سرحدات تعقیب شود

 

زلمی رسول وزیر خارجه در نشست سالانه وزرای خارجه کشورهای عضو ملل متحد گفته است که اگر متحدین افغانستان آرزومند پیروزی بر تروریزم می باشد باید جنگ را در ماورای قریه جات افغانستان بکشاند و یک استراتژی را مورد عمل قرار دهد که لانه های تروریزم را در بیرون از سرحدات افغانستان هدف قرار دهد.

  سخنان وزیرخارجه، همان سخنان همیشگی رئیس جمهور حامدکرزی است که اینک رفته رفته حیثیت استراتژی سیاسی افغانستان را به خود گرفته است. رئیس جمهور نیز همواره براین نکته تا کید می کند که تروریزم باید در بیرون از قریه جات افغانستان مورد تعقیب قرار گیرد. سخنان رئیس جمهور و وزیرخارجه اشارات واضحی به وجود لانه های تروریزم در پاکستان است. این مطلب بارها گفته شده که تروریزم از خاک پاکستان به داخل افغانستان سرایت می کند وبنیادگرایی وافراطی گری از آن سوی دیورند در داخل افغانستان آمده وخون وخشونت را ترویج می کند.

    اظهارات قاطع آقای رسول در پیوند با تروریزم و خاستگاه های آن، یکبار دیگر این مساله را به گوش جهانیان گوشزد می کند که تروریزم در جایی پرورش یافته ورشد کرده است که اینک زادگاهش را نیز آماج قرار می دهد. تصدیق این موضوع را می توان در ترور بی نظیر بوتو جستجوکرد؛ کسی که به حیث مادر معنوی طالبان شمرده می شود. با درک همین مساله اما دولت پاکستان هیچ گاهی تاکنون این امر را به دوش نگرفته که گویا تروریستان وحامیان طالبان از داخل خاک آن کشور به درون افغانستان نفوذ کرده و مقاصد خشونت آمیز شان را دنبال می کنند.

   تعقیب تروریزم در ماورای سرحدات، از اصلی ترین خواسته های دولت افغانستان است. چیزی که هم اکنون برای جهانیان نیز وضاحت پیدا کرده است. در آخرین اظهارات جنرال نیک پارکر معاون جنرال پیترویس آمده است که نباید برای خروج قوای ائتلاف از افغانستان عجله شود. وی استدلال می کند که اگر نا چاربه مداخله مجدد شویم امکان فراخوانی این نیروها مشکل ساز خواهد بود. وی ترجیح میدهد که به جای عجله در امر خروج، روندی در پیش گرفته شود که منتهی به توانایی ها وظرفیت بیشتر نیروهای افغان می شود.

   در راستای همین مساله است که طی روزهای اخیر حملات قوای هوایی امریکا بر قرارگاه های تروریستان در داخل خاک پاکستان افزایش یافته است. اگر عزم ناتو براین باشد که واقعا می خواهد افراط گرایی و تروریزم را در منطقه نابود کند، این امکان دارد که با تشدید حملات بر مواضع طالبان هم به خواسته های حکومت افغانستان پاسخ قناعت بخش داده وهم به ریشه های اصلی تروریزم پر داخته است. کاری که این روزها درجریان است شاید بی تاثیر بر اوضاع امنیتی افغانستان نباشد اما ضرورت درک  این مساله هم چنان پا برجا است که آبشخور تروریزم تا زمانی که آماج حمله وسرکوب نباشد، سریال عملیات های انتحاری وبم گذاری های کنار جاده درافغانستان هم چنان دوام خواهد داشت.

   اظهارات آقای رسول در واقع بازگویی خواسته های متکرر رئیس جمهور است که از دنیا می خواهد به خیزشگاه تروریزم توجه کند تا در قریه جات افغانستان شاهد تلفات افراد ملکی نباشیم. آیا استراتژی که هم اکنون دنیا در پیش گرفته است منتج به نتیجه مثبتی خواهد شد؟ هنوز زود است که ناتو و ایالات متحده امریکا درک درستی از تقاضای افغانستان داشته باشد.

تروریزم باید در ماورای سرحدات تعقیب شود

 

زلمی رسول وزیر خارجه در نشست سالانه وزرای خارجه کشورهای عضو ملل متحد گفته است که اگر متحدین افغانستان آرزومند پیروزی بر تروریزم می باشد باید جنگ را در ماورای قریه جات افغانستان بکشاند و یک استراتژی را مورد عمل قرار دهد که لانه های تروریزم را در بیرون از سرحدات افغانستان هدف قرار دهد.

  سخنان وزیرخارجه، همان سخنان همیشگی رئیس جمهور حامدکرزی است که اینک رفته رفته حیثیت استراتژی سیاسی افغانستان را به خود گرفته است. رئیس جمهور نیز همواره براین نکته تا کید می کند که تروریزم باید در بیرون از قریه جات افغانستان مورد تعقیب قرار گیرد. سخنان رئیس جمهور و وزیرخارجه اشارات واضحی به وجود لانه های تروریزم در پاکستان است. این مطلب بارها گفته شده که تروریزم از خاک پاکستان به داخل افغانستان سرایت می کند وبنیادگرایی وافراطی گری از آن سوی دیورند در داخل افغانستان آمده وخون وخشونت را ترویج می کند.

    اظهارات قاطع آقای رسول در پیوند با تروریزم و خاستگاه های آن، یکبار دیگر این مساله را به گوش جهانیان گوشزد می کند که تروریزم در جایی پرورش یافته ورشد کرده است که اینک زادگاهش را نیز آماج قرار می دهد. تصدیق این موضوع را می توان در ترور بی نظیر بوتو جستجوکرد؛ کسی که به حیث مادر معنوی طالبان شمرده می شود. با درک همین مساله اما دولت پاکستان هیچ گاهی تاکنون این امر را به دوش نگرفته که گویا تروریستان وحامیان طالبان از داخل خاک آن کشور به درون افغانستان نفوذ کرده و مقاصد خشونت آمیز شان را دنبال می کنند.

   تعقیب تروریزم در ماورای سرحدات، از اصلی ترین خواسته های دولت افغانستان است. چیزی که هم اکنون برای جهانیان نیز وضاحت پیدا کرده است. در آخرین اظهارات جنرال نیک پارکر معاون جنرال پیترویس آمده است که نباید برای خروج قوای ائتلاف از افغانستان عجله شود. وی استدلال می کند که اگر نا چاربه مداخله مجدد شویم امکان فراخوانی این نیروها مشکل ساز خواهد بود. وی ترجیح میدهد که به جای عجله در امر خروج، روندی در پیش گرفته شود که منتهی به توانایی ها وظرفیت بیشتر نیروهای افغان می شود.

   در راستای همین مساله است که طی روزهای اخیر حملات قوای هوایی امریکا بر قرارگاه های تروریستان در داخل خاک پاکستان افزایش یافته است. اگر عزم ناتو براین باشد که واقعا می خواهد افراط گرایی و تروریزم را در منطقه نابود کند، این امکان دارد که با تشدید حملات بر مواضع طالبان هم به خواسته های حکومت افغانستان پاسخ قناعت بخش داده وهم به ریشه های اصلی تروریزم پر داخته است. کاری که این روزها درجریان است شاید بی تاثیر بر اوضاع امنیتی افغانستان نباشد اما ضرورت درک  این مساله هم چنان پا برجا است که آبشخور تروریزم تا زمانی که آماج حمله وسرکوب نباشد، سریال عملیات های انتحاری وبم گذاری های کنار جاده درافغانستان هم چنان دوام خواهد داشت.

   اظهارات آقای رسول در واقع بازگویی خواسته های متکرر رئیس جمهور است که از دنیا می خواهد به خیزشگاه تروریزم توجه کند تا در قریه جات افغانستان شاهد تلفات افراد ملکی نباشیم. آیا استراتژی که هم اکنون دنیا در پیش گرفته است منتج به نتیجه مثبتی خواهد شد؟ هنوز زود است که ناتو و ایالات متحده امریکا درک درستی از تقاضای افغانستان داشته باشد.

تروریزم باید در ماورای سرحدات تعقیب شود

 

زلمی رسول وزیر خارجه در نشست سالانه وزرای خارجه کشورهای عضو ملل متحد گفته است که اگر متحدین افغانستان آرزومند پیروزی بر تروریزم می باشد باید جنگ را در ماورای قریه جات افغانستان بکشاند و یک استراتژی را مورد عمل قرار دهد که لانه های تروریزم را در بیرون از سرحدات افغانستان هدف قرار دهد.

  سخنان وزیرخارجه، همان سخنان همیشگی رئیس جمهور حامدکرزی است که اینک رفته رفته حیثیت استراتژی سیاسی افغانستان را به خود گرفته است. رئیس جمهور نیز همواره براین نکته تا کید می کند که تروریزم باید در بیرون از قریه جات افغانستان مورد تعقیب قرار گیرد. سخنان رئیس جمهور و وزیرخارجه اشارات واضحی به وجود لانه های تروریزم در پاکستان است. این مطلب بارها گفته شده که تروریزم از خاک پاکستان به داخل افغانستان سرایت می کند وبنیادگرایی وافراطی گری از آن سوی دیورند در داخل افغانستان آمده وخون وخشونت را ترویج می کند.

    اظهارات قاطع آقای رسول در پیوند با تروریزم و خاستگاه های آن، یکبار دیگر این مساله را به گوش جهانیان گوشزد می کند که تروریزم در جایی پرورش یافته ورشد کرده است که اینک زادگاهش را نیز آماج قرار می دهد. تصدیق این موضوع را می توان در ترور بی نظیر بوتو جستجوکرد؛ کسی که به حیث مادر معنوی طالبان شمرده می شود. با درک همین مساله اما دولت پاکستان هیچ گاهی تاکنون این امر را به دوش نگرفته که گویا تروریستان وحامیان طالبان از داخل خاک آن کشور به درون افغانستان نفوذ کرده و مقاصد خشونت آمیز شان را دنبال می کنند.

   تعقیب تروریزم در ماورای سرحدات، از اصلی ترین خواسته های دولت افغانستان است. چیزی که هم اکنون برای جهانیان نیز وضاحت پیدا کرده است. در آخرین اظهارات جنرال نیک پارکر معاون جنرال پیترویس آمده است که نباید برای خروج قوای ائتلاف از افغانستان عجله شود. وی استدلال می کند که اگر نا چاربه مداخله مجدد شویم امکان فراخوانی این نیروها مشکل ساز خواهد بود. وی ترجیح میدهد که به جای عجله در امر خروج، روندی در پیش گرفته شود که منتهی به توانایی ها وظرفیت بیشتر نیروهای افغان می شود.

   در راستای همین مساله است که طی روزهای اخیر حملات قوای هوایی امریکا بر قرارگاه های تروریستان در داخل خاک پاکستان افزایش یافته است. اگر عزم ناتو براین باشد که واقعا می خواهد افراط گرایی و تروریزم را در منطقه نابود کند، این امکان دارد که با تشدید حملات بر مواضع طالبان هم به خواسته های حکومت افغانستان پاسخ قناعت بخش داده وهم به ریشه های اصلی تروریزم پر داخته است. کاری که این روزها درجریان است شاید بی تاثیر بر اوضاع امنیتی افغانستان نباشد اما ضرورت درک  این مساله هم چنان پا برجا است که آبشخور تروریزم تا زمانی که آماج حمله وسرکوب نباشد، سریال عملیات های انتحاری وبم گذاری های کنار جاده درافغانستان هم چنان دوام خواهد داشت.

   اظهارات آقای رسول در واقع بازگویی خواسته های متکرر رئیس جمهور است که از دنیا می خواهد به خیزشگاه تروریزم توجه کند تا در قریه جات افغانستان شاهد تلفات افراد ملکی نباشیم. آیا استراتژی که هم اکنون دنیا در پیش گرفته است منتج به نتیجه مثبتی خواهد شد؟ هنوز زود است که ناتو و ایالات متحده امریکا درک درستی از تقاضای افغانستان داشته باشد.

خدمات فرهنگی دولت آبادی

 

نام بصیراحمد  دولت آبادی برای همه فرهنگیان ونویسنده گان افغانستان آشنا است. این مرد، سال ها پیش که جامعه ما کمتر آشنایی با رسانه وروزنامه داشت، مدیریت یک مجله وزین را به عهده داشت واز همان آوان نام بلند بصیراحمد در زبان ها ودهان ها می گشت. دولت آبادی در کنار اینکه " حبل الله" را می نوشت ومی گرداند، یک مبارز سیاسی هم بود که هم اندیشه با رهبر شهید، سال های خون وخطر را پشت سر گذاشت وبعداز آن مدام در جراید ومطبوعات نوشت.

    بصیر احمد دولت آبادی به عنوان یک روزنامه نگار پیش کسوت توانست طی سال های گذشته چندین اثر علمی وتاریخی تقدیم جامعه کرده وده چند آدم را در عرصه روزنامه نگاری ونویسنده گی تربیه کند. نویسنده گان امروز جامعه ما به نحوی وامدار کار وتلاش مردی است که به قول آقای واحدی پنج دهه را پنج گونه زندگی کرده است. واز افتخارات این مرد وجامعه فرهنگی افغانستان این است که این پنج دهه، به تمامیت خود به جز افتخار، عزت وسربلندی چیز دیگری نیست. اگر چند که آخرین کتاب او را به دریا ریختند اما وقار وشان این نویسنده بزرگ حتا برای دشمنان فرهنگ وتاریخ نیز انکار نا پذیر است. همه می دانند که بصیر احمد با سیر وسفر در دل تاریخ این سرزمین وبا شکافتن پنهانی ترین زوایای زندگی در این مرز وبوم اصالت مردم واصالت تاریخی فرهنگ و ثقافت هم تباران اش را در این سرزمین پیدا کرده وبه همه شنا سانده است.

     فرهنگیان بلخ که میراثداران رابعه وبوعلی و دهها اندیشمند دیگر اند، مجلس نکوداشتی از کارکردهای دولت آبادی برگزار کرده ا ند. روزنامه افغانستان درحالی که زندگی سراسر فرهنگی وتلاش های بی همال دولت آبادی را در راه نشر واشاعه فرهنگ وتاریخ کشور ارج می گذارد، از این عزیزان نیز قدر دانی دارد که بصیر احمد را به نحو شایسته ای میزبانی کرده اند. آقای دولت آبادی شاید رگ رگ تن اش برای این وطن می تپیده است که بعداز شش سال آواره گی ومهاجرت در دورترین کشور دنیا به بلخ آمده تا بوی سرزمین مادری اش را مشتاقانه استشمام کند. مساله این است که بصیر احمد علیرغم ناراحتی که دارد، اما در آغاز یک عظمت قرار دارد وافغانستان وفرزندان فرهنگی این سرزمین اکنون به خوبی و آن گونه که شایسته شان دولت آبادی است قدر او را میدانند واهمیت چندین دهه کارش را درک می نمایند. او مسولیت های خطیری را برای فرهنگ وتاریخ این سرزمین به انجام رسانیده وحیثیت یک قهرمان فرهنگی را دارد. نکو داشت از یک قهرمان، نکو داشت از تاریخ است واز همین آدرس می خواهم بگویم که فرهنگیان وروزنامه نگاران کابل نیز درحالی که از ته دل برای سلامتی استاد بصیراحمد دولت آبادی دعا می کنند، این مساله را نیز به یاد می اندازد که نهایت همه، ملاقات خدا است ولی آرزوی ما این است که چندین دهه دیگر قلم وزبان دولت آبادی هم چنان بچرخد وبنویسد.